سید العلماءحضرت آیت الله العظمی نجومی کرمانشاهی(ره)

شرفیابی مرحوم آیت الله العظمی نجومی (ره) خدمت خاتم الانبیاء(ص)

شرفیابی مرحوم آیت الله العظمی نجومی (ره) خدمت خاتم الانبیاء(ص)



شبی درمعیت آن بزرگوار بودم، از کوچه که بیرون آمدیم و به خیابان رسیدیم نگاهی به طرف بالای مسجد نواب(مسجدی که حضرت آیت الله العظمی نجومی درآنجا اقامه نماز می نمودند.) نمودند و فرمودند:

(در عالم خواب داشتم از مسجد به طرف منزل می رفتم.دیدم شخص رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) را که به سمت مسجد و بنده می امدند،از شادی و شعف، شتابان به خدمت آن جناب رفتم.خم شدم پای مبارک حضرت را ببوسم با دست شریفشان مانع شده و بنده دست آن حضرت را بوسیدم.با ملایمت و عطوفتی فرمودند:آمدم قصد داشتم شما را ببینم و بروم.)

چقدر هم مرحوم حاج آقا با توجه و متانت ، قصه این رویای روشن و عنایت امید بخش را تعریف می کردند.

منبع :کتاب گنجینه گرانبار ص 83 - اثر آقای علی محمد حاجی علیانی

چهره ماندگار جهان اسلام

دستور العمل اخلاقی آیت الله العظمی نجومی به یک جوان

دستور العمل اخلاقی آیت الله العظمی نجومی به یک جوان


سالها پیش- 17/5/83- وقتی به حرم حضرت معصومه ( سلام الله علیها ) برای زیارت مشرف شده بودم ناگهان چشمم به آیت الله نجومی کرمانشاهی افتاد از باب ادب به محضر ایشان رسیدم از ایشان درخواست نوشتن مطلبی به یادگار نمودم استاد با نهایت تواضع درخواست این حقیر را پذیرفت و دستور العملی نوشتند که به همه دوستداران علامه نجومی تقدیم می کنم.


بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم اجعلنی محبوبا فی القلوب المومنین و بلغنی الی ماه و عشرین سنه من غیر ضعف وعله وفقر و فاقه فالله خیرا حافظا و هو ارحم الراحمین

جهت حفظ وسلامتی و روزی و رزق و رزق روزی 11 بار بخوانید

در حرم مطهر حضرت معصومه به یادگار نوشته شد

83/5/17     سید مرتضی الحسینی النجومی

این دستورالعمل را فقید سعید برای خبرنگار گرامی آقای حمید کرمی نوشته اند.

تصاویر حضور رهبر معظم انقلاب و ایت الله نوری همدانی بر مزار عالم ربانی حضرت ایت اله العظمی نجومی(ره)



نورانیت باطن

نورانیت باطن

 

این مقاله مقدمه ای است بر وصیتنامه ی مرحوم علامه ی فقیه حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ حسن صافی اصفهانی که از قرینه ی بلند و اندیشه ی شکوفانه ی علامه ی ذوفنون، عالم مجاهد و فقیه عالیمقام ،محقق و پیشکسوت جامعه ی خوشنویسان ایران، فخر خاندان علوی و زینت زریه فاطمی مرحوم حضرت آیت الله العظمی حاج سید مرتضی نجومی کرمانشاهی، بنا به درخواستی که از ایشان شده است به رشته ی تحریر در آمده است و ما عین دستخط ایشان را در این جا آورده ایم.

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم



شب‌های هجر را گذراندیم و زنده ایم ما را به سخت جانی خود این گمان نبود. بارالها این گمان نبود که روزی در عزای دوست بزرگوارم با سخت جانی خود مقدمه‌ای بر وصیتنامه او بنویسم. چه باید کرد و غیر تسلیم و رضا چه چاره ای.
 


در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز    

 چه توان کرد که سعی من ودل باطل بود



و اکنون در مصیبت فقدان او چه بگوییم، و ضایعه‌ی غم بار او را چگونه جبران کنیم. خداوندا تو خود می‌فرمایی: ما ننسخ من آیة او ننسها نأت بخیر منها او مثلها الم تعلم انّ الله علی كل شییء قدیر. آیا به راستی در روزگار ما جبران این مصیبت‌ها می‌شود. و آیا امثال اینان دیگر در حوزه‌های تربیت می‌شوند. او به راستی نمونه شامخ و شایسته‌ای از صائناً لنفسه و حافظاً لدینه بود. فاضل صبور ساکت بی‌آزار خوش نفس متقی و دائم الذکر  چنان به مراتب عالیه‌ی علم و عمل آراسته بود که مایه غبطه و حسرت شیفتگان علم وعمل بود. درمقابل سختی‌ها آن چنان صبور و شکیبا بود که گوئی تمثال طهارت نفس و آرامش بود. چه قدر سکوت چه قدر آرامش چه قدر وقار و متانت چه قدر تواضع و ادب عجبی نبود آرامش و اطمینان او نتیجه ایمان باطنی و این صفات عالیه مایه از آرامش معنوی درونی داشت. و ایمان حقیقی است که سختی‌ها را آسان و تلاطمهای  درونی را آرامش می‌بخشد.


و این آرامش و اطمینان است که ظاهر و باطن آدمی را چنان می‌آراید که همگان را شیفته و شیدای او کند که: العالم من یذکر کم الله  رؤیته و یرغبکم فی الآخرة عمله. چهره‌ی زیبا و نورانی او به راستی نمایانگر نورانیت باطن وزیبایی خدایی می‌کرد. سیماهم فی وجوههم من اثر السجود. و مصداق روشنی از کلام امام همام سید الساجدین علیه افضل صلوات المصلین که او را پرسیدند: ما بال المتهجدین باللیل من احسن الناس وجهاً. فرمود: لأنهم خلوا بربهم فکساهم الله من نوره.


درود و رحمت خداوندی بر او باد که هم از عظماء بود و هم از شهدا عشق و ولایت، امام صادق(ع) فرمود: ((من تعلم  العلم و عمل به وعلم لله دعی فی ملکوت السّوات عظیماً)). و بازهم امام معصوم فرمود: ((الا و من مات علی حب آل  محمد مات شهیداً)).

 و سلام علیه یوم ولد و یوم مات و یوم یبعث حیّاً

 

 

 



    کرمانشاه 28 ذیقعدة الحرام 1422 /22/11/80

           مرتضی الجسینی النجومی



-حضرت آیت الله العظمی نجومی مقدمه ای بر وصیت نامه آیت الله حسن صافی اصفهانی نوشته اند که در نامه ای مستقل تقاضا کرده اند که دستخط خودشان منتشر شود .

- وصیت نامه آیت الله صافی اصفهانی با مقدمه آیت الله العظمی نجومی در کتاب سوخته دلی غریب در تاریخ جمادی الاول 1425 چاپ و منتشر شده است که ما آن را همراه با نامه ایشان به حضرت حجت الاسلام حسن صافی ذیلاً می آوریم.

         تمثال عالم ربانی ، زعیم حوزه علمیه اصفهان مرحوم آیت الله حاج شیخ حسن صافی اصفهانی(ره)

آیت الله زاده جناب حجت الاسلام حاج علی صافی اصفهانی


 
 
 
 



علاقه مندان می توانند در ادامه متن وصیت نامه مرحوم آیت الله صافی اصفهانی(ره) را مطالعه نمایند

ادامه نوشته

آخرین مصاحبه مرحوم آیت الله العظمی نجومی

آخرین مصاحبه مرحوم آیت الله العظمی نجومی پیش از فوت ایشان




علامه نجومی: اگر امام زمان الان ظهور می‌فرمود، سفارش به خدمت مردم می‌کرد.

خبرگزاری فارس: عالم و فقیه نامدار کرمانشاه و چهره‌ماندگار کشور گفت: اگر وجود نازنین امام عصر(عج) همین الان ظهور می‌فرمود، بعد از دستور به ادای واجبات و ترک محرمات، امر به خدمت به مردم و نیازمندان می‌کرد.

مرحوم آیت‌الله العظمی سید مرتضی نجومی در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار فارس در کرمانشاه که همزمان با روز عید سعید فطر سال جاری انجام گرفت، افزود: بسیاری از ما در سخن و دعاهایمان به دنبال امام زمان می‌گردیم، اما باید بدانیم دستورات و فرمایشات ایشان چیست و یکی از مهم‌ترین خواسته‌های امام زمان(عج) خدمت به مردم و حل مشکلات مختلف آنان است.

وی ادامه داد: همه باید تلاش کنیم مسائل و مشکلات و گرفتاری‌های مردم و مومنین را برطرف کنیم و البته وظیفه مسئولان در این عرصه سنگین‌تر است.

عالم شهیر و نامدار کرمانشاه تاکید کرد: نکته دیگر اینکه باید قدر لحظات و ساعات عمر خود را بدانیم و پیش از آنکه دیر شود، با برنامه‌ریزی و زمان‌شناسی از لحظه لحظه عمر بهره گرفته و در راه خدا و بندگانش از هیچ تلاشی فروگذاری نکنیم.

آیت‌الله العظمی نجومی بهترین شیوه برای سعادت انسان را عمل به قرآن و سیره اهل بیت(ع) دانسته و تاکید کرد: اسلام راه سعادت، موفقیت و حیات طیبه را در دنیا و آخرت به ما نشان داده و ما باید به اندازه درک و فهم خود این راه را دنبال و به مقصود برسیم و یکی از بهترین راه‌ها و کامل‌ترین آنها عمل به قرآن کریم و سیره معصومین( علیهم السلام) است.

سرآمد هنرمندان جهان اسلام ایت الله العظمی نجومی(ره)

سرآمد هنرمندان جهان اسلام ایت الله العظمی نجومی(ره)

بخشی از برجستگی‌های هنری این هنرمند و عالم بزرگ را می‌توان از لابه‌لای گفته‌های ایت الله العظمی نجومی نیز دریافت كرد. به‌طوری كهمعظم له چنین گفته است: « در خاندان ما هنرهای زیبا جایگاه ویژه‌ای دارد و هنرمند خوشنویس، نقاش و صحاف زیاد داشته‌ایم. مرحوم جدم آقای میرزا اسماعیل از خوشنویسان خوبی بودند كه انواع خطوط را بسیار استادانه می‌نوشتند و آثار بسیار ارزشمند در این زمینه دارند كه همراه برادرش آقا میرزا رضای منجم‌باشی از شاگردان میرزا محمدعلی خوشنویس كرمانشاهی بوده‌اند.»

آقا سیف السادات ، سید میرزا عبدالرحمن نجومی ، سید میرزا محسن و سید محمد صالح سیف السادات ، سید نصر الله نجومی و سید میرزا حسن نجومی و سید هادی و مهدی نجومی و آقا سید محمد جواد نجومی پدر گرانقدر استاد  نیز از هنرمندان این خانواده هستند .

در سال 1357 میرزا احمد معصومی زنجانی اجازه‌ای عربی در عالم خط برای مرحوم نجومی نوشت. ضمن این‌كه ایشان لوح تقدیر نخستین گردهمایی و جشنواره خوشنویسان جهان را نیز از آن خود كرد.در سال  1380 شمسی نیز  بعنوان چهره ی ماندگار ایران در عالم هنر  مورد تقدیر قرار گرفته اند .

آیت‌الله سید مرتضی نجومی

آثار و خطوط وی حكایت از نبوغ و قدرتی به‌ویژه در خط ثلث دارد. این اندیشمند فرزانه در هنر خوشنویسی سرآمد هنرمندان جهان اسلام به‌شمار می‌رود و در زمینه خط زیبای ثلث، به‌عنوان بی‌نظیرترین هنرمند معاصر شناخته شده است.

هنرمندان بسیاری از جمله خوشنویسان مطرح كشور از ارزش‌های هنری و فضائل مرحوم استاد نجومی سخن گفته‌اند؛ از جمله جلیل رسولی هنرمند خوشنویس در این خصوص گفته است: « ایشان مرد بزرگی بود كه علاوه بر بهره‌مندی از هنر خوشنویسی نسبت به مسائل هنری مربوط به خوشنویسی نیز تحقیقات بسیار ارزنده‌ای دارد.»

رسولی، مرحوم نجومی را هنرمند خوش‌ذوقی می‌خواند كه حرف‌های بسیاری در زمینه هنری به‌ویژه هنر خوشنویسی داشت.

افزون بر اینكه هنر خوش نویسی در خاندان آیت الله نجومی موروثی بود، وی از همان كودكی به زیبانویسی بسیار اهمیت می داد.

 

 هرجا خطی خوب می دید، می كوشید از روی آن بنویسد و این ممارست تا دوره تحصیل در نجف و حتی پس از بازگشت به ایران، قطع نشد. ایشان بسیاری از كتاب ها را با خط خود رونویسی كرد و جمله ها و عبارت های زیبایی از سخنان بزرگان و آیات قرآن كریم را به زیبایی نگاشت.

آیت‌الله سید مرتضی نجومی از برترین‌های هنر خوش نویسی جهان بود که نزد خطاطان بزرگی همچون هاشم بغدادی و احمد نجفی به تمرین و ممارست پرداخت تا در انواع خطوط اسلامی استاد مسلم و در خط نسخ و ثلث، یگانه و بی‌همتا شد و در تذهیب، تشعیر، جلید و گل‌ و‌ بوته سازی، آثار جاودانه‌ای پدید آورد.

همچنین وی، پس از رها کردن تحصیل در مقطع دبیرستان به یادگیری علوم حوزوی پرداخت و در محضر اساتیدی همچون آقا میرزاابراهیم پورمعتمد، حاج سیدمحمود معصومی لاری و حاج شیخ حسن حاج آخوند علوم دینی پایه را فرا گرفت.


آیت الله نجومی نویسنده کتاب کیمیای سعادت در کتاب خود به مهاجرت به عتبات عالیات عراق اشاره می کند و عنوان «تعبیر رویا و عزیمت به کوی دوست» از به این اقدام خود می دهد.

در آثار به ثبت رسیده از وی می توان به مجموعه آثار بی نظیر خطی و رسالاتی با عناوینی چون « بعد معنوی هنر خط» و رساله‌ای در تعظیم شعائر اسلامی اشاره کرد که در جای خود بسیار مورد توجه هنر دوستان بوده است.

ایشان از آیات عظام نجف اجازه اجتهاد و از حضرات آیات شیخ آقا بزرگ تهرانی، سید محمد صادق بحرالعلوم، اراکی و مرعشی نجفی قدس سره هم اجازه روایت حدیث و از استادانی چون سید محمد جواد نجومی اجازه هنر داشت و به گروهی هم اجازه نقل حدیث و روایت بخشوده بود.

 

آیةاللّه نجومی از مشایخ حدیث و هنر به شمار می رفت و اساتید هنر برای نیل به درجه استادی، باید مورد تأیید و تصدیق او قرار می گرفتند.

 

آن مرحوم در طول اقامت خویش در نجف اشرف کتاب های بسیاری را استنساخ نمود که برخی از آن ها عبارتند از: ریاض العلما، فروع العلم الاجمالی )میرزا باقر زنجانی(، فصل القضاء والاجازة الکبیرة )سید حسن صدر(، استخارات )سید بن طاوس(، بناءالمقالة الفاطمیة )سید احمد بن طاوس(، لشوةالسلاقة و محل الاضافة )شیخ محمد علی بن بشارة آل موخی نجفی متوفی 1163(، تحفةالحکیم )شیخ محمد حسین غروی اصفهانی.)

مرحوم آیت الله حاج سید مرتضی نجومی 5 آذر سال 1307 در كرمانشاه متولد شد و از او آثار خوشنویسی ،‌نقاشی ، و تابلوهای بسیاری برجای مانده است .

 

ا آیت الله نجومی در هنر تهذیب خط و نقاشی سرامد روزگار بود ا

 علی معلم ریاست فرهنگستان هنر گفت: یک شاعر سبک هندی به زبان فصیح می گوید که «در خرابات مغان بی عصمتی را راه نیست/دختر رز با سیه مستان به خلوت می رود».

استاد محمد علی دامغانی رییس فرهنگستان هنر در سخنانی به شخصیت بزرگ این استاد اشاره كرد و گفت: حضرت آیت الله حاج سید مرتضی نجومی از پدر روحانی و سرآمد هنرمندان روزگار خویش بود.

وی ادامه داد:جایگاه و مسند ارزشمند این استاد بزرگ آنچنان رفیع و بلند بود كه پایگاهی در سلسله هنرمندان سده های اخیر محسوب می شود.

وی خاطر نشان كرد: مرحوم آیت الله نجومی اهل علم ،‌تقوی ،‌مدرس مدرسه ،‌فقیه ،‌مجتهد و در عین حال هنرمندی بود كه هنرمندان او را سرمشق كارهای خود قرار داده اند و تمامی هنر مشرق زمین در ایشان گرد آمده بود.

معلم دامغانی اضافه كرد: هنر مخصوص طایفه ای خاصی نیست و چهره های فرهنگی و هنری در حقیقت برای هنر تربیت نشده اند مثل استاد شهریار كه پزشكی می خواند و در نهایت شاعر بلند آوازه ای شد و یا علی اسفندیاری.

وی با بیان اینكه آیت الله نجومی میراث خود را دارد اضافه كرد : این سید بزرگوار مانند حضرت علی كه خط كوفی را نگارش می كرد فرزند همین خاندان و آموخته این درگاه است او صاحب مقام انسانی است و این میراث را به حق به دوش می كشد.

رییس فرهنگستان هنر افزود: هنرمند از وجود خود دو صفت نیكی و انسانیت را داراست كه از شعور ناشی می شود و شعور اهل تجربه و اهل علم بالاتر است و با تخیل آمیخته است .

علی معلم دامغانی با بیان اینکه هنر آیت الله نجومی به مفهوم واقعی هنر شرقی است؛ گفت: بسیاری از هنرمندان ایشان را در تهذیب خط و نقاشی الگوی خود قرار دادند.

 علی معلم ریاست فرهنگستان هنر گفت: یک شاعر سبک هندی به زبان فصیح می گوید که «در خرابات مغان بی عصمتی را راه نیست/دختر رز با سیه مستان به خلوت می رود».

 علی معلم دامغانی، رییس فرهنگستان هنر گفت: جامعه هنری، هنرمندی به جامعیت آیت‌الله نجومی نمی‌شناسد. ایشان مدرس، محقق، معلم، فقیه و در عین حال هنرمندی طراز اول بودند که بسیاری از هنرمندان او را سرامد خود می‌دانستند.

وی افزود: خوشنویسی، طراحی و نقاشی، صحافی و جلد سازی، تذهيب و هرآنچه که در شرق به عنوان هنر خوانده می‌شود، در وجود آیت‌الله نجومی جمع بود و خدا به ما توفیق داد که معرف آثار ایشان باشیم.

رییس فرهنگستان هنر در ادامه گفت: آیت‌الله نجومی فرزند خاندان اهل بیت و وارث آنان بود، وارث میراثی که امیرالمومنین علی(ع) به عنوان کاتب وحی و کاتب بزرگ پیامبر اکرم(ص) از خود بر جای گذاشت. شگفتی زندگی ایشان تواضع و فروتنی‌اش بود كه با تعریف ایرانیان از هنرمند سازگار است. ايرانيان در اين‌باره  نیکی، آدمیت و انسانیت را باعث و بانی آفرینش هنرمند می‌دانند.
علی معلم دامغانی، رییس فرهنگستان هنر گفت: جامعه هنری، هنرمندی به جامعیت آیت‌الله نجومی نمی‌شناسد. ایشان مدرس، محقق، معلم، فقیه و در عین حال هنرمندی طراز اول بودند که بسیاری از هنرمندان او را سرامد خود می‌دانستند.

وی افزود: خوشنویسی، طراحی و نقاشی، صحافی و جلد سازی، تذهيب و هرآنچه که در شرق به عنوان هنر خوانده می‌شود، در وجود آیت‌الله نجومی جمع بود و خدا به ما توفیق داد که معرف آثار ایشان باشیم.


وی افزود: هنر، مخصوص عده خاصی است و اگر در زندگی هنرمندان بزرگ غور کنید، متوجه خواهید شد که بسیاری از آنان از ابتدا برای هنر پرورش نیافته بودند. در میان دانشمندان به خصوص علمای دین، هنر رواج بسیاری دارد و اگر رضاخان سعی در تغییر لباس نمی‌کرد، امروز میان هنرمند و صوفی و عالم و عارف تفاوتی دیده نمی‌شد.

وی افزود: ارجمندانی هستند که در شرح حال آیت الله نجومی به تحصیل و تدریس پرداخته اند و شناخت مناسبی از وی دارند.

 

معلم دامغانی، در ادامه خاطرنشان کرد: در سال های اخیر ما کسی را از سلسله ارجمندان به این مرجعیت نمی شناسیم که هم فقیه و مجتهد و هنرمند باشد و هم در تهذیب و خط و نقاشی در هنر مشرق زمینی به عنوان الگو قرار گیرد.

 

رییس فرهنگستان هنر ادامه داد: خدا توفیق داد که فرهنگستان هنر بعد از رحلت ایشان معرف آثار وی باشد و این عالم اندیشمند را به جامعه معرفی کند اجازه بدهید مساله ای را به عنوان سوال و شگفتی و تعجب پیرامون این مساله بگویم هنر مخصوص طایفه خاص و سلسله ای از هنرمندان است و اگر ما نگاهی به چهره های فرهنگی بیاندازیم می بینیم که بسیاری از هنرمندان برای هنر تربیت نشده اند شهریار قرار بود پزشک شود اما شاعر شد.

 

وی در ادامه این مطلب اضافه کرد: علی اسفندیاری معروف به نیما یوشیچ دروس اولیه را در مدرسه فرانسوی ها گذراند اما ذوق دو سه بچه شهرستانی منجر شد که او وارد عرصه دیگری از زندگی بشود و جزء بهترین های شعر شود.

 

به گفته استاد معلم، در حال حاضر ما دانشمندانی را می شناسیم و شاعرانی را که جزء سلسله ارجمندان و بزرگواران هستند اما آیت الله نجومی سرآمد روزگار بود در واقع اگر رضاخان لباس مردمان را تغییر نداده بود امروز در ظاهر از نظر پوشش تفاوتی بین شاعر و عالم نبود و البته ایت الله نجومی میراث خود را دارد و به حساب عزام او فرزند خاندانی بزرگ بود اما همیشه تواضع و انسانیت او زبانزد خاص و عام بود.

 

این شاعر پیشکسوت اظهار کرد: هنرمند باید دو صفت را داشته باشد یکی نیکی و دوم انسانیت است که نیکمردی هنرمند برخاسته از شعور خاص او شعوری که مبتنی بر تخیل و آمیخته به هنر و شعر و خط از چنین شعوری زاییده می شود که البته این شعور در آیت الله نجومی به نحو احسن وجود داشت.

 

وی با بیان اینکه انتشار کتاب آیت الله نجومی از سوی فرهنگستان هنر یکی از افتخارات ما در این مجموعه است عنوان کرد: این چهره نجیب و شریف همیشه به عنوان یک الگو مطرح است و همه کار خود را حتی در دوران پیری و کهولت خود انجام می داد و در جایگاههایی حاضر می شد که بسیاری به دلیل غرور حاضر نبودند حاضر نبودند در چنین جایگاههایی گام بردارند و تنها ادمهایی می توانند چنین باشند که به گفته حافظ شبی را دیده اند و از آسمان زکات به پا می دهند.

 

در ادامه محمدعلی سلطانی، آیت الله سیدمرتضی نجومی را یکی از بزرگترین هنرمندان از دوره صفویه تا کنون خواند و گفت: این حرف را از این بابت نمی گویم که از هنر دوره صفویه تا به امروز اطلاع کافی ندارم بلکه هنر این دوره را به خوبی می شناسم و حتی پس از آن را نیز مطالعه کرده ام با این وجود به صراحت می گویم که آیت الله نجومی سرسلسله هنرمندان بزرگ در این دوره است.

 استاد محمد علی سلطانی ، پژوهشگر و نویسنده در وصف شخصیت استاد آیت الله نجومی گفت : مرحوم آیت الله نجومی همواره هنرمندی جامع الشرایط زمان خود بوده است و تاكنون چنین هنرمندی كه هم مجتهد، عالم ، عارف ، ظرافت فكری و نسخه شناس باشد در قبل و یا پس از انقلاب در ایران وجود نداشته است .

سلطانی خاطر نشان كرد : این هنرمند بزرگوار حیثیت اسلام به شمار می رود و تمامی زندگی خود را در مسایل اخلاقی ،‌اجتماعی و رسیدگی به امور مردم ،‌رسیدگی به فقرا ، برگزاری كلاس های درس ‌احكام صرف كرده است.

وی گفت: او احیاء گر نویسندگان تركیه در ایران بود و از برترین های جهان اسلام محسوب می شد.  

وی ادامه داد: آیت الله نجومی چیزی از انقلاب نگرفت چرا که حتی قبل از آن و بعد از آن هم شخصیتی جامع داشت در واقع انقلاب چیزی به شخصیت او نیافزود و در مورد ایشان می توان گفت که او حیثیت اسلام در کرمانشاه بوده است و همیشه و همواره خضوع و فروتنی و انسان دوستی ایشان در آن منطقه الگو و مورد استقبال قرار داشت.

 

محمدعلی سلطانی، آیت الله نجومی را در مسائل علمی فردی اهل انصاف خواند و گفت: ایشان در همه هنرها از جمله خوشنویسی، تهذیب، نقاشی و غیره در مقام و مرتبه بالا قرار داشت و یکی از احیاگران نویسندگان ترک در ایران بود چنانکه تمامی ظرفیت های به کار گرفته هنر آنها را ترویج می داد.

 

وی آیت الله نجومی را در نستعلیق پیرو خوشنویسان هنر قاجاریه دانست و گفت: در مسئله خط ایشان همواره می فرمود« اخلاق باید همراه با هنر باشد»، اگر من بخواهیم درباره شخصیت ایشان چیزی بگویم مثنوی هفتاد من کاغذ می شود.



در ادامه جلسه محمد علی سلطانی گفت: از دوران صفویه تاکنون هنرمندی که هم فقیه ،هم مجلد، هم مذهب و هم باقی هنرها را دارا باشد، دیده نشده، به همین دلیل آیت‌الله نجومی یگانه روزگار است.

وی افزود: متاسفانه امروز در دانشگاه‌ها به تفاوت هنر قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران توجه نمی‌شود. در دوران پهلوی هنرمند مذهب نداشته‌ایم و تنها آیت‌الله نجومی تکیه گاهی برای این هنر و هنرمندان قبل از انقلاب بودند. ایشان در مسایل شخصی و خصوصی خود اهل احکام، در بعد اجتماعی اهل اخلاق و در انسانیت و مراتب والا، اهل عرفان بودند.

سلطانی گفت: آیت‌الله نجومی، مرکزی برای جوانان بی‌پناه کوهپایه زاگرس فراهم کردند و کتابخانه شخصی ایشان پایگاه استوار و معتبر و همچنین دانشگاهی بزرگ بود که بسیاری از جوانان را به مقصود رساند. جالب است بدانید که در دوره‌ای برای ایشان دو محافظ گذاشته بودند، اما ایشان به این دو محافظ صحافی یاد دادند و اکنون این دو در کرمانشاه صحافی‌های معتبری را اداره می‌کنند.

سلطانی در ادامه، ضمن اشاره به علاقه شدید مردم کرمانشاه به آیت‌الله نجومی، گفت: ایشان از طریق عمل، بسیاری از افراد ناباب را هدایت و امر به معروف کرد. ایشان تمام کارهای نیک و خیری را که انجام دادند، وظیفه شرعی و ملی خود می‌دانستد و از این بابت انتظاری نداشتند. چه بسیار مقام‌هايي که به ایشان پیشنهاد شد که هیچکدام را نپذیرفتند.

کتاب مجموعه آثار خوشنویسی و طراحی آیت‌الله سید مرتضی نجومی توسط مؤسسه تأليف، ترجمه و نشر آثار هنری (متن) وابسته به فرهنگستان هنر در 135 صفحه رنگی و نفیس و بهای 25 هزار تومان منتشر شده است.

 

ایت الله العظمی میرزا باقر زنجانی در بیان ایت الله العظمی نجومی کرمانشاهی

اجازه نامه های اساتید ایت الله العظمی نجومی به معظم له

اجازه خطاطي كه در پي مي­ آيد به قلم استاد احمد معصومي مشهور به نجفي زنجاني براي آيت الله سيد مرتضي نجومي كرمانشاهي(1307-1388ش) نوشته شده است. اين اجازه در منزل استاد نجومي در كرمانشاه در دهم شعبان 1398 كتابت شده است. مرحوم استاد نجومي در زندگينامه خودنوشت ؛ كيمياي هستي در باره اين اجازه نوشته است:

«...رابطه بنده با مرحوم زنجاني رابطه هنر و فن بود، چون بنده واقعا عاشق و شيفته لطافت روح و ظرافت هنر و فن بودم و مرحوم زنجاني هم از اين حالت بسيار خوشش مي­آمد و شاداب مي­شد، از اين رو كمال علاقه را به هم داشتيم. مدتي هم بنده در نجف مستاجر منزل زنجاني شدم چون ايشان منتقل به تهران شدند. در سال 1398 قمري هم كه جهت زيارت ما به كرمانشاه آمدند؛ اجازه بسيار شيرين و لطيفي در عالم خط براي بنده نوشتند...»(كيمياي هستي،ص270)

اصل اين اجازه در كتابخانه آيت الله نجومي در كرمانشاه نگهداري مي­شود و تصويري از آن در كتاب گنجينه گرانبار؛ يادنامه مرحوم آيت الله سيد مرتضي نجومي(تاليف علي محمد حاجي علياني، كرمانشاه؛ نشر مولف با همكاري باغ ني، 1390) آمده است.

متن اجازه خطاطی استاد زنجانی به آیة الله نجومی

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله رب العالمين و الصلوة و السلام علي اشرف الانبياء و المرسلين و بعد فانّ الاخ الاعز الاسعد العلم العامل و الانسان الكامل معدن المكارم و الماثرو مجمع  الفضائل  و الفواضل حجة الاسلام و آيه الله الملك العلّام الحاج السيد مرتض النجومي الكرمانشاهي قد حاز من الفضائل اعلاها و من المكارم اغلاها و لعمري و عمر الحق انّه من اعاظم عصرنا و لا غرو ولا عجب

ليس علی الله بمستنكر                     ان يجمع العالم في واحد

و لهذه الموهبة الالهية قد اجزت له ان يكتب اسمه الشريف تحت قطعاته الجميلة و ليشكر الله علي هذه المكرمة

و انا الفقير ال‍ی الله الغني الحاج احمد النجفي الزنجاني في عاشر شعبان المعظم سنة 1398 من الهجرة النبوية  


گذری بر احوالات عارف روشن ضمیر حضرت ایت الله العظمی سید مرتضی حسینی نجومی(ره)

زندگی‏نامه

حضرت آیت الله سید مرتضی نجومی، فرزند مرحوم آیت الله آقا سید محمدجواد نجومی که ــ بنا به شجره نامه‌ای که به خطّ ایشان، در پشت نسخه بسیار نفیس نهج البلاغه خطی مرقوم شده ـ سلسله سیادت ایشان به امام سجاد علیه‏السلام می‏رسد. پدر و جد بزرگوارشان، متولد کرمانشاه و از سادات بسیار جلیل القدر و از صالحان زمان بودند که عمر مبارکشان را در همین شهر سپری کردند و برای دوست‏داران ائمه اطهار(ع) ملجأ و پناهی بی‏بدیل بودند.
استاد در همین نامه می‏فرماید: «والدة عفیفه و صالحة بنده که به راستی نمونة سلامت نفس، دیانت، تقوی، دلسوزی، مهر و محبت بود، فرزند مرحوم مغفور آیت الله شیخ مرتضی علم الهدی آل آقا بودند».
سال و محل تولد استاد ــ برابر آنچه در این کتاب قید فرموده‌اند به نقل از والد مکرّمشان که در پشت نسخة خطی کتاب «عین الیقین» فیض مرقوم داشته‌اند، ــ در ۲۳ جمادی الثانی ۱۳۴۶ مصادف با ۵ آذر ۱۳۰۷ در کرمانشاه می‏باشد، اما در شناسنامه، تاریخ تولدشان ۲۶ بهمن ۱۳۰۷ قید شده‌ است.
سید مرتضی در سال ۱۳۱۴ شمسی در دبستان هدایت کرمانشاه به تحصیل پرداخته و تا کلاس ششم همان‏جا بود. و بعد از آنکه در سال ۱۳۲۱ و ۱۳۲۲ دوران اول و دوم دبیرستان را گذراند، تحصیل در مدارس دولتی را رها و به تحصیل دروس حوزوی مشغول شد.

اساتید

در زمانی که هیچ مدرسه علوم دینی و هیچ طلبه‌ای در کرمانشاه نبود، سید مرتضی تحصیل علوم حوزوی را نزد پدرشان و دیگر اساتید شهرآغاز نمودند تا اینکه پس از گذشت چند ماهی از این جریان علمای کرمانشاه به امر حضرت آیت الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی حوزة علمیه را در کرمانشاه پایه گذاری نموده و در مسجد حاج شهباز خان، اوّلین مدرسه علوم دینی تشکیل شد.
ایشان در محضر اساتیدی چون آقا میرزا ابراهیم پور معتمد، حاج سید محمود معصومی لاری و حاج شیخ حسن حاج آخوند به تحصیل علوم دینی پایه پرداختند.

عزیمت به کوی دوست

وی جهت گذراندان دروس حوزوی و بهره جستن از محضر اساتید بزرگ شیعه به عتبات عالیات عراق یعنی «کربلا و نجف» مهاجرت کردند. ایشان در کتاب «کیمیای هستی» تحت عنوان تعبیر رؤیا و عزیمت به کوی دوست، از این اقدام یاد کرده‌اند.
آیت الله نجومی در بیان دلیل عزیمت به عراق، برای ادامة تحصیل در کتاب «کیمیای هستی» چنین نوشته‌اند که: «رفت و آمد علاقمندان و همشهریان را به منزل والد و معاشر بیش از اندازه را بلائی برای ادامة تحصیل دیدم، لذا تصمیم به عزیمت به عتبات مقدسه و انتقال به حوزة نجف اشرف گرفتم.» ایشان در سال ۱۳۶۹ هجری قمری به شهر نجف اشرف رفته، به تحصیل دروس حوزوی پرداخت و به درجه اجتهاد نائل آمد.

آیت‏‎الله هنرمند

آیت الله سید مرتضی نجومی علاوه بر اینکه عالمی مجاهد بود و دستی گشاده در فقه و اصول و علوم حوزوی داشت و تقریرات درس‏های فقهی استادان برجسته حوزه را به چاپ رسانده بود، از برترین‏های هنر خوش نویسی جهان هم بودند که تابلوهای زیبای ایشان هوش از سر هر صاحب ذوقی می‌برد. استاد نزد خطاطان بزرگی همچون هاشم بغدادی و احمد نجفی به تمرین پرداختند تا درانواع خطوط اسلامی استاد مسلم و در خط نسخ و ثلث یگانه و بی‏همتا گردیده‌ و در تذهیب و تشعیر و جلید و گل و بوته سازی آثار جاودانه‌ای پدید آورده‌اند. گفتنی است که حضرت آیت الله سید مرتضی نجومی به عنوان چهرة ماندگار ایران در عالم هنر هم مورد تقدیر قرار گرفته‌اند.

فعالیت‏های انقلابی

استاد در خصوص فعالیت‏های دوران انقلاب چنین نگاشته‌اند: «بعد از بازگشت از نجف اشرف تا شروع انقلاب مقدس اسلامی دیگر مجال نوشتن کتابی یا استنساخی پیدا نشد و به کارهای معمولی و وظایف مقرره روحانیت مشغول شدیم. تا اوان انقلاب اسلامی که جوانان عزیز و سر باخته ، دستگاه تکثیر و چاپ اعلامیه‌ها را مخفیانه به منزل ما آوردند، به‏طوری که خود آقایان روحانیون محترمی که کاملاً در جریان انقلاب بودند نمی‌دانستند که اعلامیه‌ها کجا تکثیر می‌شود، حتی گاهی جلسه آقایان علما منزل ما بود و در همان وقت جوانان عزیز در زیر زمین مشغول تکثیر و چاپ اعلامیه‌ها با انشاء این حقیر بودند.»
در کوران درگیری‏های انقلاب در ۹ مهر ماه ۵۷ داماد ایشان، جناب آقای صادق صابون‏پز در درگیری با عوامل رژیم شاه به شهادت رسید و به عنوان اولین شهید انقلاب اسلامی در کرمانشاه تقدیم به امام و انقلاب شد.

آثار و تألیفات

در آثار به ثبت رسیده از ایشان می‌توان به مجموعه عکسی از آثار خطی ایشان، چند رساله ارزشمند با عناوینی چون رساله بعد معنوی هنر خط، رساله التصویر و التمثیل، رسالة الغناء، رساله النجاسه ـ الخمر، تفسیر سورة مومن، کیمیای هستی، فیض قلم، سحر مبین و رساله‌ای در تعظیم شعائر اسلامی اشاره نمود.

عالم فرزانه، آیت الله سید مرتضی نجومی، پس از عمری مجاهدت و تلاش برای اعتلای کلمه حق در ایران و جهان، صبح دوشنبه، بیست و پنجم آبان ماه ۱۳۸۸ مصادف با بیست و هفتم ذی القعده سال۱۴۳۰ بر اثر بیماری و کسالت در منزل شخصی خود دار فانی را وداع گفت.
از تهران سرشناسان خوشنویسی پایتخت نشین برای سنجش عیار خطّ ایشان راهی کرمانشاه شده بودند. تبحر ایشان در ثلث نویسی بود، صلابت و راست نویسی یکی از ویژگی های مهم این خط است. با دستگاه های دقیق و اندازه گیری نگاه کرده بودند. صلابت حرف الفی که ایشان تحریر کرده بود بی نظیر بود و اندکی لرزش در این حروف دیده نمی شد. آن موقع سنشان بالای شصت بود …
اول امسال(۱۳۸۸) تماس گرفته بود با یکی از مسئولان شهرداری کرمانشاه، گفته بود امسال سال آخر من است، امسال من می‌میرم. اگر وقت داری بیا با هم بگردیم جایی برای قبرم پیدا کنم. باغ فردوس کنار مزار شهدای کرمانشاه را انتخاب کرد. جایی که الآن دفن است دستچین خودش بود از میان قبور…
گفته بود آن مهر و سجاده‌ای را که در مسجد سال‌ها بر آن نماز خواندم با من در قبر بگذارید، آن را از مال شخصی خریداری کرده‌ام. هنگام مرگ مادرم هم یک مشت خاک از پایین پای او جمع کردم، روی چشم هایم بگذارید و مرا دفن کنید …

رهبر معظم انقلاب و آیت الله العظمی نجومی(ره)



رهبر انقلاب اسلامی در جریان سفرشان به کرمانشاه در دیدار با طلاب و روحانیون این استان از چند عالم کرمانشاهی تجلیل کردند. یکی از این عالمان مرحوم آیت الله نجومی کرمانشاهی(ره) بود.

حضرت آیت الله خامنه ای در سخنان خود از مرحوم نجومی با عنوان" عالم، فاضل، درس خوانده، زحمت کشیده و در عین حال هنرمند" یاد کردند و گفتند : بعد از انقلاب قبل از دوره ریاست جمهوری به منزل ایشان رفتم و کارهای هنری ایشان را از نزدیک دیدم.

بعد از رحلت امام از ایشان درخواست کردم این حدیث شریف را که " من نصب نفسه للناس امام فلیبدأ بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره" برای من بنویسد تا جلوی چشم من باشد.

ایشان هم با خطی بسیار زیبا نوشتند و من هم آن را تابلو کردم و جلوی چشم من است.

رهبر انقلاب اسلامی در ادامه گفتند: اگر این تعلیم انجام گرفت تعلیم غیر، آسان می شود. مشکل کار ما این است.

گفتنی است متن کامل این حدیث شریف از این قرار است: امام علی (ع):

مَن نَصَبَ نَفسَهُ لِلنّاسِ اِماما فَلیَبدَأ بِتَعلیمِ نَفسِهِ قَبلَ تَعلیمِ غَیرِهِ وَلیَکُن تَدیبُهُ بِسیرَتِهِ قَبلَ تَدیبِهِ بِلِسانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفسِهِ وَ مُؤَدِّبُها اَحَقُّ بِالجلالِ مِن مُعَلِّمِ النّاسِ ومُؤَدِّبِهِم؛

کسى که خود را پیشواى مردم قرار داده، باید پیش از آموزش دیگران، خود را آموزش دهد و پیش از آن‏که دیگران را با زبان، ادب بیاموزد، باکردارش ادب آموزد و البته آموزش دهنده و ادب‏آموز خود بیش از آموزگار و ادب‏آموز مردم، شایسته تجلیل است. (غرر الحکم، ح ۷۰۱۶)

این دعا از کنوز آل محمد است . «آیت الله العظمی نجومی کرمانشاهی (ره )»


نماز امام زمان علیه السلام

این دعا از کنوز آل محمد است . «آیت الله العظمی نجومی کرمانشاهی (ره )»



مرحوم آیت الله شیخ علی آل اسحاق (ره ) از شاگردان امام راحل می فرمودند : در ایام شروع انقلاب در نجف اشرف تحت تعقیب بودم و شخصی تمام وقت مرا زیر نظر داشتند و تحمل این وضعیت واقعا برای من سخت بود ، تا اینکه روزی سراسیمه به محضر شهید محراب آیت الله مدنی تبریزی رسیدم و ایشان علت آشفتگی مرا پرسیدند ، داستان را نقل کردم ، مرحوم مدنی دستور به نماز امام زمان دادند برای خواندن نماز به مسجد سهله مشرف شدم و در آن ایام هنوز امکانات مانند امروز نبود ، با هول و هراس به مسجد رفته و مشغول ذکر شدم ، مسجد خلوت بود و در حال نماز اضطراب و دلشوره داشتم می ترسیدم در هنگام نماز بلایی سر من بیاورند بالاخره نماز را به اتمام رساندم در بین نماز عده ای از زائران کویتی برای زیارت و اعمال مسجد به مسجد سهله مشرف شده بودند و وسیله نقلیه ای هم داشتند و با ایشان به نجف برگشتم فردا صبح در حالی که به امور روزمره خود می پرداختم در بین روز میتی را در حال تشییع دیدم و از باب استحباب مشایعت میت چند قدم به دنبال جنازه حرکت کردم ناگهان متوجه لبخند یکی از دوستان خود که در حاشیه جاده ایستاده بود شدم نزد او رفتم و علت را پرسیدم و ایشان گفت می دانی تشییع چه کسی می کنی ؟ گفتم : نه !گفت : همان که همیشه در تعقیب تو بود .....آیت الله آل اسحاق می فرمود : اگر بخواهم داستانها و فوائدی که برای این دعا دیده ام را برای شما نقل کنم خود در حد یک کتاب می شود البته ایشان حکایات متعددی برای ما نقل کردند که فعلا به این خلاصه اختصار می کنم . تذکر : مرحوم آل اسحاق می فرمودند : این نماز را در جایی بخوانید که زیاد نماز می خوانند مثل مساجد ، امام زاده ها و....مانند آن.

متن حدیث : وَ بِإِسْنَادِنَا إِلَى الشَّیْخِ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ جَرِیرٍ الطَّبَرِیِّ فِی کِتَابِهِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ هَارُونَ بْنِ مُوسَى التَّلَّعُکْبَرِیُّ قَالَ حَدَّثَنِی أَبُو الْحُسَیْنِ بْنُ أَبِی الْبَغْلِ الْکَاتِبُ قَالَ‏ تَقَلَّدْتُ عَمَلًا مِنْ أَبِی مَنْصُورِ بْنِ صَالِحَانِ وَ جَرَى بَیْنِی وَ بَیْنَهُ مَا أوجبت [أَوْجَبَ‏] اسْتِتَارِی فَطَلَبَنِی وَ أَخَافَنِی فَمَکَثْتُ مُسْتَتِراً خَائِفاً ثُمَّ قَصَدْتُ مَقَابِرَ قُرَیْشٍ لَیْلَةَ الْجُمُعَةِ وَ اعْتَمَدْتُ الْمَبِیتَ هُنَاکَ لِلدُّعَاءِ وَ الْمَسْأَلَةِ وَ کَانَتْ لَیْلَةَ رِیحٍ وَ مَطَرٍ فَسَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ الْقَیِّمَ أَنْ یُغْلِقَ الْأَبْوَابَ وَ أَنْ یَجْتَهِدَ فِی خَلْوَةِ الْمَوْضِعِ لِأَخْلُوَ بِمَا أُرِیدُهُ مِنَ الدُّعَاءِ وَ الْمَسْأَلَةِ وَ آمَنَ مِنْ دُخُولِ إِنْسَانٍ مِمَّا لَمْ آمَنْهُ وَ خِفْتُ مِنْ لِقَائِی لَهُ فَفَعَلَ وَ قَفَّلَ الْأَبْوَابَ وَ انْتَصَفَ اللَّیْلُ وَ وَرَدَ مِنَ الرِّیحِ وَ الْمَطَرِ مَا قَطَعَ النَّاسَ عَنِ الْمَوْضِعِ وَ مَکَثْتُ أَدْعُو وَ أَزُورُ وَ أُصَلِّی فَبَیْنَا أَنَا کَذَلِکَ إِذْ سَمِعْتُ وَطْئاً عِنْدَهُ مَوْلَانَا مُوسَى ع وَ إِذَا رَجُلٌ یَزُورُ فَسَلَّمَ عَلَى آدَمَ وَ أُولِی الْعَزْمِ ع ثُمَّ الْأَئِمَّةِ وَاحِداً وَاحِداً إِلَى أَنِ انْتَهَى إِلَى صَاحِبِ الزَّمَانِ ع فَلَمْ یَذْکُرْهُ فَعَجِبْتُ مِنْ ذَلِکَ وَ قُلْتُ لَهُ لَعَلَّهُ نَسِیَ أَوْ لَمْ یَعْرِفْ أَوْ هَذَا مَذْهَبٌ لِهَذَا الرَّجُلِ فَلَمَّا فَرَغَ مِنْ زِیَارَتِهِ صَلَّى رَکْعَتَیْنِ وَ أَقْبَلَ إِلَیَّ عِنْدَ مَوْلَانَا أَبِی جَعْفَرٍ ع فَزَارَ مِثْلَ تِلْکَ الزِّیَارَةِ وَ ذَلِکَ السَّلَامِ وَ صَلَّى رَکْعَتَیْنِ وَ أَنَا خَائِفٌ مِنْهُ إِذْ لَمْ أَعْرِفْهُ وَ رَأَیْتُهُ شَابّاً تَامّاً مِنَ الرِّجَالِ عَلَیْهِ ثِیَابٌ بِیضٌ وَ عِمَامَةٌ مُحَنَّکٌ وَ ذُؤَابَةٌ وَ رِدَاءٌ عَلَى کَتِفِهِ مُسْبَلٌ فَقَالَ یَا أَبَا الْحُسَیْنِ بْنَ أَبِی الْبَغْلِ أَیْنَ أَنْتَ عَنْ دُعَاءِ الْفَرَجِ فَقُلْتُ وَ مَا هُوَ یَا سَیِّدِی فَقَالَ تُصَلِّی رَکْعَتَیْنِ وَ تَقُولُ یَا مَنْ‏ أَظْهَرَ الْجَمِیلَ‏ وَ سَتَرَ الْقَبِیحَ یَا مَنْ لَمْ یُؤَاخِذْ بِالْجَرِیرَةِ وَ لَمْ یَهْتِکِ السِّتْرَ یَا عَظِیمَ الْمَنِّ یَا کَرِیمَ الصَّفْحِ یَا حَسَنَ التَّجَاوُزِ یَا وَاسِعَ الْمَغْفِرَةِ یَا بَاسِطَ الْیَدَیْنِ بِالرَّحْمَةِ یَا مُنْتَهَى کُلِّ نَجْوَى وَ یَا غَایَةَ کُلِّ شَکْوَى یَا عَوْنَ کُلِّ مُسْتَعِینٍ یَا مُبْتَدِئاً بِالنِّعَمِ قَبْلَ اسْتِحْقَاقِهَا یَا رَبَّاهْ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا سَیِّدَاهْ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا مَوْلَیَاهْ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا غَایَتَاهْ عَشْرَ مَرَّاتٍ یَا مُنْتَهَى غَایَةِ رَغْبَتَاهْ عَشْرَ مَرَّاتٍ أَسْأَلُکَ بِحَقِّ هَذِهِ الْأَسْمَاءِ وَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ ع إِلَّا مَا کَشَفْتَ کَرْبِی وَ نَفَّسْتَ هَمِّی وَ فَرَّجْتَ غَمِّی وَ أَصْلَحْتَ حَالِی وَ تَدْعُو بَعْدَ ذَلِکَ مَا شِئْتَ وَ تَسْأَلُ حَاجَتَکَ ثُمَّ تَضَعُ خَدَّکَ الْأَیْمَنَ عَلَى الْأَرْضِ وَ تَقُولُ مِائَةَ مَرَّةٍ فِی سُجُودِکَ یَا مُحَمَّدُ یَا عَلِیُّ یَا عَلِیُّ یَا مُحَمَّدُ اکْفِیَانِی فَإِنَّکُمَا کَافِیَایَ وَ انْصُرَانِی فَإِنَّکُمَا نَاصِرَایَ وَ تَضَعُ خَدَّکَ الْأَیْسَرَ عَلَى الْأَرْضِ وَ تَقُولُ مِائَةَ مَرَّةٍ أَدْرِکْنِی وَ تُکَرِّرُهَا کَثِیراً وَ تَقُولُ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ حَتَّى یَنْقَطِعَ النَّفَسُ وَ تَرْفَعُ رَأْسَکَ فَإِنَّ اللَّهَ بِکَرَمِهِ یَقْضِی حَاجَتَکَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ فَلَمَّا شَغَلْتُ بِالصَّلَاةِ وَ الدُّعَاءِ خَرَجَ فَلَمَّا فَرَغْتُ خَرَجْتُ إِلَى أَبِی جَعْفَرٍ لِأَسْأَلَهُ عَنِ الرَّجُلِ وَ کَیْفَ دَخَلَ فَرَأَیْتُ الْأَبْوَابَ عَلَى حَالِهَا مُغَلَّقَةً مُقَفَّلَةً فَعَجِبْتُ مِنْ ذَلِکَ وَ قُلْتُ لَعَلَّهُ بَاتَ هَاهُنَا وَ لَمْ أَعْلَمْ فَانْتَهَیْتُ إِلَى أَبِی جَعْفَرٍ الْقَیِّمِ فَخَرَجَ إِلَى عِنْدِی مِنْ بَیْتِ الزَّیْتِ فَسَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ وَ دُخُولِهِ فَقَالَ الْأَبْوَابُ مُقَفَّلَةٌ کَمَا تَرَى مَا فَتَحْتُهَا فَحَدَّثْتُهُ بِالْحَدِیثِ فَقَالَ هَذَا مَوْلَانَا صَاحِبُ الزَّمَانِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ قَدْ شَاهَدْتُهُ مِرَاراً فِی مِثْلِ هَذِهِ اللَّیْلَةِ عِنْدَ خُلُوِّهَا مِنَ النَّاسِ فَتَأَسَّفْتُ عَلَى مَا فَاتَنِی مِنْهُ وَ خَرَجْتُ عِنْدَ قُرْبِ الْفَجْرِ وَ قَصَدْتُ الْکَرْخَ إِلَى الْمَوْضِعِ الَّذِی کُنْتُ مُسْتَتِراً فِیهِ فَمَا أَضْحَى النَّهَارَ إِلَّا وَ أَصْحَابُ ابْنِ الصَّالِحَانِ یَلْتَمِسُونَ لِقَائِی وَ یَسْأَلُونَ عَنِّی أَصْدِقَائِی وَ مَعَهُمْ أَمَانٌ مِنَ الْوَزِیرِ وَ رُقْعَةٌ بِخَطِّهِ فِیهَا کُلُّ جَمِیلٍ فَحَضَرْتُهُ مَعَ ثِقَةٍ مِنْ أَصْدِقَائِی عِنْدَهُ فَقَامَ وَ الْتَزَمَنِی وَ عَامَلَنِی بِمَا لَمْ أَعْهَدْهُ مِنْهُ وَ قَالَ انْتَهَتْ بِکَ الْحَالُ إِلَى أَنْ تَشْکُوَنِی إِلَى صَاحِبِ الزَّمَانِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ فَقُلْتُ قَدْ کَانَ مِنِّی دُعَاءٌ وَ مَسْأَلَةٌ فَقَالَ وَیْحَکَ رَأَیْتُ الْبَارِحَةَ مَوْلَایَ صَاحِبَ الزَّمَانِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ فِی النَّوْمِ یَعْنِی لَیْلَةَ الْجُمُعَةِ وَ هُوَ یَأْمُرُنِی بِکُلِّ جَمِیلٍ وَ یَجْفُو عَلَیَّ فِی ذَلِکَ جَفْوَةً خِفْتُهَا فَقُلْتُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ أَشْهَدُ أَنَّهُمُ الْحَقُّ وَ مُنْتَهَى الْحَقِّ رَأَیْتُ الْبَارِحَةَ مَوْلَانَا فِی الْیَقَظَةِ وَ قَالَ کَذَا وَ کَذَا وَ شَرَحْتُ مَا رَأَیْتُهُ فِی الْمَشْهَدِ فَعَجِبَ مِنْ ذَلِکَ وَ جَرَتْ مِنْهُ أُمُورٌ عِظَامٌ حِسَانٌ فِی هَذَا الْمَعْنَى وَ بَلَغْتُ مِنْهُ غَایَةَ مَا لَمْ أَظُنَّهُ بِبَرَکَةِ مَوْلَانَا صَاحِبِ الزَّمَانِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ.

ترجمه : نیز محمد بن جریر طبرى مزبور در کتاب خود گفته است: ابو جعفر محمد ابن هارون بن موسى تلّعکبرى براى ما نقل کرد که ابو الحسین بن ابى البغل کاتب براى او نقل کرده بود که گفت: کارى از ابو منصور بن صالحان بگردن گرفتم، ولى میان من و او اتفاقى افتاد که موجب پنهانى من گشت. او مرا خواست و تهدید نمود. ولى من همچنان پنهان میزیستم و بر خویشتن مى‏ترسیدم تا آنکه یک شب جمعه بطرف مقابر قریش رفتم و قصد نمودم که شب را (در حرم مطهر کاظمین علیهما السلام) بیتوته کنم. آن شب، باد و بارانى بود. لذا از ابو جعفر قیّم- کلیددار- خواستم که درها را به‏بندد، و سعى کند محلى را خلوت نماید، تا من در خلوت بدعا و سؤال از خداوند پرداخته و از داخل شدن آدمى که از او ایمن نبودم و میترسیدم مرا به بیند؛ در امان باشم. ابو جعفر کلیددار هم پذیرفت و درها را بست تا آنکه شب به نیمه رسید و باد و باران راه آمدن مردم را بحرم مطهر بست، و من با فراغت بال بدعا و زیارت و نماز مشغول گشتم. در همان موقع که سرگرم کار خود بودم، صداى پائى از طرف قبرمطهر حضرت موسى کاظم (ع) شنیدم. وقتى نگاه کردم دیدم مردى زیارت میکند و بر حضرت آدم و پیغمبران اولو- العزم درود میفرستد. سپس بر یک یک امامان درود فرستاد تا بصاحب الزمان علیه السّلام رسید ولى او را نام نبرد، من تعجب نمودم و گفتم: شاید فراموش کرد، یا اینکه امام زمان را نمى‏شناسد، یا اینکه مذهب او چنین است که امام دوازدهم را قبول ندارد. بعد از زیارت دو رکعت نماز گزارد، آنگاه آمد بجانب قبر امام محمد تقى علیه السّلام و همان طور زیارت کرد و بر انبیاء و ائمه درود فرستاد و دو رکعت نماز خواند من از او وحشت کردم. زیرا او را نمى‏شناختم. ولى دیدم جوانى که علائم مردى در وى کامل است لباس سفیدى پوشیده؛ و عمامه‏اى حنک دار بر سر و ردائى بر دوش دارد. در این وقت آن جوان مرا مخاطب ساخت و گفت: یا ابا الحسین بن ابى البغل! چرا دعاى فرج نمیخوانى؟ گفتم: آقاى من دعاى فرج کدام است؟ گفت: دو رکعت نماز میخوانى و سپس میگوئى: یا من اظهر الجمیل و ستر القبیح یا من لم یؤاخذ بالجریرة و لم یهتک السّتر یا عظیم المنّ، یا کریم الصّفح، یا حسن التّجاوز؛ یا باسط الیدین بالرّحمة یا منتهى کلّ نجوى؛ یا غایة کلّ شکوى. یا عون کلّ مستعین یا مبتدئا بالنّعم قبل استحقاقها. سپس ده مرتبه بگو: یا رباه‏ و ده مرتبه‏ یا سیداه‏ و ده مرتبه‏ یا مولاه‏ و ده مرتبه‏ یا غایتاه‏ و ده مرتبه‏ یا منتهى غایة رغبتاه‏ آنگاه بگو: أسألک بحقّ هذه الأسماء و بحقّ محمّد و آله الطّاهرین علیهم السّلام الّا ما کشفت کربى و نفست همّى و فرّجت غمّى و أصلحت حالى. آنگاه هر حاجتى دارى از خدا بخواه. سپس گونه راست را روى زمین بگذار و صد مرتبه بگو یا محمّد یا علىّ یا على یا محمّد اکفیانى فانّکما کافیاى و انصرانى فانّکما ناصراى‏ بعد از آن گونه چپ را بر زمین بگذار و صد مرتبه بگو ادرکنى‏ و آن را بسیار تکرار کن! سپس با یک نفس بگو: الغوث الغوث‏ آنگاه سر بردار که خداوند با کرم خود حاجت تو را روا خواهد نمود. موقعى که من مشغول بنماز و دعا شدم، او از حرم بیرون رفت، چون فارغ گشتم رفتم که از ابو جعفر کلیددار سراغ آن مرد را بگیرم و سؤال کنم با اینکه در بسته بود چگونه او داخل شد؟ دیدم درها همچنان قفل است. تعجب کردم و پیش خود گفتم شاید حرم در دیگر دارد که من نمیشناسم. رفتم بطرف ابو جعفر کلیددار؛ دیدم که از اطاقى که روغن چراغ در آن گذارده‏اند بیرون مى‏آید. من سراغ آن مرد را از او گرفتم که چگونه داخل حرم شد. ابو جعفر گفت: چنان که مى‏بینى درها همه بسته است و من هنوز درها را باز نکرده‏ام. من جریان را براى او نقل کردم: ابو جعفر گفت: این مرد مولى صاحب الزّمان صلوات اللَّه علیه بوده، مکرر در مثل چنین شبى که حرم خلوت است حضرتش را دیده‏ام. من بر آنچه از دست داده بودم تأسف خوردم. آنگاه نزدیک طلوع فجر از حرم بیرون آمدم و بجانب محله «کرخ» و جایى که در آن پنهان بودم رفتم هنوز آفتاب سر نزده بود که دیدم اصحاب ابن صالحان سراغ مرا میگیرند و محل مرا از دوستانم میپرسند. آنها از وزیر براى من امان آورده بودند و نامه‏اى بخط وى نشان دادند که نوشته بود: «همه چیز خوب است» من با یکى از دوستان موثقم بنزد ابن صالحان رفتم. او باحترام من برخاست و مرا کنار خود نشانید و طورى با من رفتار کرد که نظیر آن را از او بیاد نداشتم، سپس گفت: کار را بجائى رساندى که شکایت مرا بصاحب الزّمان علیه السّلام نمودى؟ گفتم: من دعا کردم و از وى سؤال نمودم. گفت: خوش بحالت. دیشب یعنى شب جمعه در خواب دیدم که مولى صاحب الزّمان مرا بانجام کارهاى نیک امر مى‏فرماید و چندان بر من سخت گرفت که هراسناک گشتم. گفتم: لا اله الا الله گواهى میدهم که آنها بر حق و هر حقى بآنها میپیوندد چه که دیشب مولى صاحب الزمان را در بیدارى دیدم که بمن چنان و چنین میفرمود. سپس ماجراى حرم مطهّر را شرح دادم و او از این مطلب تعجب کرد. بعدها کارى بزرگ و نیکوى بخاطر این معنى از وى بعمل آمد و من هم به برکت وجود مبارک امام زمان صلوات اللَّه علیه نزد او بجائى رسیدم که گمانش را نمیکردم.

منبع : بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏51 ؛ ص304؛ ترجمه بحارالانوار ج 13 ص 611 ترجمه علی دوانی

گل محمدي،  آيت‌الله العظمی نجومي

گل محمدي،  آيت‌الله العظمی نجومي


نوشته :محمد باقر كريميان

سال‌هايي كه بافت شهري اصيل كرمانشاه دست نخورده بود و جراحي مدرنيته سنگين، پستي و بلندي‌هاي طبيعي آن شهر را بلدوزرها با انديشه‌هاي غربتي غرب، تخريب نكرده بود، سنگ فرش‌هاي كوچه پس كوچه‌هاي تنگ آشتي‌كنان آن با طاقي‌ها و خانه‌هاي هشت گوش و سكوهاي ورودي هر خانه پذيراي دوست و آشناي رهگذران با بصيرتي بود كه گلهاي خانه‌شان از ديوارها سر برون افكنده بود تا رهگذر با معرفتي را بجويد و ياس‌ها و شمعداني‌ها و بوي خاك نم زده با بوي مطبوع زندگي و غذاي طبخ شده و خانگياني كه در كوچه‌هاي شهر نه تنها به سلام كه در پي چاره و گزارش چاره دلتنگي همسايه مي‌شدند.

به ياد دارم با پدرم به خانه‌اي پر از صفا و معنويت در چهار راه اجاق كرمانشاه رفتم، از راسته نان شيريني پزهاي كرمانشاهي؛ سر راه آن خانه كه نه تنها براي فروش كه براي رضاي خدا از هيچ باريك انديشي و ظرافتي در آداب معرفت و پهلواني كرمانشاهي گري نمي‌گذشتند، گذشته بوديم. راستي به ‌اندروني دل كرمانشاهيان و خانه‌اي از خانه‌هاي آنان رسيده بوديم، پا كه به درون گذاشتيم سيدي بشاش و مهربان در دهه چهل عمر، ورودمان را به خانه خوش آمد گفت: خوش آمدي از خانه ساداتي از سلاله پاك امام زين العابدين (ع ). سيد كسي نبود جز حاج سيد مرتضي نجومي، فرزند ارشد حاج سيد جواد نجومي.

خانه‌اي به ظاهر كوچك اما پر از شادي و نشاط و معنويت، ديوارهاي خانه پر از آيات و ادعيه با خط بسيار زيباي نسخ كه پدر استادانه و بي همتا آن را در فراغت‌ها نوشته بود و حال و احوال نيمه شبانه ادعيه سجاديه، ديوار را هم نشانه رفته بود. كسي كه به آن خانه مي‌آمد، متحير مي‌ماند از آن همه لطافت پذيرايي و صفاي دروني و نشانهاي گوناگون زندگاني پر بار و پر حال شبانه‌روزي.

من هم كه كوچكترين بودم، نمي‌دانستم به كدام سوي معنا و هنر نگاه كنم، هنر مهر فرزند و پدري، مهرباني و پذيرايي، يا نور و صفاي خانگي و تاثير روحانيت خانه‌اي كه شميم صفايش در كوي و برزن شهر پيچيده بود و ادب و آداب معرفت را ارمغان مردمان شهر مي‌كرد.

چند سال بعد در شهر نجف اشرف به عشق ديدار امام رفته بوديم كه دوباره آن سيد را ديدم كه پدرم را به خانه خود دعوت مي‌كرد، خانه‌اي در محله جديد، پس از انجام نماز براي صرف ناهار به آن خانه رفتيم، دو سه سال گذشته بود و گوش و چشم نوجواني من از محافل علمي كرمانشاه مطالبي شنيده و خاطراتي ديده بود كه دوباره در آن خانه، به ذهن و دلم سرك مي‌كشيد و به ياريم مي‌آمد.

بانوي بزرگ اين خانه پر مهر، به سفارش سيد، ماهي پلويي با حلوايي كه ديگر با گذر از پنجاهه عمر و پنجاه كشور جهان كه شغلم چنين بود، نديدم و نچشيدم. اين بار پذيرايي در طبقه دوم خانه‌اي كوچك اما پر از كتاب بود، اين همه كتاب، رنگارنگ با جلدهاي زيبا و وزين؛ پر از مجلات معتبر از كشورهاي اطراف!؟ نشستن سيد و ماهي تميز كردن او كه خواري از آن، دهان ميهمان نوجواني را نخراشد! چه مي‌ديدم و بايد چه مي‌ديدم و چه مي‌شنيدم از ديدارهاي مكرر با هاشم محمد بغدادي بزرگترين خطاط آن زمان جهان اسلام، از اخبار نجف از يادآوري خاطرات جواني كه با پدرم داشتند از اين همه لطف.

واقعا نفهميدم چند ساعت در آنجا بوديم، هنوز در آن خانه و آن سفر هستم؛ چرا كه خاطرات آن خانه هيچگاه فراموش نشد و تندي‌هاي همسالان آن محله به نوجواني ايراني، كه در دوره بستن معاهده الجزاير بين ايران و عراق بود و گاه گاهي گلوله‌هايي در مرزها زوزه مي‌كشيد و در همان زمان تداركات نظامي مرزي را ديده بودم و در آن سفر از پناهگاه‌هاي زميني عراقي‌ها در مرز كم نديدم. هيچگاه زدوده نشد.

سال 1349 شده بود و به رسم دستوري پدر، بايد در تابستان و تعطيل هم درس مي‌خواندم، سيد دوباره پيدايش شد و پدر گفت همان سيد كه دوستش داري، نيازي به تذكرات مكرر پدر نبود، خودم رفتم و قرار درس گذاشتم اين بار ديگر پذيرايي از نوع ديگري شده بود، در ماه مبارك رمضان از ساعت 12 به بعد شب و در اوقات ديگر آن هم شب يك يا دو ساعت پس از نماز مغرب، قرار هميشگي همين بود.

كرمانشاهيان، آبشوران و محله‌هاي قديمي اطراف آن را به خوبي مي‌شناسند. آن زمان هنوز اين منطقه بافت تاريخي و طبيعي خود را از دست نداده بود و از تكيه معاون الملك بايد مي‌گذشتي تا از خيابان سپه آن زمان و امام حاليه عبور كني تا به مسجد نواب و روبروي آن كه مسجد و خانه سيد در آن منطقه بود، مي‌رسيدي. كناره‌هاي آبشوران در شبانگاهان به دليل تاريكي معابر، تنها محل عبور آشنايان و همسايگان مي‌شد، خانه ديگري در سر راه بود كه خاطرات بسياري نيز از آن دارم، خانه مردي كهن، مهربان، دانشي مردي در كسوت اهل بازار كه نورانيت چهره و دانايي او سخنش را نافذ مي‌كرد و مردمان به اعتماد او و امثال او، ظواهر ادب و آداب كرمانشاهيان با معرفت و با صفا را شكل مي‌دادند، او كسي نبود جز حاج آقاي ممدوحي، پدر عزيزي كه امروزه نماينده خبرگان آن خطه است، قرار بود اين نوجوان در سر راه آن بزرگ مرد ممدوح را خبر كرده با هم به ديدار سيد نجومي و درس او مي‌رفتند.

كجاينند چنين مردان مردي در ايران امروز كه همپاي نوجوانان و دل رميده آنان، نوجواني كنند و بزله گوياني باشند كه صفاي خاطر و لطف گفتارشان، دين و شرف را در اعماق دل نوجوانان امروز نيز بكارند! خودم نيستم گو آن كه مي‌دانم به لطف خدا، شكوه ايران پر از مردماني بزرگ بوده و هست و خاطره عزيزشان را فراموش نمي‌كنيم و نخواهم كرد.

متن درسي، مكاسب شيخ انصاري در فقه بود كه امروزه دانشجويان حقوق بيشتر آن را با ترجمه مي‌خوانند، متن نسبتا سختي است و استاد نيز به ياد دروس خارج فقه به گراميداشت استاد، يادي نيز از درس‌هاي بالاتر مي‌كرد و آمادگي براي رشد و ترقي را در شاگرد فراهم مي‌نمود، اين درس همراه با حاج آقاي ممدوحي كه افزون بر تسلط بر فقه، كاسب معتبر شهر نيز بود و چم و خم‌هاي بازار را بهتر از هر كسي مي‌دانست، فهم ديگري مي‌داد...

اما تا سحرگاه، وقتي فراخ بود و سيما و صدايي نبود تا فرصت بسوزاند، خواب شبهاي ماه مبارك رمضان براي نوجواني مهر ديده و معرفت چشيده و استاداني از اين سنخ نه مطلوب بود و نه خواب ماندن سحري، برازنده.

نوبت تاريخ از ميانه درس فرارسيده بود و تاريخ تجارت و روابط بين دول منطقه و مرزي نيز به تناسب مرور شده بود كه تابلوها دو باره و صد باره خودنمايي مي‌كرد و بازبان نوجواني و بعد جواني. مي‌گفتم استاد يا خود از يكي بگذريد و يا به رسم عياري اگر كم شد نگوييد چرا! او چشم غره‌اي مي‌رفت و با كتاب و قلم و چوبي كه نزديك بود، اشاره مي‌كرد كه من هم...، زدني از او بر نمي‌آمد و بساط خط و خوش‌نويسي و سرمشق و ديدن مشق گذشته فرا مي‌رسيد و با حوصله و سرعت دوباره به برگ سفيد كاغذي ديگر جان مي‌داد و روح جواني را پرواز.

از سرمشق‌هاي محبوب او جملات: ان الله جميل يحب الجمال؛ الكتب بساتين العلماء؛ مجالس العلماء داعية الي الصلاح؛ بسم الله الرحمن الرحيم؛ فهاشمها بالطف مهشومة الانف، افاطم مهلا بعد هذا التدلي؛ من شم الورد الاحمر و لم يصل علي فقد جفاني و... بود، از اشعار فارسي و خطوط شكسته و ديواني جلي و خفي هم، كم نمي‌گذاشت اما هر چه بود، استاد، برترين استاد خط ثلث در جهان اسلام بود و به مقتضاي روحانيت و طلبگي من، آيات و رواياتي درس مي‌داد كه بوي و رنگ معنوي اهل بيت عصمت و طهارت صلوات الله عليهم اجمعين داشت، دل و زبان و حال و هوايش در همان خاندان بود و به لحظه‌اي ياد مصايب اهل بيت عليهم السلام، چشمان زيبايش را از قطرات اشكي كه به راحتي مي‌باريد و بر زيبايي‌اش مي‌افزود سرازير مي‌كرد. دل در گرو محبت آن خاندان داشت و نام و ذكرشان، غبار از دل سودايي او مي‌سترد و لحظه‌اي بعد چنان مي‌شد كه كأنه در جهاني ديگر است و گردي از اين دنيا بر نگرفته و جهاني از شادي را از آن عالم برگرفته است و با وجودي لبالب از عشق و محبت، دوباره به دنيا گام نهاده است، با لطيفه‌اي به خنده‌اي شاد، شادماني بخش محفل مي‌شد. راز شاد باشي‌هاي او معنويت نبوي و پنهان كردن غم‌هايي بود كه زبان به آن اگر بود نمي‌آلاييد و سر مشقي كه مي‌نوشت باز هم استادانه در خطوط شكسته و نستعليق چنين بود كه: منم كه شهره ي شهرم به عشق ورزيدن / منم كه ديده نيالوده‌ام به بد ديدن....

تراش قلم، كاري بود كه از چنين استادي نبايد انتظار مي‌داشتي اما مجموعه‌اي كوچك براي هر نوع خط، درشت و ريز، نستعليق و ثلث، برايم تراشيد، تابلو كردن خطوط را يادم داد، رنگ كردن و تجليد كتاب را برايم مي‌گفت و نمونه‌هاي عالي آن را كه دست ساز خودش بود، نشانم مي‌داد، هر بخشي را به خاطره و لطيفه‌اي براي به ياد ماندن سنجاق مي‌كرد، احيانا پاراگرافي از كتابي تاريخي و يا قطعه‌اي از ديوان شعري برايم مي‌خواند. گاه نسخه‌اي خطي و يا قطعه‌اي تاريخي را نشان داده و پيشينه آن را بيان مي‌كرد. كتابي تكراري را هديه مي‌كرد و تجربه‌اي را مي‌آموخت... همه رفتار و كردارش آموزشي بود كه بر جان مي‌نشست و گاه آنچنان مجذوب آن همه شده بودم كه پس از تكرار دعوت براي ماندن تا صرف سحري، بايد تا به خانه خودمان مي‌دويدم تا به سحري مادرانه برسم.

با آن كه شاگرد فرسنگ‌ها از او دور شده بود و به قم و سپس تهران آمده بود، هر جا كه مي‌رسيد، باز هم به دل شاگردان را چنان فرا مي‌خواند كه سر از پا ناشناخته به حضورش مي‌رسيدند و به فراخور زمانه باز هم بساط آموزش به سادگي و شتابي شگفت، پهن مي‌شد، پس از انقلاب اسلامي از خاطره روزهاي آغازين مي‌گفت كه به موزه‌اي رفتم كه براي پنهان كردن تابلوي زيبايي از كمال الملك، آن را لابلاي پنجره و پرده نهاده بودند، خود آن را ناگهان يافته بود كه نقاشي زيبايي‌هاي زنانه بود و در خور نمايش براي هر بازديد كننده‌اي نبود، برداشته با گوشه عبا گرد از آن سترده بود و به مسئول موزه تفهيم كرده بود كه اثري هنري را هر چه باشد در معرض فرسايش و تلف قرار نمي‌دهند آن را اگر نمي‌خواهيد نمايش بدهيد كه نبايد، دست كم آن را در جاي درستي نگهداري كنيد و قصدش آن بود كه بفهماند: نكند در فضاي تند امروزه و جواني و جوش بيش از هوش دوره‌هاي تاريخي گذرا، در نگهداري اموال ملي كه بخشي نيز همين احكام را داشت و كم نبود كوتاهي كنيد.

حال شايد كسي بگويد پس اين همه آموزش به چه كار آمد؟ اولا نقصان از من بوده و هست و پاسخ را بايد در چند سطري جست كه خدا مي‌داند در نگارش آن قصد خودستايي ندارم، اگر خوبي‌هايي بوده، بايد به استادي افتخار كرد كه چنين خادمي را آموزش و پرورش داد.

در همان سال‌هاي 1349 تا 1354 بارها تذكر مي‌دادند كه موزه‌هاي مختلف تهران را ببين و اينچنين ببين و بگرد و يا به فلان كتابفروشي برو و اين نسخه‌ها را برايم تهيه كن، او را در تمامي اين گونه مراكز در ايران و عراق و برخي ديگر كشورهاي اطراف، به خوبي مي‌شناختند، اما اين هم گوشه‌اي از آموزش بود...

انقلاب كه شد به اشارت استاد شهيد علامه مطهري، يكباره خود را در صدا و سيما يافتم، آن روزها نويسندگان معدود صدا، از پس حجم بسيار بزرگي از مطالب كه مي‌بايستي تهيه مي‌شد بر نمي‌آمدند و پس از آن در سيما بايد هنر از نوع ديگري را تجربه مي‌داشتي و پس از آن در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي چه در معاونت هنري و چه در رشته سينما بايد از آگاهي‌هاي فراواني برخوردار مي‌بودي تا بتواني در آن دوران كه هنوز جوانان متخصص همراه انقلاب اسلامي آموزش نديده و به مسئوليت نرسيده بودند كارها را چنان به پيش مي‌برديد كه از امكان اداره ساده، همه آنها بر مي‌آمدي، از قضا به سرپرستي معاونت هنري هم رسيدم و موزه هنرهاي معاصر نيز زير نظراین کمترین شد و در تفكيك موزه‌ها و سازمان ميراث فرهنگي از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به آموزش عالي آن زمان و برنامه ريزي فرهنگي در برنامه اول توسعه، شراكتي داشتم و نهايتا در رايزني‌هاي فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در دهلي نو و مادريد مامور خدمت شدم، همه آن مشق‌ها و آموزش‌ها به حساب آمد و روزگار چنان كرد كه همراه همكاراني انقلابي و بهتر از خودم، خدمتي كردم كه خوبي‌هاي آن اگر بوده است كه بوده حتما از اين استادان بوده و بديهاي آن حتما از من است و كوتاهي‌هاي شخصي و نابساماني‌هاي روزگار چنان كرد كه اگر مثلا نتوانستيم لباس‌هاي فرزندانمان را همچون سفره‌هاي نانمان در گذشته كه با خط نوشته‌هاي زيبا و پر از معنا تزيين شده بود كنيم، نشان از ناتواني امثال بنده مي‌كند كه نتوانستيم آن آموزه‌ها را به حرفه‌هاي صنعتي و تجاري طراحي و توليد لباس ببريم و چنان شد كه تن فرزندانمان سفره نگارش خطوط بي معنا و زشت نگاره‌هاي خارجي شد و از آن همه زيبايي خطوط اسلامي و يك دنيا گزاره‌هاي پر شعور زيباي فارسي، در جلوه پسران و دختران شهرمان حكايتي نداشته باشيم.

در پايان سخني آورم از تابلوي من شم الورد الاحمر... هر كس گل سرخي بويد و بر من درود نفرستد، جفايم كرده، كه عنوان مقاله را از اين سر مشق گرفته‌ام، يك بار در پيشگاه استاد مكرم ديگرم حضرت آيت‌الله جوادي آملی كه عمرش مستدام و افاضات علمي و پر بار معنوي او دل مشتاقان عالم معناي ايرانيان را هميشه زنده بدارد، در همان سنين جواني، احتمالا بر اثر سرخوشي جواني و سر و صداي به خنده در آوردن ساكنان مدرسه، مرا سزاوار عتاب ديده بودند، به حجره‌ام آمدند و تابلوي مذكور را بر سينه ديوار با خط استاد آيت‌الله نجومي ديدند، توجهشان چنان جلب شد كه فراموش كردند، براي چه آمده‌اند، براي آزمون شاگرد فرمودند، اين خط نوشته زيبا سندي هم دارد گفتم انجام مي‌دهيم تا سند پيدا كند، ايشان نيز به خنده آمدند و ديدند اين همه شاد بودي‌ها سر چشمه از كجا دارد، استادي در پس آن خط نهفته بود كه آموزش شادي و پرهيز از درگيري، شيوه مستدام او بود و اين شاگرد نيز همان را از او و بزرگان ديگر با فعاليت مستمر و خير خواهي براي همه و تشويق به آموزش و حفظ جوانب گوناگون و آبرو داري، نگراني نساختن جامعه اسلامي و شادكام نكردن دشمنان در اين زمانه، تنها حكايت ديگري كرده است و ملت خود چنين بزرگاني را به خوبي مي‌شناسند و مي‌دانند و خاطره آنان را كه شيوه‌اي محمدي دارند، گرامي مي‌دارند و بر آنان همیشه درودي محمدي مي‌فرستند. یاد ونامش همیشه گرامی یاد.

پیام های تسلیت به مناسبت ارتحال ایت الله العظمی نجومی کرمانشاهی(ره)

پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب حضرت ایت الله العظمی خامنه ای

                                                     بسم‏الله الرحمن الرحیم

رحلت عالم پارسا و بزرگوار مرحوم حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج سید مرتضی نجومی رحمت الله علیه را به عموم ارادتمندان ایشان مخصوصاً جامعه علمی و هنری و مردم وفادار کرمانشاه، آن خطه صفا و جوانمردی و به خاندان مکرم ایشان تسلیت می گویم. این فقیه اخلاقی و مردمی که در عین حال هنرمندی چیره دست و نام آور بودند، در طول سالیان اقامت خود در کرمانشاه در جایگاه عالمی عامل و وظیفه شناس در خدمت تربیت دینی و اخلاقی مردم آن مرز و بوم و در دوران انقلاب، در پیشبرد هدفهای نظام جمهوری اسلامی، تلاش ارزنده و شایسته ئی کرده و همواره در صراط مستقیم انقلاب پای فشرده و زحماتی متحمل شدند.

فقدان ایشان برای آن استان و بخصوص جوامع علمی و هنری آن خسارتی است که از خداوند متعال جبران آنرا مسألت می کنم. رحمت و غفران الهی ارزانی آن روح با صفا و با اخلاص باد.

                                                                                سید علی خامنه ای

                                                                                  27 ، آبان ، 1388

پیام تسلیت ایت الله العظمی صافی گلپایگانی

آيت‏الله العظمي صافي به مناسبت ارتحال آيت‏الله سيد مرتضي نجومي کرمانشاهي پيام تسليتي صادر كرد.
 در اين پيام آمده است:
بسم الله الرحمن الرحيم
اذا مات العالم ثلم في الاسلام ثلمة لايسدها شيء
ارتحال عالم رباني و فقيه بزرگوار حضرت آيت الله آقاي حاج سيد مرتضي نجومي کرمانشاهي اعلي الله مقامه موجب تأسف و تأثر شد.
آن روحاني عالي*مقام، عمر شريف خود را در خدمت به اسلام و ترويج معارف نوراني اجداد طاهرينش عليهم السلام و اصلاح امور بندگان خدا و خدمت به مردم و رفع مشکلات و دفع شبهات سپري نمود و منبع فضايل و کمالات و آثار علمي و هنري شرعي بود که براي حوزه*ي علميه افتخاري بزرگ محسوب مي*شد.
زندگي اين عالم فقيد براي طلاب و فضلاي حوزه علميه در حقيقت کلاس درس و روش يادگيري احکام و کمالات انساني و معنوي و وجودش براي مردم شريف کرمانشاه و طلاب، معلم اخلاق بود.
انا لله و انا اليه راجعون
اينجانب فقدان اين عالم بزرگ را به حضرات آقايان علماي اعلام دامت برکاتهم و فضلاي عظام و اهالي غيور و متعهد کرمانشاه به ويژه به بيت شريف و آقازادگان محترم ايشان تسليت گفته و براي آن فقيد سعيد علو درجه و غفران الهي و براي بازماندگان مکرّم صبر جميل و اجر جزيل مسئلت دارم. 


پیام تسلیت ایت الله العظمی علوی گرگانی

بسمه تعالی


اذا مات العالم ثلم فی الاسلام ثلمة لا یسدها شیء ارتحال عالم ربانی ، مفسر قرآنی ، فقیه صمدانی ، هنرمند جاودانی ، اخلاقمدار الهی مرحوم مغفور آیت الله آقای حاج سید مرتضی نجومی اعلی الله مقامه الشریف را به ساحت مقدس حضرت ولی عصر (عج) و بیت معظم و معزز و مکرم بالخصوص آقازاده ایشان و مردم شریف ، مؤمن و متدین استان کرمانشاه و مراجع عظام تقلید و مقام معظم رهبری و حوزات علمیه تسلیت گفته ، علو درجات آن فقید سعید را مسئلت و صبر و اجر برای بازماندگان از خداوند متعال خواستارم . و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته 29 ذی القعدة الحرام 143

 پیام تسلیت ایت الله العظمی راستی کاشانی

آیت‌الله راستی کاشانی با صدور پیامی، آیت‌الله نجومی را از مفاخر علمی و چهره‌ای ماندگار در حوزه‌های علمیه عنوان کرد و گفت: فقدان وی ضربه‌ای جبران ناپذیر است.

، در پیام آیت‌الله شیخ حسین راستی کاشانی آمده است: درگذشت عالم عامل، فقیه معظم و جامع علم و عمل حضرت آیت‌الله آقای حاج سید مرتضی نجومی، مصیبتی جانکاه و طاقت فرسا و موجب تاثر و تاسف فراوان شد.

این پیام می‌‌افزاید: آن مرحوم از مفاخر علمی و عملی حوزه‌های علمیه و صاحب نفس سلیم و روحی لطیف و از برجستگان هنری و چهره‌ای ماندگار و دارای خدمات فرهنگی و تالیفات مفید و سودمند بودند. امتیاز خلوص و تقوی و صفا و طهارت روح و مقام علم و عمل ایشان، آن عزیز را سرآمد و پیشتاز و الگو برای طالبان علم و معرفت قرار داده است.

آیت‌الله راستی در این پیام تصریح ‌کرد: سالیان طولانی در حوزه‌ علمیه نجف اشرف با آن مرحوم دوستی، رفاقت و مباحثه علمی داشتم که خاطرات شیرین و الطاف و محبتهای ایشان، فراموش نمی‌شود و همین انس و الفت طولانی فقدان ایشان را سخت نموده است. این جانب که صدیقی عزیز و مهربان را از دست دادم، با ناباوری در ماتم آن فقید سعید به سوگ نشسته و از همگان برای شرکت در مجالس عزا و تجلیل و تکریم ایشان دعوت می‌نمایم.

پيام تسليت آيت‌الله هاشمي رفسنجاني

انا لله و انا الیه راجعون

درگذشت آیت‌الله سیدمرتضی نجومی موجب تاسف و تاثر خاطر گردید. رحلت این عالم جلیل‌القدر که در طول عمر پربرکت خود علاوه بر تفسیر قرآن، رساله‌های مختلفی در زمینه‌های ابعاد معنوی هنر خط و تنظیم شعائر اسلامی و همچنین آثار ارزشمند خوشنویسی به یادگار گذاشته است را تسلیت می‌گویم.

از درگاه خداوند متعال برای آن عالم ربانی علو درجات و برای بازماندگان به ویژه اعضای محترم بیت معظم، علما، هنرمندان و مردم کرمانشاه صبر و اجر مسالت می‌کنم.

اکبر هاشمی رفسنجانی

پیام تسلیت ایت الله یزدی رئیس شورای عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم

بسم الله الرحمن الرحيم

( انا لله و انا اليه راجعون)

خبر درگذشت عالم نستوه و مجاهد مبارز حضرت آيت‌الله نجومي اندوه فراواني را در دل‌هاي مومنان، دوستداران ايشان و ملت شريف ايران به وي‍ژه مردم غيور استان كرمانشاه پديد آورد.

آن عالم مجاهد كه علاوه بر تلاش‌هاي فراوان علمي و عملي در عرصه‌هاي هنري نيز خدمات فراواني را پديد آورد از نوابغ عصر ماست و در پيش برد و ترقي علمي و معنوي استان كرمانشاه سهم بسزايي داشته است.

جامعه مدرسين حوزه علميه قم ارتحال ايشان را به محضر حضرت بقيه‌الله الاعظم ارواحنا له الفداء، مقام معظم رهبري «مدظله العالي»، مراجع عظام تقليد «دامت‌بركاتهم»، و عموم ملت شريف ايران به ويژه مردم استان كرمانشاه و حوزه‌هاي علميه تسليت عرض نموده؛ علو درجات را براي آن فقيد و صبر و اجر فراوان براي بازماندگان آن مرحوم خواستار است.

والسلام عليکم و رحمه‌الله و برکاته

محمد يزدي

رييس شوراي عالي جامعه مدرسين حوزه علميه قم

پیام تسلیت آیت‌الله مرتضی مقتدایی مدیر حوزه علمیه قم


مدیر حوزه‌های علمیه کشور در پیامی ارتحال عالم جلیل‌القدر آیت‌الله سیدمرتضی نجومی را تسلیت گفته و ایشان را چهره پرفروغ عرصه دین و فرهنگی اصیل اسلامی خوانده است.
متن کامل پیام تسلیت آیت‌الله مرتضی مقتدایی به این شرح است:
اذا مات العالم ثلم فی‌الاسلام ثلمه لا یسدها شیء
ارتحال جانگدار عالم ربانی و فقیه صمدانی، حضرت آیت‌الله سید مرتضی نجومی(ره) چهره پرفروغ عرصه دین و فرهنگ اصیل اسلامی، موجب تاسف و تاثر فراوان گردید.
این عالم جلیل القدر، عمرشریف خود را در راه تهذیب نفس و ترویج معارف عالیه اسلام سپری نموده و در عرصه هنرهای اسلامی، آثار ماندگاری به‌جا گذاشته است.
دفاع شجاعانه او از آرمان‌های انقلاب اسلامی درقبل و بعد از انقلاب و حضور چشمگیرش در دوران دفاع مقدس میان رزمندگان اسلام، هیچ‌گاه از خاطر مردم دین‌دار و پرشور خطه لاله‌گون کرمانشاه محو نخواهد شد.
حوزه‌علمیه رحلت این عالم فرزانه و هنرمند آگاه را به ملت شریف ایران، علما و بزرگان، جامعه هنری و مردم شریف، مقاوم و سرافراز کرمانشاه به ویژه‌خاندان و بازماندگان داغدار آن فقید سعید تسلیت گفته، ازدرگاه خداوند متعال برای آن مرحوم رضوان الهی و علو درجات و برای بازماندگان اجر و صبر مسئلت می‌نماید.


پیام تسلیت ایت الله مصطفی علما

 آیت الله مصطفی علما نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه کرمانشاه با صدور پیامی درگذشت آیت الله سید مرتضی نجومی را تسلیت گفت.

، در این پیام آمده است: "ارتحال جانگداز عالم ربانی و فقیه صمدانی، حضرت آیت الله نجومی (رحمه الله علیه) که عمر شریفش را در راه تهذیب نفس، تفسیر و ترویج معارف عالیه قرآن کریم و نشر علم، فرهنگ و هنر اسلامی صرف نمود، موجی از اندوه و غم را در میان مردم ولایت مدار و شهید پرور این سامان برانگیخت که این برگرفته از ارادت دیرینه و پایدار مردم استان به سلسله جلیله روحانیت و خصوصا سادات معزز است، اینجانب این ضایعه بزرگ را به محضر مقدس حضرت ولی عصر (عج)، مقام معظم رهبری، مراجع عظام تقلید، حوزه های علمیه و مردم شریف و متدین استان کرمانشاه تسلیت عرض می نمایم.

 

از خداوند متعال علو درجات برای آن فقید فرهیخته و صبر جزیل برای بازماندگان مکرمش مسئلت دارم."


پیام تسلیت رئیس جمهور دکتر احمدی نژاد

 متن کامل پیام دکتر محمود احمدی‌نژاد به شرح زیر است: خبر تالم اثر رحلت عالم عامل ، استاد ادب و اخلاق حضرت آیت‌الله سید مرتضی نجومی بی‌اختیار ذهن را به سوی عبارت پایانی حدیث سوق می‌دهد که "لایسدهاشیء"

فرهیخته‌ای که به چهره‌های ماندگار اعتبار بخشید و در دنیای هنر نیز خوش درخشید.

این عالم هنرمند و هنرمند عالم، در خوشنویسی کم‌بدیل بود. در فقاهت از سرآمدان خطه خویش بود. درس‌های تفسیرش زبانزد اهل عرفان بود و تالیفاتش رهنمای علاقمندان به دین و دیانت.

اما آنچه بیش از همه بارز بود اینکه ایشان یک مبارز بود. در دوره ستمشاهی خانه‌اش مامن ظلم‌ستیزان بود و حضورش مایه دلگرمی انقلابیون.

فقدانش را به ساحت مبارک بقیه‌الله ارواحنا فداه و رهبر ادب‌پرور و مردم پهلوان خصلت کرمانشاه و تمامی ملت مسلمان ایران تسلیت می‌گویم و از خداوند برای روح بلندش علو درجات و برای خاندان مبارکش صبر و اجر مسالت می‌نمایم.


پیام تسلیت دکتر محسن رضایی

محسن رضايي رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام در پيامي، درگذشت آيت‌الله نجومي را تسليت گفت.

 متن پيام به اين شرح است:

العلماء باقون مابقي الدهر

فرهنگ تشيع ، داغدار فقدان مهرِ فروزاني است كه در پرتو انوارِ تابناك او، رهروان فراواني به طريق سعادت و كمال ، راه يافتند.

انديشمند فرزانه و مفسر گرانمايه قرآن حضرت آيت‌الله آقاي حاج سيد مرتضي نجومي، عمر با بركتش را در عرصه‌هاي گوناگون خدمت و ترويج معارفِ مكتب پر افتخار اسلام سپري نمود.

او از مدافعين راستين و استوار نظام اسلامي در غرب كشور بود. زندگي مردمي او، زبانزد خاص و عام و درب خانه‌اش به روي همگان باز بود. علاوه بر فضايل فراوان، اين چهرهء ماندگار، افتخاري ارزشمند و گرانبها در هنر اسلاميِ خوشنويسي بشمار مي‌آمد.

اينجانب فقدان اين فقيه وارسته را به محضر حضرت ولي عصر(عج)، مقام معظم رهبري، مراجع عاليقدر تقليد، حوزه‌هاي علميه، مردم سرافراز و وفادار خطهء كرمانشاه و عموم ارادتمندان ايشان و به ويژه به بيت مكرم معظم‌له، تسليت عرض نموده علو درجات اين مرد الهي را از درگاه حضرت حق طلب مي‌كنم.

محسن رضايي

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام


پیام تسلیت سیدمحمد خاتمی


به گزارش خبرنگار مهر در کرمانشاه، متن کامل پیام حجت*الاسلام خاتمی به این شرح است: بار دیگر دست تقدیر حضرت حق گوهری کم نظیر از ساحت دین و فرهنگ و هنر را از ما گرفت تا در خزانه رحمت خویش آن را پاسداری کند. خدامردی خردمند و دین باوری هنرمند از میان ما خاکیان به فضای سبز افلاکیان پر کشید. آیت الله استاد سید مرتضی نجومی کرمانشاهی فقیهی بزرگوار و مردمدار و هنرمندی مروت شعار به دیدار معبود و معشوق خود شتافت و همه دوستداران فضیلت، هنر و فرهنگ و انصاف را عزادار کرد. این بزرگ همیشه رحمت رحمانی دین خدا را از زشتی خشونت و ناروایی می پیراست، فقدان او همیشه بویژه در این دوره ضایعه ای سنگین است. من با اندوه فراوان رحلت این عالم فرزانه و هنرمند آگاه را به ملت شریف ایران، به همه عالمان و پارسایان و به جامعه هنری و مردم شریف، مقاوم و سرفراز کرمانشاه به ویژه خاندان پاک و اصیل و همه بازماندگان داغدارش تسلیت عرض می کنم و از درگاه حضرت حق برای این فقید سعید، رضوان الهی و مسعود درجات را مسئلت می کنم.


پیام تسلیت رئیس مجلس دکتر لاریجانی

، متن پیام دکتر علی لاریجانی بدین شرح است: ارتحال عالم جلیل القدر حضرت آیت الله سید مرتضی نجومی، چهره ماندگار عرصه علوم دینی و فرهنگ و هنر اصیل اسلامی ایرانی، موجب تاسف و تاثر فراوان گردید. این عالم ربانی، عمصر شریف خود را در راه تهذیب نفس و ترویج و گسترش معارف دینی و فرهنگ و هنر اسلامی سپری نمودند و بدون شک آثار و تالیفات این هنرمند فرهیخته در عرصه دین و فرهنگ و هنر به ویژه آثار خوشنویسی در تاریخ این کشور همچون نگینی درخشان خواهد ماند. اینجانب ضمن تسلیت این ضایعه جبران ناپذیر به پیشگاه حضرت ولی عصر(عج)، مقام معظم رهبری، بیت مکرم ومردم شریف استان کرمانشاه ، برای آن مرحوم ، برای آن مرحوم رحمت و مغفرت و برای ارادتمندان و سایر بازماندگان صبر و شکیبایی مسئلت می کنم.


پیام تسلیت دکتر حداد عادل



رييس كميسيون فرهنگي مجلس در پيامي به مناسبت درگذشت آيت*الله نجومي گفت: رحلت اين استاد بزرگوار و روحاني ارجمند، ارادتمندان و دوستان فراوان خود را غرق در اندوه ساخت.


 در پيام غلامعلي حداد عادل آمده است: آيت*الله نجومي از روحانيوني بود كه در عين اشتغال به علوم ديني و ارشاد خلق و دفاع از آرمان*هاي انقلاب اسلامي در انواع هنرهاي اسلامي نظير خوشنويسي و تذهيب و هنرهاي سنتي پديد آمده در بستر فرهنگ و تمدن اسلامي استادي مسلم بود.

عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي با تاكيد بر اينكه درگذشت اين روحاني بزرگوار و هنرمند ارجمند ضايعه*اي است كه به آساني جبران نخواهد شد افزود: براي او از درگاه خداوند كريم، علو درجات و شادي روح و روان مسالت مي*كنم


 پیام تسلیت حجت‌الاسلام و المسلمین لطفی امام جمعه محترم ایلام

انالله و اناالیه راجعون
خبر ناگوار ارتحال عالم وارسته و روحانی جلیل‌القدر حضرت آیت‌الله سید‌مرتضی نجومی کرمانشاهی از مفاخر علمی و سرمایه‌های غنی حوزه علمیه موجب تالم و تاثر فراوان شد.
این روحانی والا مرتبه که در زمره مفاخر پر افتخار کشور و از علمای برجسته استان ولایت مدار و انقلابی کرمانشاه بود عمر با برکت خود را صادقانه وقف جامعه علمی و حوزوی کرد.
ارتحال این مجاهد نستوه که بی‌شک ستاره‌ای روشن در آسمان علم و ادب و فرهنگ استان کرمانشاه بود خلایی جبران‌ناپذیر است.
روح و جان آیت‌الله نجومی کرمانشاهی که موصوف به صفات ویژه‌ای چون زهد و تقوا و مزین به علم و دانش بود با معارف ناب اسلامی صیقل داده شده بود و انتخاب این عالم وارسته و این هنرمند خوش ذوق به عنوان چهره ماندگار از آن ‌که شخصیت ممتاز، استعداد سرشار خدادادی و از لطافت روح ایشان حکایت دارد.
اینجانب با نهایت تالم و تاثر ضایعه دردناک ارتحال عالم جلیل‌القدر آیت‌الله سیدمرتضی نجومی کرمانشاهی را به پیشگاه حضرت ولی عصر (عج) رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (مد)، جنابعالی، حوزه‌های علمیه، بیت معظم ایشان و مردم شریف استان کرمانشاه تسلیت عرض می‌کنم و از درگاه خداوند قادر سبحان غفران واسع الهی برای آن عالم وارسته و صبر جمیل برای بازماندگان مسئلت دارم.

محمدنقی لطفی نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه ایلام

پیام تسلیت رئیس حوزه هنری دکتر حسن بنیانیان

رييس حوزه هنري در پيامي که به مناسبت رحلت «سيد مرتضي نجومي» صادر کرده، *آورده است:درگذشت آن عالم جليل*القدر و هنرمند فرهيخته را، که به واقع از چهره*هاي ماندگار فرهنگ و هنر کشورمان بوده و هستند، به پيشگاه حضرت ولي عصر (عج) و خدمت علماي اعلام، فضلا و طلاب و همچنين اهالي فرهنگ و هنر تسليت مي*گويم.


وي دراين پيام همچنين ابراز اميدواري کرد که هنرمندان، به ويژه عزيزاني که هنرهاي اصيل اسلامي، همچون خوشنويسي، را به جد پيگيري مي*کنند، ارزش*هاي والاي انساني و اسلامي و نيز قابليت*هاي هنري آن عزيز تازه در گذشته، را چراغ راه خود قرار داده، ياد و خاطره آن عالم هنرمند را هميشه زنده نگه دارند.


پیام تسلیت استاندار کرمانشاه

در پیام تسلیت سید دادوش هاشمی آمده است: با نهایت تاسف ضایعه ارتحال عالم ربانی، فقیه صمدانی ، عارف بالله، طبیب نفوس و معلم اخلاق حضرت آیت الله سید مرتضی نجومی را به محضر حضرت ولی عصر (عج)، رهبر معظم انقلاب، روحانیت معزز استان خصوصا آیت الله علما نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه کرمانشاه و آیت الله ممدوحی نماینده مردم کرمانشاه در مجلس خبرگان و مردم مومن و انقلابی استان کرمانشاه و به خصوص خاندان محترم و مکرم ایشان تسلیت می گویم.

 

در ادامه این پیام آمده است: ایشان عمر پربرکت خویش را در ترویج معارف الهی، تربیت و تهذیب نفوس صرف کردند و هدیه الهی، منبع فیض و از ستونهای استوار و مایه خیر و برکت و امن برای جامعه اسلامی ما بودند که بسیاری از مردم شریف و جوانان عزیز استان از تعلیمات و ارشادات الهی و نورانی آن وجود عزیز بهره ها برده اند. به خصوص خاندان مکرم ایشان تسیلت عرض می کنیم و برای روح مطهر این استاد بزرگ اخلاق و عرفان طلب رحمت و مغفرت می نماییم.

 

در انتهای پیام تسلیت استاندار  کرمانشاه آمده است: از پروردگار متعال می خواهم این عالم وارسته را در جوار رحمت واسعه خویش با ائمه معصومین (ع) محشور و راه ایمان ناب و مجاهدات برای خدا را نورانی تر و پایدار تر فرماید.  


وي در اين پيام براي آن سعيد فقيد، مغفرت و براي بازماندگان، صبر و شکيبايي مسئلت کرد.



 پیام تسلیت مجمع نمایندگان مجلس استان کرمانشاه

درگذشت عالم ربانی آیت‌الله سید مرتضی نجومی را به محضر رهبر معظم انقلاب اسلامی، روحانیت معظم كشور و استان، مردم شریف استان كرمانشاه و همه دوست‌داران ارزش‌های الهی و انسانی تسلیت می‌گوئیم.

با دریغ و افسوس فراوان و همراه با تالمات روحی خبر یافتیم که عالم ربانی، مرد تقوی و هنرمند عرصه ایمان، حضرت آیت الله نجومی (قدس الله نفس الزکیه) دار فانی را وداع گفته و به جوار رحمت حق پیوسته اند.

دراین پیام آمده است: ارتحال ایشان برای ارادتمندان راستین آن مرد بزرگ، مصیبتی سنگین و ضایعه‌ای جبران ناپذیراست كه «ثلم فی‌الاسلام ثلمه لا‌یسدها شی» .
مجمع نمایندگان استان درپایان آورده‌اند: این مجمع تسلیت خود را به پیشگاه حضرت بقیه‌الله الاعظم(ارواحنا له‌الفداه) تقدیم می‌دارد و برای خانواده این اندیشمند و عالم جلیل‌القدر و هنردوست و همه ارادتمندان داغدارش از خداوند متعال طلب تسلی و برای روح مطهر آن مرد خدا، طلب رحمت و مغفرت الهی دارد.

پیام تسلیت حجت‌الاسلام و المسلمين سيد مهدي خاموشي-رئیس سازمان تبلیغات اسلامی کشور

فقدان مجتهد، مفسر قرآن و از مفاخر خوشنويسي كشورمان مرحوم مغفور آيت‌الله سيد‌مرتضي نجومي، خبري تلخ و ناگوار بود؛ اما ياد و خاطره آن عالم و هنرمند فرزانه كه ساليان پربركت عمر شريفش در تقوا و تفسير قرآن كريم صرف شد و در اين حال، از چهره‌هاي ماندگار هنر اين سرزمين به شمار مي‌رفت، در ذهن و ضمير اهالي مؤمن و هنرپرور خطه كرمانشاه و عموم ملت ايران باقي خواهد ماند.بي‌ترديد، ايشان منشأ خدمات ارزنده‌اي به فرهنگ تشيع شدند و قطعاً بركات آن به‌عنوان باقيات صالحات، موجبات تعالي روزافزون روح بلند آن بزرگوار خواهد بود.اينجانب اين ضايعه اسفناك را به محضر مبارك مقام معظم رهبري، دوستداران و ارادتمندان ايشان و خصوصاً خانواده مكرم آن مرحوم تسليت عرض نموده، از آستان حضرت حق، مغفرت و رضوان و رحمت واسعه‌اش را براي آن بزرگوار مسئلت دارم

ملا قادر قادری امام جمعه اهل سنت پاوه

 آيت الله نجومي يک عالم ، فقيه و هنرمند تمام عيار بود و فقدان او هيچگاه جبران نخواهد شد چرا که مردم وي را حقيقتا دوست داشتند. آيت الله نجومي انساني اخلاقي بود و هيچگاه از ارشاد و راهنمايي انسانها باز نايستاد و شهد شيرين قربتا الي الله را با متاع ناچيز دنيا عوض نکرد.

 اهل سنت استان نيز از اين ضايعه بسيار متاثر هستند و ما وظيفه خود مي دانيم که براي بدرقه و وداع آخر با وي ، امروز از پاوه به کرمانشاه بياييم.

 در پايان ارتحال جانسوز اين عالم بزرگ را به همه برادران اهل تشيع و مردم استان کرمانشاه تسليت می گویم.

مجید غفوری استاندار اسبق کرمانشاه

این داغ برای همه ما و مردم استان داغی سنگین و جانسوز بود.

 آیت‌الله نجومی بازبان مردم، رفتار مردم، روحیه مردمی و شخصیتی بزرگوارانه اما به‌درخواست خودشان مردمی زندگی كرد و همیشه در تمام حیات پربارش بسیار معمولی و حتی كمتر از معمولی زندگی‌كرد.
 معظم‌له 81سال مردمی زندگی‌كرد و با مردم بود و كتابخانه و مدرسه ایشان از اندرونی بیت محترمشان بهتر بود و این خانه به ظاهر كوچك و محقر كه جایگاه چنین عالم فرزانه و بزرگی است حقیقتا " بسیار ساده و بی‌تكلف بود.
 ایشان به معنای واقعی فقیرانه زندگی‌ می‌كرد و زندگی فقیرانه را دوست داشت و من زمانی كه در لحظات آخر به اتفاق آیت‌الله علماء امام جمعه كرمانشاه بربالین ایشان بودیم به یاد كلام پیامبر مكرم اسلام افتادم كه « الفقر فخری» و ایشان از این خانه محقر و فقیرانه و بسیار ساده به سوی خانه ابدی و جاودانه رفتند كه یقینا " در بهشت برین و نزد اجداد طاهرینشان به ویژه حضرت امام حسین(ع) دارای منزل و ماوایی بسیار باشكوه و مقام و رتبه‌ای والا هستند.
 رحلت ایشان ثلمه‌ای بزرگ بر روحانیت و عالم اسلام و مردم بود كه جبران آن به این سادگی‌ها امكان پذیر نیست و جای ایشان به‌این زودی پرنخواهد شد .


جامعه بزرگ ورزش استان کرمانشاه


رحلت جانگداز اسوه عرفان، عالم ربانی، روحاني عالي قدر  حضرت آیت الله نجومی که عمری پربار را در خدمت اسلام سپری نمود به محضر رهبر معظم انقلاب، مردم شهيد پرور استان کرمانشاه و خانواده مرحوم آيت الله نجومي تسليت و براي آن عالم بزرگوار علو درجات را از خدواند متعال طلب مي نماییم.


استاندار کردستان-جناب آقای اسماعیل نجار

 آیت‌الله نجومی از چهره‌های ماندگار فرهنگ، اندیشه و هنر دینی بود که مهرورزی این روحانی جلیل‌القدر را به تبعیت از سلف پاکش نشان داد.
وی مجتهدی وارسته بود که هم قرآن کریم را به خوبی تفسیر کرد و هم از مفاخر خوشنویسی جهان که کیمیای گوهر کمال را در نگاره‌های هنر به جان آدمی گسیل داشت.
اینجانب به نمایندگی از سوی مردم شریف کردستان و خدمتگزاران دولت در این استان رحلت این مرد فضیلت و کرامت را به محضر رهبر معظم انقلاب اسلامی، روحانیت معزز، جامعه هنرمندان و مردم شریف کرمانشاه تسلیت عرض کرده و از خداوند منان برای آن مرحوم مغفور علو درجات را خواهانم.

شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی کل کشور

شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی ارتحال جانسوز عالم عامل و عارف کامل، علامه هنرمند و مجتهد شهیر و نامدار خطه‌ کرمانشاه حضرت آیت الله حاج سید مرتضی تجوی را به محضر حضرت ولی عصر، صاحب الزمان (عج) مقام معظم رهبری آیات عظام و علمای اعالم، طلاب و روحانیون علوم دینی، حوزه علمیه و مردم شریف و قدرشناس ایران اسلامی به ویژه مردم شهید پرور استان کرمانشاه و عموم شاگردان، مقلدان و شیفتگان ایشان تسلیت و تعزیت می گوید.


دگر بار مصیبت سنگین فراق آیتی الهی، گوهری کمیاب و کم نظیر از ساحت دین و فرهنگ، هنر و اخلاق را از ما خاکیان گرفت و دیگر بار امت اسلامی را در غم و اندوه و ماتمی عظمی و در فراق یکی از نوادگان آل عصمت در سوگ نشاند.
به درستی که به عروج آن فقیه بزرگوار و مردم دار، عالم برجسته‌ معاصر، مفسر گران سنگ قرآن کریم، اندیشمند فرزانه آسمان فقاهت و در سوگ نشانده و دوستدارانش را با غم فراق خویش داغدار کرد.
این عالم ربانی و جلیل القدر تمام عمر شریف خود را در راه تهذیب و تزکیه نفس، ترویج و گسترش معارف دینی و فرهنگ و هنر اسلامی و تربیت شاگردانی ممتاز وقف کرد و تا آخر لحظات نیز از خدمت دریغ نفرمود.
برای ملت مومن و خدا جوی ایران اسلامی به ویژه ارادتمندان راستین آن مرد بزرگ دین، این فراق و فقدان مصیبت سنگین و ضایعه‌ای جبران ناپذیر و ثلمه ای عظیم است که به هیچ روی جبران آن ممکن نیست، «هو العلیم اذا مات العالم ثلم فی الاسلام ثنمخ لا یسدها شی‌ء».
تمامی دلدادگان و عاشقان این پیر مراد طریقت و مجتهد هنرمند، داغدار غمی جانکاه هستند که شراره وار آتش ماتم و اندوه به جان می‌زند.
از درگاه ایزد منان برای روح پر فتوح آن فقیه فقید عالم عارف غفران و رضوان الهی و برای سایر بازماندگان و اعضاء بیت مکرم ایشان صبر و اجر جمیل مسئله می‌نماییم.

 مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران


متن پیام به شرح زیر است:
«والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا وان الله لمع المحسنین» سوره عنکبوت آیه 69
درگذشت عالم عامل، مرحوم مغفور حضرت آیت‌الله نجومی که عمر پربرکت خود را در راه نگارش کلام وحی و تعظیم شعائر دینی سپری کرد ثلمه‌ای است جبران ناپذیر.

این عالم ربانی، عمر شریف خود را در راه تهذیب نفس و ترویج و گسترش معارف، فرهنگ و هنر اسلامی سپری نمودند و بدون شک آثار و تالیفات این هنرمند فرهیخته در عرصه متون دینی و به ویژه خوشنویسی در تاریخ این کشور همچون نگینی درخشان خواهد ماند.

حضرت آیت‌الله نجومی در راه اهداف بلند و آرمان نظام مقدس جمهوری اسلامی، با تلاشی خستگی‌ناپذیر و با استفاده از ابزار هنر اسلامی مانند خوشنویسی، تذهیب، گام‌های بلندی برداشت و از چهره‌های ماندگار فرهنگ، دین و اندیشه کشور عزیزمان قرار گرفت.

حوزه‌های علمیه خواهران این ضایعه بزرگ را به محضر حضرت ولی عصر(عج)، رهبر معظم انقلاب اسلامی، مردم شریف استان کرمانشاه و همه دوست‌داران ارزش‌های الهی و انسانی تسلیت می‌گوید و برای آن عالم فرهیخته و هنردوست علو درجات از خداوند منان مسئلت دارد.»/

حضرت آيت اله مصطفی علماء کرمانشاهی نماينده ولي فقيه در استان و امام جمعه كرمانشاه و مهندس سيد دادوش هاشمي استاندار كرمانشاه به مناسبت فرارسيدن سومين سالگرد درگذشت عالم ربانی و فقیه مجا هد سید العلما مرحوم حضرت آيت الله العظمی سيد مرتضي نجومي كرمانشاهي (ره) پيام مشتركي صادر كردند. متن پيام به شرح زیر میباشد.

بسم الله الرحمن الرحیم

 
« حضرت آيت الله سيدمرتضي نجومي كرمانشاهي(ره) از جمله تأثيرگذارترين چهره هاي معنوي، هنري و انقلابي ايران زمين، در سراسر طول عمر پرخير و بركت خويش منشأ خدمات فراواني براي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و بويژه مردم شريف و خداجوي كرمانشاه در ابعاد و وجوه مختلف بودند.

تاثير شخصيت ايشان تنها به عرصه كتابت و خوشنويسي محدود نگشته، بلكه با نگارش چندين و چند رساله فقهي در تعظيم و تكريم شعائر اسلامي نيز كوشيده و در روند حركت و ايجاد شور انقلابي در استان كرمانشاه در جريان پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري حضرت امام خميني (ره) نيز نقشي محوري ايفاء نمودند.

بي ترديد نام والا و سيره عرفاني آن فقيه مجاهد كه همواره از زمره ياران واقعي و مخلص ولايت بودند براي هميشه در اذهان مردم قدرشناس و ولايتمدار استان كرمانشاه خواهد ماند.

 هم اكنون كه سومين سال عروج عارفانه آن پير ربّاني از عالم ملك به ملكوت با آغاز ايام سوگواري سرور و سالار شهيدان – حضرت اباعبدالله الحسين(ع) - مقارن گرديده است، ياد و خاطره آن عزيز سفركرده را كه همواره در راه ترويج فرهنگ عاشورايي و حماسه حسيني اهتمامي ويژه داشت، گرامي داشته و از خداوند متعال علو درجات و همنشيني ايشان را با ابرار و اجداد معظمشان مسئلت داريم.»

شرحی بر احوالات فقیه اصولی ایت الله العظمی میرزا اسماعیل نجومی(ره)


تبار پاک

سید اسماعیل، فرزند سیدحسن، فرزند سیداسماعیل، فرزند سید محمدرضا، فرزند عبدالرزاق، فرزند محمد اسماعیل، فرزند محمد صالح، فرزند موسی فرزند عیسی، فرزند احمد، فرزند محمد، فرزند علی، فرزند محمد، فرزند یحیی، فرزند یحیی، فرزند

 

حسین ذوالدمعه، فرزند زید شهید، فرزند امام سجاد(ع) است. كثر این بزرگان از عالمان، راویان، فقیهان، منجّمان و هنرمندان خوشنویس بوده و در كوفه، مشهد، سمنان، كربلا و كرمانشاه می زیسته اند. آنان قریب به 220 سال پیش، یعنی حدود سال 1200 ق. از كربلا به كرمانشاه رفته و به دلیل شرایط آب و هوا و احساس مسئولیت این خاندان در تبلیغ دین و ارشاد مردم آن سامان، در همان جا ماندگار شده اند.


حضرت ایت الله العظمی مرحوم میرزا اسماعیل حسینی نجومی کرمانشاهی (ره) ملقب به آقا بزرگ


میرزا سید اسماعیل، ملقّب به آقا بزرگ، روز یك شنبه در محرم 1256 ق. متولد شد. وی كه یكی از محققان و مجتهدان بزرگ و معروف تاریخ كرمانشاه به شمار می ورد، در فقه، اصول، فلسفه و دیگر علوم اسلامی و در نوشتن انواع خط، دستی توانا داشت و از شاگردان فاضل اردكانی در كربلا و همدرس میرزا محمد حسین شهرستانی، نویسنده الحجةالبالغه (متوفّای 1315 ق) بود. وی به سال 1318 ق. به رحمت ایزدی پیوست و بنابر وصیتش كه آورده: «میل دارم همیشه غبار كفش زائرین حضرت اباعبدالله الحسین(ع)، بر سر قبرم باشد»؛ در سر راه زائرین كربلا، بیرون مقبره خانوادگی «آل آقا» از فرزندان و نوادگان علامه وحید بهبهانی، در كرمانشاه به خاك سپرده شد.


والد بزرگوارشان-مرحوم علامه سید حسن حسینی نجومی کرمانشاهی(ره)


پدرش علامه سیدحسن نجومی، متولد دوشنبه دوازدهم ماه شعبان 1212ق. است. وی منجمی عالی قدر و ریاضی دانی ماهر و در علوم اسلامی مجتهد بود. او تقویم های دست نویسی را در كمال صحت به رشته تحریر درمی آورد كه یكی از این تقویم ها در كتابخانه آیة الله العظمی سید مرتضی نجومی در كرمانشاه موجود است.


شرح احوالات سید اجل،اوحد شرف آل رسول و زینت خاندان علوی و افتخار ذریه فاطمی ابوالمعالی و الماثر آیت الله معظم مرحوم حاج میرزا اسماعیل حسینی نجومی کرمانشاهی(قدس الله تربته الزکیه )به نقل از نتیجه سلاله زهرای بتول ،مفسر و مونس قرآن کریم ، ایت الله العظمی مرحوم حاج سید مرتضی حسینی نجومی کرمانشاهی(قدس الله نفسه الزکیه )


جد پدری من مرحوم مغفور آیت الله آقا میرزا اسماعیل نجومی فرزند مرحوم آقا میرزا سید حسن بوده است.مرحوم آیت الله حاج شیخ حسن علامی همیشه از ایشان به مرحوم آقای بزرگ تعبیر می فرمود و همیشه بدین معنی تصریح می فرمودند که آقا میرزا اسماعیل از محققان بزرگ و مجتهدین معروف و معدود تاریخ کرمانشاه بوده که شهر کرمانشاه کمتر مثل ایشان را به خود دیده است .آن مرحوم فقیه اصولی و حکیم،خوشنویسی کم نظیر و درنوشتن انواع خطوط توانا بوده است.آن جناب ازشاگردان و تلامذه بزرگ مرحوم فاضل اردکانی در کربلا و ظاهرا مونس و حبیب و همدرس مرحوم حاج میرزا محمد حسین شهرستانی متوفی سال ۱۳۱۵قمری بوده است .دربازگشت از کربلا در کرمانشاه به گاهی که مرحوم حاج شیخ شهاب الدین عراقی که از شاگردان بلاواسطه مرحوم حاج ملا هادی سبزواری بوده،به کرمانشاه آمده ساکن می گردد،معقول و فلسفه و حکمت می خواند...مرحوم آقا میرزا اسماعیل درسوم محرم ۱۲۵۶ قمری درکرمانشاه متولد و در سال ۱۳۱۸ قمری به رحمت ایزدی پیوسته است ...


حکایت احتضار آقای بزرگ آیت الله معظم مرحوم آقا میرزا اسماعیل نجومی(رزقناالله تعالی من شیم صفاته)به نقل از عالم تقی و مولای نقی آیت الله العظمی مرحوم حاج سید مرتضی حسینی نجومی کرمانشاهی(تغمده الله برحمه الواسعه)


پدرم می فرمود:درحال احتضار مرحوم آقا میرزا اسماعیل ،بر بالین ایشان بودیم،قدرت هیچگونه حرکتی نداشتند و با کمال آرامش رو به قبله بود و ما خیال می کردیم هر آن ممکن است از دنیا رفته باشد،ناگهان چشمان خود را باز نموده نیم خیزی نمود وبا شادابی عجیبی رو به درب منزل نموده گفت:همه آقایان تشریف آوردند وسپس با کمال آرامش به حالت احتضار بازگشته واز دنیا رفتند.


زندگانی سید المجتهدین ایت الله علامه سید جواد نجومی کرمانشاهی(ره)


زندگانی سید المجتهدین ایت الله علامه سید محمدجواد حسینی نجومی کرمانشاهی(ره)



تولّد

حضرت علامه سید محمد جواد حسینی نجومی کرمانشاهی(ره) در سال 1303 ق. در شهر كرمانشاه پا به عرصه وجود نهاد. فرزند ایشان،حضرت ایت الله العظمی استاد سید مرتضی نجومی در باره ولادت پدرش می گوید:

«تولد پدرم قطعاً در سال 1303 ق. بوده است؛ چه این كه سال وفات پدرش سید اسماعیل نجومی 1318 ق. بوده. و پدرم سید محمد جواد در آن زمان پانزده سال تمام داشته است؛ همان طور كه علامه شیخ محمدحسن علامی بر این مسئله تاكید داشت و نشانه هایی بر آن ارائه می داد. بنابراین، تاریخ 1305 ق. كه برسنگ مزار ایشان نوشته شده است، صحیح نیست!(1)

پدر و جدّ

پدرش میرزا سید اسماعیل، ملقّب به آقا بزرگ، روز یك شنبه در محرم 1256 ق. متولد شد. وی كه یكی از محققان و مجتهدان بزرگ و معروف تاریخ كرمانشاه به شمار می ورد، در فقه، اصول، فلسفه و دیگر علوم اسلامی و در نوشتن انواع خط، دستی توانا داشت و از شاگردان فاضل اردكانی در كربلا و همدرس میرزا محمد حسین شهرستانی، نویسنده الحجةالبالغه (متوفّای 1315 ق) بود.(2) وی به سال 1318 ق. به رحمت ایزدی پیوست و بنابر وصیتش كه آورده: «میل دارم همیشه غبار كفش زائرین حضرت اباعبدالله الحسین(ع)، بر سر قبرم باشد»(3)؛ در سر راه زائرین كربلا، بیرون مقبره خانوادگی «آل آقا» از فرزندان و نوادگان علامه وحید بهبهانی، در كرمانشاه به خك سپرده شد.

جدّش  علامه سیدحسن نجومی، متولد دوشنبه دوازدهم ماه شعبان 1212ق. است. وی منجمی عالی قدر و ریاضی دانی ماهر و در علوم اسلامی مجتهد بود. او تقویم های دست نویسی را در كمال صحت به رشته تحریر درمی آورد كه یكی از این تقویم ها در كتابخانه آیة الله سید مرتضی نجومی در كرمانشاه موجود است.(4)

تبار پاك

سید محمد جواد نجومی، فرزند سید اسماعیل، فرزند سیدحسن، فرزند سیداسماعیل، فرزند سید محمدرضا، فرزند عبدالرزاق، فرزند محمد اسماعیل، فرزند محمد صالح، فرزند موسی فرزند عیسی، فرزند احمد، فرزند محمد، فرزند علی، فرزند محمد، فرزند یحیی، فرزند یحیی، فرزند


حسین ذوالدمعه، فرزند زید شهید، فرزند امام سجاد(ع) است. اكثر این بزرگان از عالمان، راویان، فقیهان، منجّمان و هنرمندان خوشنویس بوده و در كوفه، مشهد، سمنان، كربلا و كرمانشاه می زیسته اند.(5) آنان قریب به 220 سال پیش، یعنی حدود سال 1200 ق. از كربلا به كرمانشاه رفته و به دلیل شرایط آب و هوا و احساس مسئولیت این خاندان در تبلیغ دین و ارشاد مردم آن سامان، در همان جا ماندگار شده اند.(6)

مادر سید محمد جواد نجومی، فرزند آخوند ملاعلی اكبر كرمانشاهی از شاگردان صاحب جواهر و فاضل اردكانی است. همسرش فرزند آیة الله شیخ مرتضی علم الهدی آل آقا (متوفّای 1361 ق) از نوادگان وحید بهبهانی است. وی بانویی متدین، پرمهر و محبت، صالح، دارای سلامت نفس، عفیف و باتقوا بود. تولدش در سال 1327 ق. وفاتش در نهم رمضان 1411 ق. رخ داده و مدفن او حیاط آرامگاه ابوحسین در قم است.(7)

نسب و لقب

وی به خاطر انتسابش به امام حسین(ع)، به «حسینی» شهرت یافته و از آن رو كه اجدادش در علم نجوم و تقویم نگاری تخصص داشته اند، ملقّب به «نجومی» شده است. بدین جهت در هنگام صدور شناسنامه برای ایرانیان، این لقب برای همه فرزندان و نوادگان ایشان رسمیت پیدا كرد.(8)

تحصیلات

سید محمد جواد نجومی، پانزده سال را نزد پدر باتقوا، عارف، زاهد، عابد و هنرمند خود گذراند. معاشرت با پدر دانشمندش باعث پایه ریزی و تقویت پایه های اعتقادی، علمی و هنری وی گردید. او پس از اتمام دروس مقدماتی نزد پدرش، مراتب سطح را در محضر عالمان و فقیهان شهر كرمانشاه فراگرفت. وی در مدمت كوتاهی علوم صرف، نحو، معانی و بیان، منطق، فلسفه، فقه و اصول را به خوبی به پایان رساند. سپس برای تكمیل تحصیلات و شركت در درس خارج فقه و اصول، راهی نجف اشرف شد؛ ولی مشكلات زندگی، به او مجال اقامت طولانی در آن شهر را نداد و از این رو، پس از یك سال به كرمانشاه برگشت و نزد عالمان، مجتهدان و هنرمندان زادگاهش به كسب علم و معرفت پرداخت. تا این كه بعد از طی مراحل فضل و دانش، به درجه رفیع اجتهاد رسید و از آیات عظام: سیدابوالحسن اصفهانی، شیخ ضیاءالدین عراقی، شیخ حسن علامی و سید حسین حائری اجازه اجتهاد و روایت گرفت.(9)

شیخ ضیاء الدین عراقی در اجازه نامه اجتهادش به ایشان، وی را عالم، فاضل، كامل، سیّد سند و معتمد معرفی می كند.(10) نیز آیة الله العظمی سیدابوالحسن اصفهانی در اجازه نامه اجتهاد و روایتش به او، وی را عالم، فاضل، علامه، عماد اسلام، كسی كه عمرش را در راه تحصیل علوم شرعی صرف كرده، محقق و پژوهشگر می داند.(11) و در بعضی از اجازه نامه های اجتهاد و روایت، او را عالمی عامل، فاضلی كامل و پژوهشگری دقیق معرفی كرده و در شأن او تعبیرهای مختلف و پر معنایی به كار برده اند.(12)

استادان

سید محمدجواد نجومی علاوه بر كسب فضل و علم از محضر استادان بزرگ حوزه علمیه نجف اشرف، از محضر فقیهان و عالمان برجسته و صاحب نظر كرمانشاه نیز سال ها كسب دانش نمود؛ از جمله:


1. شیخ محمدعلی چهاردهی رشتی معروف به مدرس (متوفّای 1334 ق). وی از فقیهان و عالمان نجف اشرف و كرمانشاه بوده است. نویسنده «زندگانی سردار كابلی» می نویسد:

«وی سالیان دراز در نجف اشرف به تدریس سطوح فقه و اصول اشتغال داشته و گروه بسیاری از علما و فضلا، دوره سطح را نزد او به پایان برده بودند. كسانی كه زمان او را درك و نزدش تحصیل كرده اند، معتقد بوده اند كه مقام علمی اش اقتضا داشته به تدریس خارج بپردازد؛ اما بنابر نذری كه كرده بوده، متعهد شده كتب سطح را تدریس كند.»(13)

وی دارای آثار متعدّدی در فقه، اصول، كلام و اخلاق است؛ كه از جمله آنهاست: حاشیه علی القوانین؛ وسیلة النجاة فی المبدأ و المعاد؛ مقتل الحسین(ع)؛ شرح قواعد علاّمه؛ شرح دعای كمیل.(14)

2. محمدهادی جلیلی (متوفّای 1377 ق).(15)

وی از شاگردان میرزا حبیب الله رشتی، شیخ هادی تهرانی و سید محمد بحرالعلوم بوده و از مؤسّسین حوزه علمیه كرمانشاه به امر آیة الله العظمی سیدابوالحسن اصفهانی است.

كتاب القضاء، كتاب الشهاده، تعلیقة علی الكفایة و... از آثار او است.(16)

3. شیخ محمد حسن علامی اصفهانی (متوفّای 1394 ق)(17)؛ وی از شاگردان محمد كاظم آخوند خراسانی، میرزا محمدحسین نائینی و شیخ ضیاءالدین عراقی بوده است. او آشنا با فقه و سایر علوم اسلامی و در تدریس و تفهیم مطالب علمی و در مناظره و جدل توانا بود. با این كه در جدل كردن توانایی فوق العاده داشت، هرگز آن را در جهت غلبه بر دیگری استفاده نكرد.(18)6

نویسنده  علامه سردار كابلی می گوید:

«بلاشك یكی فحول علما و اكابر محققین در علوم دینی بود، نه تنها در كرمانشاه بلكه تا آن جا كه من آگاهی دارم، در سراسر ایران شاید پنج نفر به پایه علمی او نمی رسید. مردی محقق، مدقّق، فاضل، جامع معقول و منقول و خوش ادرك بود.»(19)

نیز می نویسد:

«شاگرد مبرّزش مرحوم آقا سیدجواد نجومی بود و تا زمانی كه یاد دارم، مرحوم نجومی نزد آقای علامی درس می خواند. نوبتی به ایشان عرض كردم: این درس خواندن شما تمام نمی شود؟ فرمود: اگر من و آقای علامی صد سال عمر كنیم و هر روز او درس بدهد و من درس بخوانم، باز آقای علامی حرف برای گفتن دارد و من هم گوش برای شنیدن دارم. این بیان مرحوم نجومی، كه خود از اعلام علما بود، از طرفی حكایت از وفور معلومات «علامی» می كرد و از طرف دیگر عطش شدید خود را در فراگیری علم نشان می داد.»(20)

4. محمد حسین اصفهانی معروف به حاج آخوند.(21) وی بزرگ خاندان «حاج آخوند» و «روشن» و از فقیهان طراز اوّل كرمانشاه و جزو شاگردان ملاقلی همدانی است. زادگاهش اصفهان است؛ ولی بعد از كسب مراحل علم و فضل در نجف اشرف، در كرمانشاه ماندگار می شود.(22)

5. سیدحسین حائری (23) وی از مجتهدان و عالمان عالی قدر و از بزرگان شهر كرمانشاه و از جمله كسانی است كه به محضر حضرت بقیة الله الاعظم(عجّ) مشرف شده است.(24)

6. آقا عبدالله آل آقا. وی از نوادگان وحید بهبهانی و از خانواده آل آقا در كرمانشاه و برادر شیخ مرتضی علم الهدی آل آقا، پدر همسر سید محمد جواد نجومی می باشد.(25)

7. میرزا حسین وكیل.

شاگردان

سیدمحمدجواد نجومی با این كه از نظر مراتب علمی و كمالات معنوی، دارای مقامات عالی و كم نظیری بود، برای بسیاری ناشناخته ماند. از این رو، بیشتر شاگردان وی، طلاب دوره مقدمات و سطح بودند. نویسنده زندگانی سردار كابلی مطلبی را از شیخ محمدحسن علامی در باره ایشان نقل می كند كه نشانه عظمت علمی اواست:

«اگر می خواهید از نظر مرحوم علامی هم درباره آقای نجومی آگاه شوید، باید بگویم كه وی بارها می گفت: اگر كسانی كه من می شناسم، مجتهدند؛ آقا سیدجواد، «سیّدالمجتهدین» است.»(26)

او فقه، اصول، ادبیات عرب و معانی را با بیانی شیوا و با تبحّری خاص تدریس می كرد و شاگردان زیادی از كرسی درس او بهره بردند كه از بین آنان می توان به فرزند بزرگوارش، آیة الله سید مرتضی نجومی (متولّد 1307 ش)، شیخ مجتبی حاج آخوند (متوفّای 1422 ق) - فرزند شیخ حسن حاج آخوند از و فقیهان نامی كرمانشاه - و شیخ حسن ممدوحی از محققان و مدرسان حوزه علمیه قم و عضو جامعه مدرّسین (متولّد 1318 ش)، نام برد.(27)

خدمات فرهنگی و اجتماعی

سید محمد جواد نجومی علاوه بر تدریس كتاب های مختلف (مانند حاشیه ملاعبدالله، مغنی، مطوّل، معالم، قوانین، شرح لمعه و...)(28) به تبلیغ احكام دین و ارشاد مسلمین و اقامه نماز جماعت و رسیدگی به مشكلات مردم نیز اهتمام داشت. علاوه براین، ایشان كتابخانه ای با بیش از هزار جلد كتاب تأسیس كرد كه در بین آنها بیش از دویست جلد نسخه خطّی بسیار با ارزش، وقف خاندان و اولاد نجومی بود. این كتابخانه هم كنون فعّال است و شاید بیش از هجده هزار جلد كتاب دارد.(29)

جلوه ای از سیادت

فرزند بزرگوارش آیةالله العظمی سیدمرتضی نجومی می نویسد:

«به مناسبت سیادت این خاندان، قصّه عجیبی را از مرحوم والدم نقل می كنم: شبی با ایشان بعد از نماز مغرب و عشا از مسجد بیرون آمده، رو به منزل می رفتیم. ایشان جلو بنده، و عصا در دست مباركشان بود. در تاریكی كوچه، سگی بسیار پشمالو كنار دیوار نشسته بود كه به مجرّد رسیدن ما به آن محل، به مرحوم پدرم حمله كرد، كه ایشان با عصا و بنده هم كمك نموده، سگ را از خود راندیم و از محل گذشته به منزل آمدیم. شب دیگر باز هم از مسجد بیرون آمده، از همان مسیر دیشب رو به منزل می آمدیم. گذارمان به همان محل و همان سگ افتاد و عجیب آن بود كه بیشتر پشم سگ ریخته، پوست بدنش به طور زشتی نمایان و بسیار ناتوان در كنار دیوار نشسته بود. با رسیدن ما ناله بسیار ضعیفی نمود و هیچ حركتی نكرد و من فوراً متوجه مطلبی و روایتی شدم و خیلی تعجب نموده، اما به روی مرحوم پدرم نیاوردم. دیدم مرحوم پدرم كه به آرامش و وقار در حركت بودند، از جلو سگ كه گذشتیم، تكانی خوردند. آهسته و بسیار متعجّبانه زیر لب عبارتی كه ظاهراً چنین یادم می آید، فرمودند: «لا اله الاّ الله، حیوان بیچاره گر، شد.» و بیش از این چیزی نگفتند: من فوراً فهمیدم اشاره می كنند به آنچه من نیز فوراً متوجه ان گردیده بودم؛ یعنی اصالت سیادت ما به مقتضای روایت زید شهید كه «ماعاونا كلْبٌ الاّ وَ قَدْجَرِبَ؛ هیچ سگی بر ما پارس نكرد، مگر آن كه گر شد.»(30)

ویژگی های اخلاقی

سیدمحمدجواد حسینی نجومی نمونه بارزی از انسان متّقی و با ورع بود. تقوا و فضایل اخلاقی در روح و جان او رسوخ كرده بود. نشست و برخاستش، رفت و آمدش و گفتار و كردارش تنها برای خشنودی خداوند بود. در گفتار و موضع گیری هایش در برابر انحراف ها و گژی ها، دارای صلابت در عقیده، استواری در كلام و صراحت در لهجه بود.

براثر تهذیب نفس و مجاهدت با نفس امّاره به مرحله كمال انسانی و صفای نفس و قداست باطن رسیده بود؛ به طوری كه بسیاری از خواص و نزدیكان وی، او را صاحب نفس مؤثر می دانستند.

به نماز عشق می ورزید. خضوع و خشوعش در نماز وصف ناشدنی و در كمتركسی دیده شده است. به نماز جماعت اهمیت فراوان می داد. وی نزدیك به 35 سال در مسجد نوّاب كرمانشاه به اقامه نماز جماعت پرداخت كه خیلی از خواص و بزرگان شهر به وی اقتدا می كردند.

تواضع و فروتنی وی زبانزد بود. از هرگونه مریدپروری پرهیز داشت. در طول مدت عمرش اجازه نداد كسی كفشش را جفت كند و یا دستش را به عنوان آقایی ببوسد و نیز در رفت و آمدهایش اجازه نمی داد كه علاقه مندانش با او همراه شوند.

از دیگر ویژگی های اخلاقی وی، دائم الذكر بودن است، چه ذكر لفظی و چه ذكر عملی. از این رو، در حال نشستن هم، رو به قبله بودن را فراموش نمی كرد؛ فرزندش سیدمرتضی نجومی می گوید: «هیچ گاه در منزل ندیدم كه پدرم رو به غیر قبله بنشیند.»

وی علاقه زیادی به جدّش امام حسین(ع) و بر پایی مراسم عزاداری و روضه خوانی داشت. حتی آن زمانی كه رضاخان از تشكیل جلسات روضه منع می كرد، در منزل وی صبح و عصر مجلس عزاداری باشكوه تمام برگزار می شد و ابهت معنوی وی مانع از تعرّض مأموران حكومتی به آن جلسات می شد و گاه كه مجلس رسمی روضه برقرار نبود، در محیط كوچك منزل، برای اهل خود مجلس عزاداری بر پا می كرد و بنابر نقل آیة الله سیدمرتضی نجومی، كتاب لواعج الاشجان سید محسن امین عاملی و دیگر كتاب های مقتل سیدالشهداء را می خواند و ترجمه می كرد.(31)

زندگی هنری

از گذشته تا كنون برخی خاندان ها مهد پرورش عالمان، فقیهان و هنرمندان بوده اند؛ خاندان نجومی در زمره همین خاندان است كه هنرمندان فرهیخته ای از آن برخاسته اند؛ از جمله سیدمیرزا اسماعیل نجومی، میرزإ؛ك ك رضای منجّم باشی، سید محمد سیف السادات، سید میرزا عبدالرحمن، سید میرزا محسن، سید محمد صالح، سید نصرالله معروف به مزیّن، سید میرزا سید حسن، سید مهدی و سیدهادی نجومی.

در آسمان پرستاره خاندان نجومی، ستاره پرفروغ دیگری وجود دارد كه درخشندگی آن از جلوه خاصّی برخوردار است و او آیة الله سید محمد جواد نجومی است. وی از عالمان و فقیهان نسخ نویس و نامدار قرن چهاردهم هجری به شمار می رود. او از اوان جوانی خطّ نسخ را نزد خوشنویسان شهر كرمانشاه آموخت و سپس آن را نزد استاد بزرگ خطّ نسخ، محمد صالح خان كلهر، از خاندان حاجی زادگان كرمانشاه، به كمال رساند.(32)

به طوری كه بسیاری از هنرمندان خوشنویس كه خطّ وی را دیده اند، گفته اند: «ما خیال نمی كردیم در این عصر كسی چون میرزا احمد نیریزی (1155 ق) و استاد وصال، خوشنویسی كند.» و خود وی هم گفته است: «گه گاهی بعضی كلمات را به قدری خوب نوشته ام كه انگشت خود را بوسیده ام.»(33)

او هنر را برای هنر نمی خواست؛ بلكه آن را وسیله ای در جهت رشد و تعالی معنوی انسان و ارتباط بیشتر و بهتر با خالق زیبایی ها می دانست. این نگرش به هنر، موجب شد كه وی به آیات قرآن كریم، ادعیه و احادیث توجه ویژه ای كند. فرزندش سید مرتضی نجومی در این باره می گوید:

«توجه آن جناب به قرآن كریم و ادعیه و احادیث ائمه(ع) سبب بود تا به خطّ نسخ بگراید و به كتابت آنها بپردازد. بنده بسیار كم دیدم كه در سیاه مشق هایش، عباراتی فارسی یا عربی غیر قرآن و ادعیه نوشته باشند. (گرچه) زندگی علمی و دینی و تدریسی و اجتماعی ایشان، اقتضای كتابت قرآن كامل و كتب ادعیه و احادیث را نمی كرد؛ اما گه گاه به قطعه نویسی یا سیاه مشق می پرداخت.»(34)

از این رو، آثار به جا مانده از این هنرمند متألّه، قطعاتی از آیات و دعاها است كه كنون این آثار، زینت بخش كتابخانه بزرگ حضرت آیة الله سید مرتضی نجومی در شهر كرمانشاه است. وی علاوه بر قطعه نویسی، به استنساخ كتاب ها و رساله ها نیز می پرداخت كه از آنها می توان به رساله شیخ حسین بن عبدالصمد، پدر شیخ بهایی، كه موضوع آن مباحثه با بعضی از عالمان حلب است و دیگری رساله ای است از شیخ مفید در تزویج رقیه و زینب از دختران رسول كرم(ص) اشاره كرد كه این نسخه ها با خطّ نسخ به طرز شیوا و زیبایی به نگارش در آمده است.(35)

نامه ای به فرزند و وصایایی چند سید محمدجواد نجومی در جواب نامه ارسالی فرزندش سید مرتضی از نجف، مطالبی را می نویسد كه نقل گوشه ای از آن، خالی از لطف نیست. در آن نامه آمده است:

«عزیزم! عمر عزیزت را بیهوده صرف مكن كه عمر باز نگردد. وصیت می كنم تو را كه عمل نمایی به مضمون این دو بیت:

یا طالِبَ الْعِلْمِ باشِرِالوَرَع

وَاتْرُك النَّوْمَ وَاهْجُرِ الشَّبَع

(ای جویای دانش! با تقوا و ورع همراه باش و خواب را ترك كن و از شكم بارگی بگذر!)

داوِمْ عَلیَ الْبَحْثِ لاتُفارِقْهُ

فَاِنّ بِالْبَحْثِ قامَ الْعِلْمُ وَارْ تَفَع

(بر بحث مداومت كن و آن را ترك مكن! چرا كه به وسیله بحث است كه علم به پا شده و رشد می كند.)

زیارت حضرت امیر را شبانه روز اقلاًّ دو مرتبه ترك ننمایی و در ترقّی خود، متوسّل شو به آن وجود مبارك از روی خلوص كه هرچه بخواهی، مرحمت می كنند.»(36)

آغاز سفر ابدی

آیة الله العظمی سید مرتضی نجومی جریان احتضار پدرش را چنین نقل می كند:

«صبح آن روزی كه شبش رحلت فرمود، از صبح به حالت آرامش مخصوصی فرو رفتند. دكتر مخصوص شان را طلبیدم، آمدند و از آرامش عجیب ایشان شگفت زده شدند. به من گفتند: ایشان دیگر رفتنی و در حال احتضارند؛ هیچ گونه آمپولی به ایشان نزده و اذیت شان نكنید. از همان صبح از نوك پای ایشان، بدن شروع به درخشندگی و سفیدی بسیار دلنشینی كرد؛ مثل آن كه بدنشان را شست و شو می دهند و من برای اوّلین بار در بالین مریضی محتضر حاضر و ناظر بودم و عجیب این بود كه كاملاً خط و موج تلألؤ و سفیدی بدن نمایان بود كه تا كجا رسیده است... در حال احتضار در كمال آرامش بدون هیچ گونه ناراحتی و اضطرابی بود؛ فقط از گوشه چشمانش گه گاه اشك می ریخت و درست در لحظه فوت ایشان به طور محسوس نوری دور تخت ایشان را فرا گرفت كه شاید این نور را فقط من می دیدم و دیگران می گفتند: بوی عطر عجیبی فضا را گرفت؛ به طوری كه شب هنگام كه جنازه را برای غسل به غسّال خانه بردیم، در مسیر راه استشمام بوی خوش می نمودند».(37)

وفات و مدفن

علامه سید محمد جواد نجومی پس از سال ها زندگی علمی و هنری و پس از عمری مجاهدت و تلاش در راه دین، در شب چهار شنبه هجدهم مرداد 1346 ش. (دوم جمادی الاوّل 1387 ق) در 84 سالگی جان به جان آفرین تسلیم و به رحمت ایزدی پیوست. همان شب جسد مبارك وی غسل داده شد و فرزند دانشمندش، آیة الله سید مرتضی نجومی، بر وی نماز گزارد و صبح آن شب، پیكر ایشان با حضور جمعیتی كم نظیر در شهر كرمانشاه تشییع شد. سپس به آرامگاه ابوحسین در قم، حجره مخصوص علما، منتقل و دفن گردید.(38)

بازماندگان

از سید محمد جواد حسینی نجومی، سه پسر و پنج دختر به جاماند. سید محمد تقی نجومی، سیدابوالحسن نجومی و آیة الله العظمی سید مرتضی نجومی، پسران وی هستند.

سیدمرتضی نجومی، فرزند بزرگ ایشان است. وی متولّد 26 بهمن 1307 ش. (23 جمادی الثانی 1346 ق) در شهر كرمانشاه است. او در سال 1361 ق. وارد حوزه علمیه شد و نزد عالمان و فقیهان زادگاهش و نجف، به فراگیری علم و معرفت و هنر پرداخت. از جمله استادان وی در كرمانشاه و نجف، شیخ حسن حاج آخوند، سید محمود مسعودی لاری، سیدعلی بهشتی، سید احمد اشكوری، سید عبدالأعلی سبزواری، میرزا علی فلسفی و پدرش سید محمدجواد نجومی است. وی از آیات عظام: سیدعبدالأعلی سبزواری، میرزا احمد باقر زنجانی، شیخ آقا بزرگ تهرانی، سید شهاب الدین مرعشی نجفی، شیخ محمدعلی اركی، سید محمدصادق بحرالعلوم و پدرش اجازه اجتهاد و روایت گرفت و در خوشنویسی و نگارش از استاد میرزا محمود كاتب تبریزی و پدرش درجه استادی اخذ كرد.(39)

وی دارای آثار متعددی از قبیل تألیف، رساله و مقاله های علمی و هنری است كه از جمله آنها است:

التصویر و التمثیل؛ رساله الغنا و رساله نجاسة الخمر، و مقاله های هنری مانند هنر ابری سازی (40)، بعد معنوی هنر خط(41). همچنین كتاب های زیادی را با خط زیبای خود استنساخ كرده؛ مانند كتاب ریاض العلماء.(42)

سید مرتضی نجومی كه تقوا و اجتهاد و هنر را یك جا در خود جمع نموده، چنان پدرش را شیفته خود كرده بود كه وی در سال 1324 ش. هنگام بازگشت از نجف، مورد ستایش پدرش قرار می گیرد و پدرش در قطعه ای بسیار زیبا از خطّ نسخ، می نویسد:

«شكر و حمد خداوندی كه مرا در پیری پسری عالم، مجتهد، پكیزه، متقی و دارای هنرهای زیاد عطا نمود كه در خوشنویسی انواع خطها، همانند ندارد. خداوند او را از همه بلایا حفظ فرماید.»

آیة الله العظمی سید مرتضی نجومی در پائیز سال 1388 دعوت حق را لبیک گفت و به جوار رحمت الهی شتافت.روحش شاد و یادش گرامی باد

پی نوشت ها:

1 - كیمیای هستی، سید مرتضی نجومی، ص 249، انشارات سها، چاپ اول، تهران، 1379 ش .

2 - الاجازةالكبیرة، سید شهاب الدین مرعشی نجفی، ص 427، انتشارات كتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، چاپ اول، 1414 ق .

3 - كیمیای هستی، ص 43 .

4 - جغرافیای تاریخی وتاریخ مفصل كرمانشاهان، محمدعلی سلطانی، ج 1، ص 506، انتشارات سها، چاپ اول، تهران .

5 - اعیان الشیعه، سید حسن امین، ج 6، ص 23، ص 24 و ج 9، ص 234، انتشارات دارالتعارف للمطبوعات، بیروت؛ الذریعه الی تصانیف الشیعه، شیخ آقا بزرگ تهرانی، ج 17، ص 277؛ طبقات اعلام الشیعه القرن الثانی بعد العشرة، شیخ آقا بزرگ تهرانی، ص 65، 124، 125، 428 و 265، انتشارات دانشگاه تهران و میراث ماندگار، سال دوم، 1364، ص 14 .

6 - زندگانی سردار كابلی، كیوان سمیعی، ص 55، چاپ گیلان، چاپ اول .

7 - كیمیای هستی، ص 44 و 167 .

8 - مصاحبه با آیة الله سیدمرتضی نجومی، در تاریخ 80/11/16 .

9 - كیمیای هستی، ص 249 .

10 - همان، ص 251 .

11 - همان، ص 253 .

12 - همان، ص 174، 175، 178، و 255 .

13 - زندگانی سردار كابلی، ص 112 .

14 - معجم رجال الفكر و الادب فی النجف خلال الف عام، محمدهادی امینی، چاپخانه الآداب، نجف اشرف، چاپ اول، 1384 ق .

15 - جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل كرمانشاهان، ج 1، ص 504 .

16 - گنجینه دانشمندان، محمدشریف رازی، ج 6، ص 363، چاپخانه پیروز قم، 1354 ش .

17 - كیمیای هستی، ص 249 .

18 - المسلسلات فی الاجازات، سید محمود مرعشی نجفی، ج 2، ص 401، انتشارات كتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، قم، 1416 ق .

19 - زندگانی سردار كابلی، ص 229 .

20 - همان، ص 231 .

21 - كیمیای هستی، ص 249 .

22 - مكاتبه با محمد حاج آخوند، ص 1، (80/11/11) .

23 - كیمیای هستی، ص 250 .

24 - همان، ص 144 .

25 - همان، ص 249 .

26 - زندگانی سردار كابلی، ص 231 .

27 - مصاحبه با آیة الله شیخ حسن ممدوحی، به تاریخ 80/11/8 .

28 - همان .

29 - كیمیای هستی، ص 262 .

30 - همان، ص 41 .

31 - همان، ص 66، 91، 134، 206، 251 و 260 .

32 - جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل كرمانشاهان، ج 1، ص 502 و 504 .

33 - كیهان فرهنگی، سال دوم، ش 2، ص 11؛ نشر دانش، سال دوم، ش 5، ص 96 و میراث ماندگار، سال دوم، ص 24 .

34 - كیمیای هستی، ص 255 .

35 - میراث ماندگار، ص 15 .

36 - كیمیای هستی، ص 78 .

37 - همان، ص 261 .

38 - جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل كرمانشاهان، ج 1، ص 505 .

39 - كیمیای هستی، ص 169 و 270 .

40 - روزنامه جمهوری اسلامی، 16 شهریور، 1368، ص 10 و 26 شهریور، 1368، ص 10 .

41 - مجله سروش، ش 229، ص 25، ش 230، ص 30، ش 232، ص 26، ش 233، ص 34 و ش 234،ص 32 .

42 - كیمیای هستی، ص 107 .

43 - جغرافیای تاریخی و تاریخ مفصل كرمانشاهان، ج 1، ص 507؛ كیهان فرهنگی، سال دوم، 1364، ص 3 و معجم رجال الفكر و الادب فی النجف خلال الف عام، ص 444 .

مقام رفیع حضرت آیت الله العظمی نجومی در کلام مراجع و علما

مقام رفیع حضرت آیت الله العظمی نجومی (ره) در کلام مراجع و علما



آیت الله العظمی خامنه ای رهبر معظم انقلاب

 

این فقیه اخلاقی و مردمی که در عین حال هنرمندی چیره دست و نام آور بودند، در طول سالیان اقامت خود در کرمانشاه در جایگاه عالمی عامل و وظیفه شناس در خدمت تربیت دینی و اخلاقی مردم آن مرز و بوم و در دوران انقلاب، در پیشبرد هدفهای نظام جمهوری اسلامی، تلاش ارزنده و شایسته ئی کرده و همواره در صراط مستقیم انقلاب پای فشرده و زحماتی متحمل شدند.


آیت الله العظمی صافی گلپایگانی

 

آن روحاني عالي*مقام، عمر شريف خود را در خدمت به اسلام و ترويج معارف نوراني اجداد طاهرينش عليهم السلام و اصلاح امور بندگان خدا و خدمت به مردم و رفع مشکلات و دفع شبهات سپري نمود و منبع فضايل و کمالات و آثار علمي و هنري شرعي بود که براي حوزه*ي علميه افتخاري بزرگ محسوب مي*شد.
زندگي اين عالم فقيد براي طلاب و فضلاي حوزه علميه در حقيقت کلاس درس و روش يادگيري احکام و کمالات انساني و معنوي و وجودش براي مردم شريف کرمانشاه و طلاب، معلم اخلاق بود.


  ایت الله العظمی علوی گرگانی


ارتحال عالم ربانی ، مفسر قرآنی ، فقیه صمدانی ، هنرمند جاودانی ، اخلاقمدار الهی مرحوم مغفور آیت الله آقای حاج سید مرتضی نجومی اعلی الله مقامه الشریف را به ساحت مقدس حضرت ولی عصر (عج) و بیت معظم و معزز و مکرم بالخصوص آقازاده ایشان و مردم شریف ، مؤمن و متدین استان کرمانشاه و مراجع عظام تقلید و مقام معظم رهبری و حوزات علمیه تسلیت گفته ، علو درجات آن فقید سعید را مسئلت و صبر و اجر برای بازماندگان از خداوند متعال خواستارم .


آیت الله العظمی راستی کاشانی

 

درگذشت عالم عامل، فقیه معظم و جامع علم و عمل حضرت آیت‌الله آقای حاج سید مرتضی نجومی، مصیبتی جانکاه و طاقت فرسا و موجب تاثر و تاسف فراوان شد.

 

آن مرحوم از مفاخر علمی و عملی حوزه‌های علمیه و صاحب نفس سلیم و روحی لطیف و از برجستگان هنری و چهره‌ای ماندگار و دارای خدمات فرهنگی و تالیفات مفید و سودمند بودند.

 

 امتیاز خلوص و تقوی و صفا و طهارت روح و مقام علم و عمل ایشان، آن عزیز را سرآمد و پیشتاز و الگو برای طالبان علم و معرفت قرار داده است.

 

سالیان طولانی در حوزه‌ علمیه نجف اشرف با آن مرحوم دوستی، رفاقت و مباحثه علمی داشتم که خاطرات شیرین و الطاف و محبتهای ایشان، فراموش نمی‌شود و همین انس و الفت طولانی فقدان ایشان را سخت نموده است.

 

 این جانب که صدیقی عزیز و مهربان را از دست دادم، با ناباوری در ماتم آن فقید سعید به سوگ نشسته و از همگان برای شرکت در مجالس عزا و تجلیل و تکریم ایشان دعوت می‌نمایم.


آیت الله یزدی

 

آن عالم مجاهد كه علاوه بر تلاش‌های فراوان علمی و عملی در عرصه‌های هنری نیز خدمات فراوانی را پدید آورد از نوابغ عصر ماست و در پیش برد و ترقی علمی و معنوی استان كرمانشاه سهم بسزایی داشته است.

 

جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ارتحال ایشان را به محضر حضرت بقیه‌الله الاعظم ارواحنا له الفداء، مقام معظم رهبری «مدظله العالی»، مراجع عظام تقلید «دامت‌بركاتهم»، و عموم ملت شریف ایران به ویژه مردم استان كرمانشاه و حوزه‌های علمیه تسلیت عرض نموده؛ علو درجات را برای آن فقید و صبر و اجر فراوان برای بازماندگان آن مرحوم خواستار است.


آیت الله هاشمی رفسنجانی

درگذشت آیت‌الله سیدمرتضی نجومی موجب تاسف و تاثر خاطر گردید. رحلت این عالم جلیل‌القدر که در طول عمر پربرکت خود علاوه بر تفسیر قرآن، رساله‌های مختلفی در زمینه‌های ابعاد معنوی هنر خط و تنظیم شعائر اسلامی و همچنین آثار ارزشمند خوشنویسی به یادگار گذاشته است را تسلیت می‌گویم.



آیت الله حجتی هرسینی


  کرمانشاه از دیرباز مرکز پرورش و تربیت بسیاری از بزرگان دین بوده و هست.

 برخی از عالمان نامی کشور از خطه کرمانشاه پا به عرصه علم و دین نهاده اند که این مهم بر کسی پوشیده نیست.

 وجود معنوی و تاثیرگذار آیت الله سید مرتضی نجومی برای استان کرمانشاه و خطه غرب غنیمتی بزرگ بوده است.

 برپایی کلاسهای تفسیر کتاب شریف نهج البلاغه توسط مرحوم آیت الله نجومی، به حدی دلنشین بود که قشرهای مختلفی از جامعه کرمانشاه خود را به بیت آن مرحوم می رساندند و پای صحبت های دلنشین مرحوم نجومی می نشستند.

 مرحوم نجومی در مباحث دینی و پاسخگویی به شبهات دینی و اجتماعی، منبع و منشا عظیم و نورانی برای شهر کرمانشاه بودند.

 ایشان با حوصله مثال زدنی و اخلاق نیکو به تک تک سئوالات دینی مردم پاسخ می دادند تا حدی که به کوچکترین نکات نیز توجه خاصی داشتند.

 مرحوم نجومی در لابلای رسیدگی به امور مذهبی و دینی مردم، در هنر اسلامی خوشنویسی، مهارت بسیار بالایی داشت و از برترین‌های هنر خوشنویسی جهان بود و نزد خطاطان بزرگی همچون هاشم بغدادی به تمرین و ممارست پرداخت تا در انواع خطوط اسلامی خطاطی چیره‌دست شد، ایشان همچنین در تذهیب و تشعیر و تجلید آثار جاودانه‌ای پدید آورده است که به این خاطر به عنوان یکی از چهره‌های ماندگار ایران در عالم هنر، بارها مورد تقدیر قرار گرفته اند


 ایت الله علما کرمانشاهی

حضرت آيت الله سيدمرتضي نجومي كرمانشاهي(ره) از جمله تأثيرگذارترين چهره هاي معنوي، هنري و انقلابي ايران زمين، در سراسر طول عمر پرخير و بركت خويش منشأ خدمات فراواني براي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و بويژه مردم شريف و خداجوي كرمانشاه در ابعاد و وجوه مختلف بودند.

تاثير شخصيت ايشان تنها به عرصه كتابت و خوشنويسي محدود نگشته، بلكه با نگارش چندين و چند رساله فقهي در تعظيم و تكريم شعائر اسلامي نيز كوشيده و در روند حركت و ايجاد شور انقلابي در استان كرمانشاه در جريان پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري حضرت امام خميني (ره) نيز نقشي محوري ايفاء نمودند.

بي ترديد نام والا و سيره عرفاني آن فقيه مجاهد كه همواره از زمره ياران واقعي و مخلص ولايت بودند براي هميشه در اذهان مردم قدرشناس و ولايتمدار استان كرمانشاه خواهد ماند.

"ارتحال جانگداز عالم ربانی و فقیه صمدانی، حضرت آیت الله نجومی (رحمه الله علیه) که عمر شریفش را در راه تهذیب نفس، تفسیر و ترویج معارف عالیه قرآن کریم و نشر علم، فرهنگ و هنر اسلامی صرف نمود، موجی از اندوه و غم را در میان مردم ولایت مدار و شهید پرور این سامان برانگیخت که این برگرفته از ارادت دیرینه و پایدار مردم استان به سلسله جلیله روحانیت و خصوصا سادات معزز است، اینجانب این ضایعه بزرگ را به محضر مقدس حضرت ولی عصر (عج)، مقام معظم رهبری، مراجع عظام تقلید، حوزه های علمیه و مردم شریف و متدین استان کرمانشاه تسلیت عرض می نمایم.


آیت الله ممدوحی کرمانشاهی 


آيةا... نجومي از بزرگان جهان تشيع و پشتوانه هاي اسلام بودند که فقدان ايشان ثلمه اي بزرگ براي همه ماست.

 

پس از آیت‌الله مجتبی حاج‌آخوند، سرپرستی مردم کرمانشاه بر دوش آیت‌الله سید‌مرتضی نجومی بود.

آیت‌الله نجومی پرورش یافته خانواده‌ای اصیل و مومن بود.
نماینده مردم استان کرمانشاه در مجلس خبرگان رهبری افزود: آیت‌الله سید‌مرتضی نجومی عالم فرزانه و سرپرست شهر کرمانشاه بود.
وی ادامه داد: آیت‌الله نجومی اندیشمندی فرزانه، مفسری گرانمایه و شخصیتی برجسته و بزرگوار بودند که علم و تقوا و هنرشان ایشان را به چهره‌ای ماندگار در جهان اسلام مبدل کرد و همه عمر با برکت خود را در عرصه‌های گوناگون، صرف خدمت و ترویج معارف الهی، اسلامی و مکتب پر افتخار اهل‌ بیت (ع) کرد.
عضو مجلس خبرگان رهبری خاطرنشان کرد: مردم قدر آیت‌الله نجومی را در زمان حیات مبارکش ندانستند.
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم تصریح کرد: مقام هنری آیت‌الله نجومی در کنار مسائل علمی و دینی ایشان قرار دارد و من با کسانی که ایشان را صرفا هنرمند خطاط می‌دانند، مخالفم.

نماینده مردم استان کرمانشاه در مجلس خبرگان رهبری با اشاره به ساده‌زیستی آیت‌الله نجومی خاطر‌نشان کرد: آیت‌الله نجومی حتی در سال‌های پایانی عمر خویش دست از کمک به نیازمندان و طلاب مستمند قم بر نمی‌داشت و همواره به فکر نیازمندان جامعه بود.


ایت الله استادی

ایت الله استادی، امام جمعه قم ، مرحوم نجومی را عالمی ربانی ، متواضع، تلاشگر،مردمی و خوشرو توصیف کرد که عمر خود را صرف خدمت به مردم ، انقلاب و نظام اسلامی کرد.


امام جمعه قم با تاکید بر اینکه مرحوم آیت الله العظمی نجومی به حق زینت مردم و روحانیت بود ، تلاش مجدانه آن مرحوم را برای حفظ دین مردم در طول عمر با برکتش خدمتی بسیار بزرگ ارزیابی کرد.

آیت الله استادی هدف از بزرگداشت علما و شخصیت های ارزنده دینی را درس آموزی روحانیون از ویژگی های برجسته آنان برای خدمت بیشتر به دین و مردم ، تقویت ارتباط مردم با روحانیت و توجه بیشتر دولتمردان به روحانیت بعنوان سرمایه بزرگ و پشتوانه عظیم نظام اسلامی برشمرد.

ایت الله مقتدایی

این عالم جلیل القدر، عمرشریف خود را در راه تهذیب نفس و ترویج معارف عالیه اسلام سپری نموده و در عرصه هنرهای اسلامی، آثار ماندگاری به‌جا گذاشته است.

دفاع شجاعانه او از آرمان‌های انقلاب اسلامی درقبل و بعد از انقلاب و حضور چشمگیرش در دوران دفاع مقدس میان رزمندگان اسلام، هیچ‌گاه از خاطر مردم دین‌دار و پرشور خطه لاله‌گون کرمانشاه محو نخواهد شد. آیت الله مرتضي مقتدایی در مورد ویژگی های برجسته عالم مجاهد مرحوم آیت الله العظمی سید مرتضی نجومی کرمانشاهی اظهار داشت: ساده زیستی و مردم داری آن عالم بزرگوار، حقیقتا الگویی برای همه طلاب حوزه های علمیه است . 
مرحوم آیت الله العظمی نجومی علاوه بر آن که برای حوزه های علمیه به ویژه حوزه علمیه منطقه کرمانشاه مدرسی فرزانه و پناهگاهی مطمئن به شمار می رفت ، در عین حال با اخلاق و رفتار معنوی خویش افراد بسیاری را مجذوب خویش می ساخت.

آیت الله مقتدایی همچنین با بیان این که آن عالم بزرگوار واجد ویژگی های برجسته بسیاری بود، ابراز داشت: ایشان در مدت اقامت در نجف اشرف توفیق آن را داشتند که از محضر بزرگانی چون آیت الله حکیم و آیت الله سید عبدالهادی شیرازی و آیت الله سید محمود شاهرودی بهره ها ببرند.


ایشان اضافه کرد: آیت الله العظمی نجومی در نجف اشرف از اساتید خویش اجازه اجتهاد گرفتند و در حالی که یک مجتهد مسلم به شمار می رفتند به وطن بازگشته و ملجا و پناهی برای مردم کرمانشاه بودند .

عضو شورای عالی حوزه های علمیه همچنین بیان داشت:نفوذ کلام ایشان در بین مردم این منطقه زبانزد بود و منزل ایشان در طول سال های متمادی پناه امنی برای مردم کرمانشاه به شمار می رفت.

وی ادامه داد: قبل از انقلاب زیر زمین منزل این عالم بزرگوار محلی برای تکثیر اعلامیه های انقلابی و بیانات حضرت امام (ره) بود و در همان ایام مردم انقلابی و مومن کرمانشاه به شدت علاقه مند به ایشان بودند.


آیت الله مقتدایی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به این که ایشان دارای تالیفات متعددی در زمینه فقه ، تفسیر قرآن و ... می باشد، گفت: آیت الله العظمی نجومی همچنین رساله ای در رابطه با بعد معنوی هنر خوشنویسی دارند ضمن این که خود ایشان یکی از هنرمندان به نام و چیره دست این هنر به شمار می رفتند.

وی با بیان این که ارتحال ایشان خسارت عظیمی برای مردم و طلاب کرمانشاه بود، ابراز امیدواری کرد:طلاب از سیره علمی و عملی آن عالم ارزشمند و متقی در زندگی خویش الگوگیری کنند
.

 حجت الاسلام والمسلمین صدیقی

حجت الاسلام صدیقی :ايت‌الله العظمی نجومي علاوه برجامعيتي كه خداوند به ايشان عطا كرده‌بود، از اخلاق نيكو و حسنه‌اي برخوردار بودند و مصداق بارز« انك لعلي خلق عظيم» بودند.


امام جمعه موقت تهران تأكيد كرد: پيامبر اعظم(ص) افزون بر چهار معجزه ثبت شده داشته‌اند وكه ثبت شده اما آنچه درقرآن آمده است: انك لعلي خلق العظيم است و عالم جليل القدر آيت‌الله العظمی نجومي با اين اخلاق حسنه و نيكو دل از همه برده بودند و همه مردم و بزرگان و خواص و عوام ايشان را عميقا " دوست داشته و دارند.

وي افزود: اخلاق، تواضع، ادب، مردمداري و تابلوي جاذبه‌اي پيامبر مكرم(ص) از حسنات ايشان است و دركنار اينكه فقيه وارسته‌اي بودند و از محضر بزرگاني مانند آميرزا باقر زنجاني و ديگر بزرگان نجف بودند و اجازه اجتهاد و نقل حديث مكرر داشتند، داراي ذوفق و سليقه بالا، مراتب عرفاني، هنر سخن گفتن و خوشنويسي و هنرهاي مختلف بودند كه ايشان را جامعيتي بخشيده‌بود.


حجت الاسلام لطفی امام جمعه ایلام

این روحانی والا مرتبه که در زمره مفاخر پر افتخار کشور و از علمای برجسته استان ولایت مدار و انقلابی کرمانشاه بود عمر با برکت خود را صادقانه وقف جامعه علمی و حوزوی کرد.

ارتحال این مجاهد نستوه که بی‌شک ستاره‌ای روشن در آسمان علم و ادب و فرهنگ استان کرمانشاه بود خلایی جبران‌ناپذیر است.
روح و جان آیت‌الله نجومی کرمانشاهی که موصوف به صفات ویژه‌ای چون زهد و تقوا و مزین به علم و دانش بود با معارف ناب اسلامی صیقل داده شده بود و انتخاب این عالم وارسته و این هنرمند خوش ذوق به عنوان چهره ماندگار از آن ‌که شخصیت ممتاز، استعداد سرشار خدادادی و از لطافت روح ایشان حکایت دارد.


حجت الاسلام سید احمد خاتمی امام جمعه موقت تهران

ايشان عالمي وارسته، فريخته و تحصيل‌كرده در حوزه علميه بزرگ و كهن نجف اشرف بود كه از محضر بزرگان آن حوزه بهره‌هاي بسياري برده و خوشه‌چيني كرده بود. اين عالم وارسته دانش خود را در خدمت مردم خون‌گرم، صميمي و عاشق اهل‌بيت(ع) استان كرمانشاه قرار داده و همواره در خدمت مردم بود علامه نجومي از اركان علمي و فقهي اين استان به حساب مي‌آمد و مردمي بودن ايشان زبانزد خاص و عام بود


ماموستا ملا قادر قادری امام جمعه اهل سنت پاوه

آيت الله نجومي يک عالم ، فقيه و هنرمند تمام عيار بود و فقدان او هيچگاه جبران نخواهد شد چرا که مردم وي را حقيقتا دوست داشتند

وي ادامه داد: آيت الله نجومي انساني اخلاقي بود و هيچگاه از ارشاد و راهنمايي انسانها باز نايستاد و شهد شيرين قربتا الي الله را با متاع ناچيز دنيا عوض نکرد.

وي گفت: اهل سنت استان نيز از اين ضايعه بسيار متاثر هستند و ما وظيفه خود مي دانيم که براي بدرقه و وداع آخر با وي ، امروز از پاوه به کرمانشاه بياييم.

ملا قادر قادري در پايان ارتحال جانسوز اين عالم بزرگ را به همه برادران اهل تشيع و مردم استان کرمانشاه تسليت گفت.




 

معرفی تعدادی از آثار قلمی ایت الله نجومی

آیات سبحانی(تفسیر سوره رعد)

http://www.bustaneketab.com/BFiles/books022/b1917.JPG

قیمت : 32000 ریال
نوع جلد : شوميز
قطع کتاب : وزیری
دوره چاپ : اول
شماره ویرایش :
وزن کتاب : 268
زبان کتاب : فارسی
کد کتاپ : 1917
اولین سال انتشار : 1389
نوع مخاطب : عمومی,تخصصی
چکیده : کتاب حاضر با نام «آیات سبحانی» تفسیر سوره رعد است که از سوره¬های مکّی می¬باشد و مضامین آن با ایام اقامت رسول مکرم اسلام (ص) در مکه مناسبت دارد که بیشتر در مسائل عقیدتی به ویژه توحید و مبارزه با شرک و اثبات معاد است. در ثواب این سوره آورده¬اند: هر کس آن را زیاد تلاوت کند هیچ¬گاه صاعقه¬ای به او اصابت نکند؛ گرچه ناصبی باشد و اگر مؤمن باشد بدون حساب، داخل بهشت گردد و شفاعت او را درباره هرکسی که او را می¬شناسد از خانواده و برادرش، قبول کنند.

نسیم ایمان ( تفسیر سوره مومنون)

http://www.bustaneketab.com/BFiles/Books020/b1860.JPG

قیمت : 45000 ریال
نوع جلد : شوميز
قطع کتاب : وزیری
دوره چاپ : اول
شماره ویرایش :
وزن کتاب : 375
زبان کتاب : فارسی
کد کتاپ : 1860
اولین سال انتشار : 1388
نوع مخاطب : عمومی,تخصصی
چکیده : سوره مبارکه مؤمنون، بیست و سومین سوره قرآن و دربرگیرنده صفات مؤمنان، مراحل آفرینش انسان، داستان نوح و هود و موسی و عیسی(ع) نعمت‌های خداوند، اوصاف کافران و مشرکان و پندارهای بیهوده آنان، نشانه¬های عظمت خدا و روز قیامت است. خدا در این سوره مستکبران را به توبه و بازگشت به سوی حق فرا می¬خواند، مؤمنان را می¬ستاید و اشاره¬ای به علوّ مقام و درجات آنان در بهشت برین و هم سرانجام دردناک کافران و نتیجه کردار ناشایست ایشان در دنیا و آخرت می¬نماید. مؤلف محترم*، به تفصیل از تفسیر آیات شریفه همراه با فواید تاریخی، حدیثی، کلامی و ادبی بحث نموده است.

 کتاب معراج الاصول؛تقریرات درسی
مرحوم آیت الله العظمی میرزا باقر زنجانی(ره)


معراج الاصول
معرفی کتاب معراج الاصول؛

تقریرات درس اصول آیت الله میرزا محمد باقر زنجانی  ـ کتاب معراج الاصول اثر آیت الله العظمی مرتضی حسینی نجومی تقریرات درس آیت الله میرزا محمد باقر زنجانی، به همت موسسه بوستان کتاب چاپ شده است.

کتاب معراج الاصول تقریرات درس خارج اصول آیت الله میرزا محمد باقر زنجانی است که خود از شاگردان درس آیت الله میرزا محمد حسین نائینی است.

 

علم اصول از دانشهای ارجمندی است که عالمان اسلامی از دیرباز به تحقیق و تدریس در آن اهتمام ورزیده اند و آثار فراوانی هم در این علم تالیف و تدوین کرده اند.

 

 

این کتاب که به زبان عربی است درباره تمام موضوعات علم اصول نیست و به همه ابواب علم اصول نپرداخته بلکه تنها در موضوع استصحاب و تعادل و تراجیح می باشد.

 

در مبحث اول این کتاب با عنوان استصحاب به بحث در حجیت استصحاب، موارد جریان استصحاب، تعریف قواعد چهارگانه و فرقهای آنها، تقسیمات استصحاب و احکام هر یک و اعتباری بودن احکام مجعوله و همچنین به تنبیهات چهارده گانه و یک سری قواعد فقهی، اصولی پرداخته شده است.

 

تعادل و تراجیح نام مبحث دوم کتاب است که در هفده بحث تعارض و تنافی بین ادله شرعیه، فرق بین تعارض و تزاحم، مرجحات باب تزاحم، وجوه جمع بین حکم ظاهری و واقعی، و اصول لفظیه و اقتضائاتش تنظیم شده است.

 

در بخشی از این کتاب چنین آمدهاست: «وبالجملة بمقتضی طریقة الاصحاب یجب التعرض لتعریف الاستصحاب، و لکن لا یخفی عدم الاحتیاج الی تقویة تعریف من جامعیته و مانعیته و تزییف الاخر و تضعیفه؛ لان التعابیر المختلفة المتشتتة الصادرة عنهم، لمراد واحد و مقصود واحد فارد، ولا ینبغی التطویل بذکر الحدود المذکورة، والخدشة فیها، کما وقع فی کلام الشیخ (من ان اسد التعاریف و اخصرها له هو ابقاء ما کان)، فهذا تعبیر عن المراد الذی هو واضح عندهم.»

 

کتاب معراج الاصول نگارش آیت الله سید مرتضی حسینی نجومی است که به اهتمام ناصر الدین انصاری قمی تحقیق و در سال 1390 از سوی موسسه بوستان کتاب با شمارگان 800 نسخه و قیمت 12000تومان در 663 صفحه منتشر شده است.


کیمیای هستی-زندگی نامه خود نوشت حضرت آیت الله العظمی
 سید مرتضی حسینی نجومی کرمانشاهی(ره)


 کيمياي هستي


 کتاب کیمیای هستی به قلم آیت‌الله سیدمرتضی حسینی نجومی از سوی مؤسسه بوستان کتاب منتشر شده است.

آیت الله العظمی سید مرتضی نجومی کرمانشاهی ـ علاوه بر علوم منقول و معقول ـ نامی آشنا در پهنه علم و هنر است. شخصیتی کم نظیر که در فنون خط و نقاشی و تذهیب و تشعیر و صحافی و وراقی تبحر ویژه ای دارد. او دانش آموخته حوزه علمیه نجف اشرف است که سالیان بسیار در محضر فقهای بزرگ نجف زانوی ادب به زمین زده و از خرمن فیض آنان بهره ها گرفته است. وی یادگار خاندان چهارصد ساله نجومی و آل آقا ـ خاندان وحید بهبهانی ـ است. در این کتاب، او به شرح زندگی نیاکان و استادان و تجربه های گران سنگ عمر هشتاد ساله خود پرداخته است.

بسیاری از مطالب این کتاب قبلا در مجلات و روزنامه های مختلف به عناوین گوناگون به چاپ رسیده و پس از پیرایشی مناسب از سوی مؤلف، در این کتاب تدوین شده است.

مؤلف در این کتاب به شرح زندگی نامه خود در دو بخش حیات حوزوی و روحانیت و بخش هنری پرداخته و در آخر بخش اول، سخنی با طلاب جوان و در آخر بخش دوم نیز سخنی با هنرمندان، به ویژه خوش نویسان دارد.

در عناوین این کتاب می خوانید: «زندگی، خاندان و سیادت»، «دوران طلبگی»، «ازدواج»، «یادگارهایی از مشق عشق» و «بخش هنری».

در بخشی از این کتاب می خوانید: «بدین ترتیب سومین کسی که به ناچیز، اجازه اجتهاد و تصریح به آن نمود، پدرم بود. چون دومین نفری که اجازه اجتهاد و حدیث و روایت مرحمت فرمود، آیت الله سبزواری بود و سخنی از ایشان تاکنون به میان نیامده است، اکنون مختصر اشاره ای به ترجمه حال ایشان می‌نمایم. آیت الله آقای حاج سید عبدالاعلی سبزواری ـ قدس الله نفسه ـ که بنده مقدار بسیار زیادی از کفایه و مکاسب را نزد ایشان خواندم، سید المجتهدین العظام و سند المحققین الکرام بود.
به راستی مجسمه طهارت نفس و تقوای الهی، جامع کمالات ملکی و فضائل انسانی بود. آن جناب درسال 1329 ه. ق در روز عید غدیر در سبزوار متولد شد و به همین جهت جمعی از اهل حال، تولد او را هدیه ای از خداوند متعال در روز عید غدیر، روز اکمال دین و اتمام نعمت دانستند.
وی در آن شهر پرورش یافت و در سال1344 به مشهد مقدس منتقل گردید و از محضر ادیب نیشابوری اول، میرزا عبدالجواد، ادبیات را آموخت. همچنین از آقا بزرگ شهیدی حکیم و عصار، فلسفه و حکمت و از شیخ حسن برسی، فقه و اصول و از عارف شهیر، حاج شیخ حسنعلی نخودکی، تفسیر و عرفان را فرا گرفت.»

کتاب کیمیای هستی به قلم آیت الله سید مرتضی حسینی نجومی در سال1390 با شمارگان 1000 نسخه در 316 صفحه با قیمت 7400 تومان به همت مؤسسه بوستان کتاب منتشر شده است.



الرسائل الفقهیه (حضرت آیت الله العظمی سید مرتضی حسینی نجومی)

نوع جلد : شوميز
قطع کتاب : وزیری
دوره چاپ : اول
شماره ویرایش :
وزن کتاب : 312
زبان کتاب : عربی
کد کتاپ : 1928
اولین سال انتشار : 1391
نوع مخاطب : تخصصی
چکیده : این کتاب، مجموعه‌ای از رساله‌های فقهی در مسائل دشوار و بحث‌انگیز است که مؤلف محترم با دقت و ژرف‌کاوی به آن‌ها پرداخته است، عنوان رساله‌ها عبارتند از: غنا و موسیقی، نقاشی و مجسمه‌سازی، نجاست خمر، حکم مالیات در فقه اسلامی و تعظیم شعائر دینی.

المومن فی تفسیر سوره المومن



قطع کتاب : وزیری
دوره چاپ : اول
شماره ویرایش :
وزن کتاب : 365
زبان کتاب : عربی
کد کتاپ : 1880
اولین سال انتشار : 1389
نوع مخاطب : عمومی,تخصصی
چکیده : سوره مؤمن، چهلمین سوره قرآن و در ادامه مطالب سوره زمر، و نخستین سوره از حوامیم سبع و مشتمل بر موضوعات گوناگون اعتقادی مانند: عرش، کرسی، میزان و معاد و مطالب تاریخی نظیر: داستان موسی و مؤمن آل فرعون می¬باشد (تنها در این سوره از مؤمن آل‌فرعون سخن به میان آمده و شاید به همین مناسبت نام این سوره «مؤمن» است). این سوره بیشتر به تهدید کافران و جباران، و دعوت به توحید و آیات الهی و بطلان شرک و کفر و دعوت مؤمنان به صبر و پایداری در راه خداپرستی پرداخته است.

.الرساله فی فروع العلم الاجمالی
چکیده : آیة الله شیخ میرزا محمد باقر زنجانی (1312 ـ 1394 هـ . ق) از فقیهان و اصولیان نکته‌سنجی است که تألیفات متعددی از وی باقی مانده است، از آن جمله، اثرحاضر می‌باشد مشتمل بر دو رساله: یکی فروع علم اجمالی و دیگری مفاد صحیحة لاتُعاد الصلاة... همین دو رساله، ژرف‌کاوی او را در مسائل

شمیم کنعان(تفسیر سوره یوسف)

شمیم کنعان(تفسیر سوره یوسف)
http://www.bustaneketab.com/BFiles/books021/b1858.JPG

چکیده : سورة یوسف، دوازدهمین سورة قرآن و داستان زیبا و دلربای یوسف صدیق است. یوسفی که با پاکی نژاد و صفای نهادش، بزرگ‌ترین نمونة عفت و پاکدامنی و تقوا و پرهیزکاری و حفظ ایمان الهی درنهان و آشکار است و چه عجب! هر کس که دارای مقام نبوت باشد، واجد این همه فضائل و مکارم نیز هست. و چه فضیلتی بالاتر از این که خداوند، شیرین‌ترین داستان‌ها را شرح زندگی آن نیکو‌رخسار قرارداد تا آیت و نشانة روشنی برای عصمت او و نمونة رَوِش زندگی و اسوة پیروی مؤمنان، باشد. این سوره بیانگر الطاف ویژة خدا به بندگان مؤمنش ونجات آنان از گرداب مهالک است. مؤلف محترم، در این تفسیر با بیان زیبا و قلم شیوایش، این کتاب را آکنده از مطالب حدیثی، تاریخی، ادبی و کلامی نموده و اشتباهات برخی از مفسران عامه را در تفسیر این سوره نمایانده است.

فیض قلم

فیض قلم
http://www.bustaneketab.com/BFiles/books021/b1875.JPG

چکیده : کتاب حاضر، مجموعه¬ای از مقالات آیة الله سید مرتضی نجومی کرمانشاهی است که در فاصله زمانی سال¬های 1360 ـ 1380ش در موضوعات گوناگون کلامی، تاریخی، رجالی، هنری، ادبی و سیاسی نوشته شده است.

.معراج الاصول

معراج الاصول
http://www.bustaneketab.com/BFiles/books024/b1970.JPG
چکیده : علم اصول از دانش‌های ارجمندی است که عالمان اسلامی از دیرباز به تحقیق و تدریس در آن، اهتمام ورزیده‌اند و آثار فراوانی تألیف و تدوین کرده‌اند. اثر حاضر یکی از آن‌هاست که به خامة مرحوم آیت الله سید مرتضی نجومی، نگارش شده و در آن، برخی مباحث اصولی به دقت طرح و بررسی شده است.

منزل مقصود(تفسیر سوره هود)

منزل مقصود(تفسیر سوره هود)
http://www.bustaneketab.com/BFiles/book021/B1861.JPG
منزل مقصود(تفسیر سوره هود)
62000 ریال

چکیده : سوره هود(ع) یازدهمین سورة قرآن است که در آن، معارف الهی و حقایق استوار دینی بیان شده که دربردارندة توحید، یکتاپرستی، مبارزه با شرک و بت‌پرستی، توجه به معاد و روز واپسین، اخبار امت‌های گذشته، داستان پیامبران بزرگ الهی همچون: نوح، لوط، صالح، هود، شعیب و موسی(ع) و سرگذشت اقوام ایشان، سرانجامِ روی‌گردانی از اجابت دعوت الهی و فساد‌انگیزی در روی زمین، وعده‌های خداوند به مردم پرهیزکار و وعید به کافران و تکذیب‌کنندگان آیات الهی و... است. در این کتاب، علاوه بر بیان شیو‌ای مطالب یاد‌شده به مناسبت از تحدی و بلاغت قرآن، طوفان نوح، تاریخ و پیشینة بت‌پرستی و قوم عاد و ثمود نیز بحث شده است. این کتاب، علاوه بر تفسیر آیات شریفه، سرشار از فواید ادبی، لغوی، تاریخی و اعتقادی است.




مونس جان(تفسیر سوره یونس)

مونس جان(تفسیر سوره یونس)
http://www.bustaneketab.com/BFiles/book021/B1859.JPG

چکیده : سوره یونس، دربرگیرندة معارف بلند توحیدی چون: وحدانیت باری و علم و قدرت و خلاقیت و شگفتی‌های سنت‌های الهی، عظمت آفرینش و آفریدگار، بازگشت اعمال مردم به محضر او، پاداش خیر و شر کردار آنان، زوال دنیا و توجه به آخرت، هشدار به مشرکان و تکذیب‌کنندگان آیات الهی و سرگذشت پیامبران بزرگ الهی ـ نوح و موسی و یونس ـ و داستان اقوام ایشان است. این آیات هشداردهنده و بیدارکننده است؛ تاریکی جهل را از روح آدمی برطرف می‌کند و بیان می‌دارد که راه نجات انسان‌ها، بازگشت به سوی خداست. همان‌گونه که قوم یونس به بدی اعمال خود پی‌بردند، به سوی خدا بازگشتند و سرانجام، عذاب الهی را از خویش گردانیدند. مؤلف محترم در این کتاب، به شرح مفصل داستان نوح و موسی و یونس(ع) و اقوام ایشان همراه با نکات بدیع و خواندنی ادبی، تاریخی، حدیثی و کلامی پرداخته است.
نسیم ایمان (تفسیر سوره مومنون)

نسیم ایمان(تفسیر سوره مومنون)
http://www.bustaneketab.com/BFiles/Books020/b1860.JPG
چکیده : سوره مبارکه مؤمنون، بیست و سومین سوره قرآن و دربرگیرنده صفات مؤمنان، مراحل آفرینش انسان، داستان نوح و هود و موسی و عیسی(ع) نعمت‌های خداوند، اوصاف کافران و مشرکان و پندارهای بیهوده آنان، نشانه¬های عظمت خدا و روز قیامت است. خدا در این سوره مستکبران را به توبه و بازگشت به سوی حق فرا می¬خواند، مؤمنان را می¬ستاید و اشاره¬ای به علوّ مقام و درجات آنان در بهشت برین و هم سرانجام دردناک کافران و نتیجه کردار ناشایست ایشان در دنیا و آخرت می¬نماید. مؤلف محترم*، به تفصیل از تفسیر آیات شریفه همراه با فواید تاریخی، حدیثی، کلامی و ادبی بحث نموده است.
کیمیای هستی

کیمیای هستی
http://www.bustaneketab.com/BFiles/books022/b1874.JPG
چکیده : آیت الله العظمی سیدمرتضی نجومی کرمانشاهی ـ علاوه بر علوم منقول و معقول ـ نامی آشنا در پهنۀ علم و هنر است. شخصیتی کم¬نظیر در فنون خط و نقاشی و تذهیب و تشعیر و صحافی و ورّاقی تبحّر ویژه‌ای دارد. او، دانش¬آموختۀ حوزه علمیه نجف اشرف است که سالیان بسیار در محضر فقهای بزرگ نجف زانوی ادب به زمین زده و از خرمن فیض آنان بهره¬ها گرفته است. وی یادگار خاندان چهارصد ساله نجومی و آل‌آقا ـ خاندان وحید بهبهانی ـ است. در این کتاب، او به شرح زندگی نیاکان و استادان و تجربه¬های گران‌سنگ عمر هشتادساله خود پرداخته است.

بررسی ابعاد شخصیتی ایت الله العظمی سید مرتضی نجومی کرمانشاهی(ره)

بررسی ابعاد شخصیتی عالم ربانی حضرت ایت الله العظمی

سید مرتضی حسینی نجومی کرمانشاهی(ره)


ابعاد شخصیتی این عالم ربانی از چند زاویه قابل بررسی است.

در بعد دینی و اسلامی، ایشان یکی از مفسران قرآن کریم و مجتهدان برجسته بود. در زمانی که هیچ مدرسه علوم دینی و هیچ طلبه ای در کرمانشاه وجود نداشت ایشان تحصیل علوم حوزوی را نزد پدرشان فرا گرفتند و سپس به اتفاق چند تن از علمای آن زمان اولین حوزه علمیه کرمانشاه را در مسجد حاج شهبازخان تاسیس نمود.

پس از سال 1369 هجری قمری به شهر مقدس نجف اشرف رحل اقامت گزید و از محضر علمای برجسته نجف کسب فیض نموده و در همانجا به درجه اجتهاد نایل آمد.
پس از ازدواج با دختر یکی از علمای متقین نجف به نام حجت الاسلام آقا سیدعباس ناجی(ره) - که اصالتا اهل آذربایجان بود - با اخراج ایرانیان مقیم عراق در سال 1349 شمسی به کرمانشاه بازگشت و تا پایان عمر در خدمت مردم شهر و دیارش زندگی کرد.
از آثار دینی منتشر شده ایشان می توان به رساله الغناء، رساله النجاسه الخمر، تفسیر سوره مومن و رساله ای در تعظیم شعائر اسلامی اشاره کرد.
در بعد هنری، استاد نجومی یکی از ثلث نویسان کم نظیر کنونی در جهان اسلام محسوب می شد که آثار و تالیفات متعددی در این زمینه از ایشان چاپ و منتشر شده و به یادگار مانده است.
در آثار منتشره آیت ا... نجومی می توان به مجموعه عکسی از آثار خطی، چند رساله ارزشمند با عناوینی چون رساله بعد معنوی هنر خط و رساله التصویر و التمثیل اشاره کرد.
استاد نجومی به گواه آثار نفیس و ارزشمند بر جای مانده اش، یکی از برترین های هنر خوشنویسی در ایران و جهان اسلام است که تابلوهای زیبای خوشنویسی او زبانزد اهل هنر است. وی هنر خوشنویسی و ثلث نویسی را نزد خطاطان بزرگی همچون محمدهاشم بغدادی و احمد نجفی فرا گرفت، به گونه ای که در انواع خطوط اسلامی استادی مسلم بود و خصوصا در نسخ و ثلث جایگاه ممتازی در دنیای اسلام یافت. در تذهیب، تشعیر، جلید و گل و بوته سازی نیز آثار زیبا و گرانبهایی خلق نموده اند.
اما در ابعاد انقلاب اسلامی نیز آیت ا... نجومی از کارنامه ای درخشان و سوابقی قابل تحسین برخوردار است.
با آغاز زمزمه های انقلاب اسلامی در 9 مهرماه 1357 داماد ایشان به نام شهید صادق صابون پز در درگیری با عوامل رژیم منحوس پهلوی به شهادت رسید و به عنوان اولین شهید انقلاب اسلامی در کرمانشاه تقدیم امام و انقلاب شد.
شخص آیت ا... نیز از مبارزین قبل از انقلاب بود و پس از انقلاب نیز یکی از ستون های محکم و استوار و از مدافعان راستین جمهوری اسلامی در خطه غرب کشور محسوب می شد و بارها در خطبه های نمازجمعه کرمانشاه به تحلیل اوضاع داخلی و خارجی می پرداخت. بسیاری از جوانان کرمانشاهی هیچگاه خاطره خطبه های ایشان در بین دو نماز در مسجد نواب را فراموش نمی کنند که چگونه از راه ولایت و رهبری دفاع می کرد و جوانان را به شناخت عمیق ترفندهای دشمن رهنمون می شدند.
گرچه امامت جمعه کرمانشاه را به دلیل کهولت سن نپذیرفت، اما تا آخرین لحظات عمر یک انقلابی راستین و یک مدافع واقعی برای آرمان های بلند انقلاب اسلامی باقی ماند و هیچگاه وارد جنجال های جناحی نشده و فریب هیچ حزب و گروهی را نخورد.
اما در بعد مردمی نیز حضرت آیت ا... نجومی از شخصیتی بسیار معتبر و ارزشمند در میان آحاد مردم کرمانشاه برخوردار بود، به گونه ای که همیشه و در همه حال درب منزلشان به روی اهالی کرمانشاه باز بود و ایشان با صبر و حوصله درد دل های مردم را می شنید و در حد توان به رفع مشکلات آنان می پرداخت. از نامگذاری فرزندان و استخاره و طلب حاجت تا خواندن خطبه عقد و راهنمایی و مشاوره به مردم، همه و همه نشان از شأن و اعتبار والای این شخصیت برجسته اسلامی در میان مردم داشت.
حضرت آیت ا... نجومی متولد پنجم آذرماه 1307 در کرمانشاه بود و دیروز - 25 آبان ماه - قلب نازنین بزرگمردی که ساعت ها در اتاق کارش در حال کتابت آیات قرآن بود از تپش ایستاد.
حضرت آیت الله العظمی سیدمرتضی نجومی کرمانشاهی ستونی استوار و بلندمرتبه برای مردم و افتخاری ارزشمند و گرانبها در هنر اسلامی خوشنویسی محسوب می شد. روحش شاد و یادش گرامی باد.

تصاویر وداع با سید العلماء شهر کرمانشاه ایت الله العظمی نجومی(ره)

تصویر تشییع پیکر مطهر عارف بالله مرحوم آیت الله العظمی سید مرتضی حسینی نجومی کرمانشاهی(ره)

حق با آسمان است

 


حق با آسمان است. باید گریست. باید بارید. باید فریاد برآورد.

باید بغض را شکست. باید چون صاعقه سوخت و بر زمین

 خورد. 

 دلم می‌گیرد می‌بینم حق با آسمان است که می‌گرید، ناله می‌کند،

 می‌غرد و می‌سوزد. خوشا به حالش. چقدر دوست داشتنی و زیبا

 احساس خود را می‌گوید.

 گاهی صاف و زلال چون آینه و آن گوشه‌اش یک

خورشید مهربان یا یک ماه قشنگ که گرما و

نورشان هم صداقت دارد.

 

 و زمانی هم سیاه و ابری و دم کرده و عصبانی و بغضی که

گویی هرگز باز نخواهد شد و از پس این همه سیاهی نه ماه دیده

 می شود و نه خورشید

و ناگهان هق هق گریه آسمان و ریزش باران .

تصاویر آثار هنری عالم هنرمند ایت الله العظمی نجومی کرمانشاهی(ره)

تصاویر حضرت ایت الله العظمی نجومی با علما


فقیه اهل بیت عصمت و طهارت آیت الله العظمی سید مرتضی نجومی کرمانشاهی (ره) در کنار یار دیرین عالم مجاهد مرحوم ایت الله حاج مجتبی حاج آخوند کرمانشاهی (ره)

از راست- مرحوم حضرت ایت الله العظمی سید مرتضی نجومی کرمانشاهی(ره)-ایت الله حاج شیخ محمد علی موحدی کرمانی- مرحوم ایت الله حاج شیخ مجتبی حاج آخوند کرمانشاهی(ره)


حضور فقیه عالیقدر حضرت آیت الله حاج شیخ مصطفی علما کرمانشاهی(دامت برکاته) در بیت عالم ربانی مرحوم آیت الله العظمی حاج سید مرتضی حسینی نجومی کرمانشاهی(ره) و دیدار با معظم له


حضور عالم وارسته و خطیب توانا مرحوم حضرت آیت الله حاج شیخ صلاح الدین جلیلی کرمانشاهی(ره) در بیت مرحوم آیت الله العظمی سید مرتضی حسینی نجومی کرمانشاهی(ره)


مرحوم آیت الله العظمی نجومی کرمانشاهی (ره) در کنار حضرت آیت الله حاج شیخ جواد علامی کرمانشاهی(دامت برکاته) و شهید بزرگوار سعید جعفری


حضرات علما از چپ فقیه اصولی مرحوم حضرت آیت الله العظمی حاج سید جواد حسنی خرمشاهی کرمانشاهی(ره) عالم مجاهد مرحوم آیت الله العظمی نجومی کرمانشاهی(ره) و شهید محراب آیت الله اشرفی اصفهانی(ره)

فقه اصولی حضرت ایت الله العظمی نجومی کرمانشاهی در کنار  عالم وارسته آیت الله موحدی کرمانی امام جمعه اسبق کرمانشاه



از راست- فقیه مجاهد مرحوم آیت الله العظمی حاج سید مرتضی نجومی کرمانشاهی(ره)-عالم پارسا مرحوم آیت الله العظمی لواسانی(ره)-مجاهد نستوه مرحوم آیت الله حاج مجتبی حاج آخوند کرمانشاهی(ره)


حضرات علما از چپ: عالم اخلاقی حضرت آیت الله حاج شیخ عبدالخالق عبداللهی کرمانشاهی(دامت برکاته)-فقیه عالیقدر مرحوم حضرت آیت الله العظمی حاج سید جواد حسنی خرمشاهی کرمانشاهی(ره)-علامه ذوالفنون مرحوم حضرت آیت الله العظمی حاج سید مرتضی حسینی نجومی کرمانشاهی(ره)-عالم عامل و اصولی فاضل مرحوم حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ محمد رضا کاظمی کرمانشاهی(ره)-عالم مهذب و وارسته مرحوم حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ حسام الدین جلیلی کرمانشاهی(ره)-پشت سر ایشان-دانشمند فاضل و اندیشمند والا مرحوم آیت الله حاج شیخ صلاح الدین جلیلی کرمانشاهی(ره)-

آلبوم تصاویر حضرت ایت الله العظمی نجومی -2

آلبوم تصاویر حضرت ایت الله العظمی نجومی -1


زندگی نامه ایت الله العظمی سید مرتضی حسینی نجومی کرمانشاهی(ره)


زندگی نامه عالم ربانی سید العلماء العاملین مرحوم حضرت ایت الله العظمی

سید مرتضی حسینی نجومی کرمانشاهی(ره)


حضرت آیت الله العظمی سید مرتضی نجومی، فرزند مرحوم آیت الله آقا سید محمدجواد نجومی که ــ بنا به شجره نامه‌ای که به خطّ ایشان، در پشت نسخه بسیار نفیس نهج البلاغه خطی مرقوم شده ـ سلسله سیادت ایشان به امام سجاد علیه‏السلام می‏رسد. پدر و جد بزرگوارشان، متولد کرمانشاه و از سادات بسیار جلیل القدر و از صالحان زمان بودند که عمر مبارکشان را در همین شهر سپری کردند و برای دوست‏داران ائمه اطهار(ع) ملجأ و پناهی بی‏بدیل بودند.
استاد در همین نامه می‏فرماید: «والدة عفیفه و صالحة بنده که به راستی نمونة سلامت نفس، دیانت، تقوی، دلسوزی، مهر و محبت بود، فرزند مرحوم مغفور آیت الله شیخ مرتضی علم الهدی آل آقا بودند».
سال و محل تولد استاد ــ برابر آنچه در این کتاب قید فرموده‌اند به نقل از والد مکرّمشان که در پشت نسخة خطی کتاب «عین الیقین» فیض مرقوم داشته‌اند، ــ در ۲۳ جمادی الثانی ۱۳۴۶ مصادف با ۵ آذر ۱۳۰۷ در کرمانشاه می‏باشد، اما در شناسنامه، تاریخ تولدشان ۲۶ بهمن ۱۳۰۷ قید شده‌ است.
سید مرتضی در سال ۱۳۱۴ شمسی در دبستان هدایت کرمانشاه به تحصیل پرداخته و تا کلاس ششم همان‏جا بود. و بعد از آنکه در سال ۱۳۲۱ و ۱۳۲۲ دوران اول و دوم دبیرستان را گذراند، تحصیل در مدارس دولتی را رها و به تحصیل دروس حوزوی مشغول شد.

اساتید

در زمانی که هیچ مدرسه علوم دینی و هیچ طلبه‌ای در کرمانشاه نبود، سید مرتضی تحصیل علوم حوزوی را نزد پدرشان و دیگر اساتید شهرآغاز نمودند تا اینکه پس از گذشت چند ماهی از این جریان علمای کرمانشاه به امر حضرت آیت الله آقا سید ابوالحسن اصفهانی حوزة علمیه را در کرمانشاه پایه گذاری نموده و در مسجد حاج شهباز خان، اوّلین مدرسه علوم دینی تشکیل شد.
ایشان در محضر اساتیدی چون آقا میرزا ابراهیم پور معتمد، حاج سید محمود معصومی لاری و حاج شیخ حسن حاج آخوند به تحصیل علوم دینی پایه پرداختند.

عزیمت به کوی دوست

وی جهت گذراندان دروس حوزوی و بهره جستن از محضر اساتید بزرگ شیعه به عتبات عالیات عراق یعنی «کربلا و نجف» مهاجرت کردند. ایشان در کتاب «کیمیای هستی» تحت عنوان تعبیر رؤیا و عزیمت به کوی دوست، از این اقدام یاد کرده‌اند.
آیت الله العظمی نجومی در بیان دلیل عزیمت به عراق، برای ادامة تحصیل در کتاب «کیمیای هستی» چنین نوشته‌اند که: «رفت و آمد علاقمندان و همشهریان را به منزل والد و معاشر بیش از اندازه را بلائی برای ادامة تحصیل دیدم، لذا تصمیم به عزیمت به عتبات مقدسه و انتقال به حوزة نجف اشرف گرفتم.» ایشان در سال ۱۳۶۹ هجری قمری به شهر نجف اشرف رفته، به تحصیل دروس حوزوی پرداخت و به درجه اجتهاد نائل آمد.

آیت‏‎الله هنرمند

آیت الله العظمی سید مرتضی نجومی علاوه بر اینکه عالمی مجاهد بود و دستی گشاده در فقه و اصول و علوم حوزوی داشت و تقریرات درس‏های فقهی استادان برجسته حوزه را به چاپ رسانده بود، از برترین‏های هنر خوش نویسی جهان هم بودند که تابلوهای زیبای ایشان هوش از سر هر صاحب ذوقی می‌برد. استاد نزد خطاطان بزرگی همچون هاشم بغدادی و احمد نجفی به تمرین پرداختند تا درانواع خطوط اسلامی استاد مسلم و در خط نسخ و ثلث یگانه و بی‏همتا گردیده‌ و در تذهیب و تشعیر و جلید و گل و بوته سازی آثار جاودانه‌ای پدید آورده‌اند. گفتنی است که حضرت آیت الله سید مرتضی نجومی به عنوان چهرة ماندگار ایران در عالم هنر هم مورد تقدیر قرار گرفته‌اند.

فعالیت‏های انقلابی

استاد در خصوص فعالیت‏های دوران انقلاب چنین نگاشته‌اند: «بعد از بازگشت از نجف اشرف تا شروع انقلاب مقدس اسلامی دیگر مجال نوشتن کتابی یا استنساخی پیدا نشد و به کارهای معمولی و وظایف مقرره روحانیت مشغول شدیم. تا اوان انقلاب اسلامی که جوانان عزیز و سر باخته ، دستگاه تکثیر و چاپ اعلامیه‌ها را مخفیانه به منزل ما آوردند، به‏طوری که خود آقایان روحانیون محترمی که کاملاً در جریان انقلاب بودند نمی‌دانستند که اعلامیه‌ها کجا تکثیر می‌شود، حتی گاهی جلسه آقایان علما منزل ما بود و در همان وقت جوانان عزیز در زیر زمین مشغول تکثیر و چاپ اعلامیه‌ها با انشاء این حقیر بودند.»
در کوران درگیری‏های انقلاب در ۹ مهر ماه ۵۷ داماد ایشان، جناب آقای صادق صابون‏پز در درگیری با عوامل رژیم شاه به شهادت رسید و به عنوان اولین شهید انقلاب اسلامی در کرمانشاه تقدیم به امام و انقلاب شد.

آثار و تألیفات

در آثار به ثبت رسیده از ایشان می‌توان به مجموعه عکسی از آثار خطی ایشان، چند رساله ارزشمند با عناوینی چون رساله بعد معنوی هنر خط، رساله التصویر و التمثیل، رسالة الغناء، رساله النجاسه ـ الخمر، تفسیر سورة مومن، کیمیای هستی، فیض قلم، سحر مبین و رساله‌ای در تعظیم شعائر اسلامی اشاره نمود.

وفات

عالم فرزانه، آیت الله العظمی سید مرتضی نجومی، پس از عمری مجاهدت و تلاش برای اعتلای کلمه حق در ایران و جهان، صبح دوشنبه، بیست و پنجم آبان ماه ۱۳۸۸ مصادف با بیست و هفتم ذی القعده سال۱۴۳۰ بر اثر بیماری و کسالت در منزل شخصی خود دار فانی را وداع گفت.
از تهران سرشناسان خوشنویسی پایتخت نشین برای سنجش عیار خطّ ایشان راهی کرمانشاه شده بودند. تبحر ایشان در ثلث نویسی بود، صلابت و راست نویسی یکی از ویژگی های مهم این خط است. با دستگاه های دقیق و اندازه گیری نگاه کرده بودند. صلابت حرف الفی که ایشان تحریر کرده بود بی نظیر بود و اندکی لرزش در این حروف دیده نمی شد. آن موقع سنشان بالای شصت بود …
اول امسال(۱۳۸۸) تماس گرفته بود با یکی از مسئولان شهرداری کرمانشاه، گفته بود امسال سال آخر من است، امسال من می‌میرم. اگر وقت داری بیا با هم بگردیم جایی برای قبرم پیدا کنم. باغ فردوس کنار مزار شهدای کرمانشاه را انتخاب کرد. جایی که الآن دفن است دستچین خودش بود از میان قبور…
گفته بود آن مهر و سجاده‌ای را که در مسجد سال‌ها بر آن نماز خواندم با من در قبر بگذارید، آن را از مال شخصی خریداری کرده‌ام. هنگام مرگ مادرم هم یک مشت خاک از پایین پای او جمع کردم، روی چشم هایم بگذارید و مرا دفن کنید …

تصاویر آثار قلمی آیت الله العظمی  نجومی کرمانشاهی(ره)